خلاصه داستان قسمت ۳۸ سریال جیران
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۸ سریال جیران پرداخته شده است.
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۸ سریال جیران پرداخته شده است.
قسمت سیوهشتم سریال عاشقانه جیران به کارگردانی حسن فتحی روز جمعه ۲۵ آذر ۱۴۰۱ از فیلیمو پخش شد. هر چند در این قسمت شاهد نفوذ بیش از اندازه دار و دسته کفایت خاتون در میان عوام هستیم اما داستان جیران کمرنگترین داستان ماه گذشته بود. با هم نگاهی میاندازیم به نکات مهم قسمت ۳۸ سریال عاشقانه جیران.
روز وصال سارا و سیاوش در قسمت سی و هشتم سریال جیران
بالاخره در قسمت سی و هشتم سریال جیران سیاوش بالاخره به وصال رسید. او که در ماجرای عشق خدیجه تجریشی قافیه را به شاه ایران باخته بود اینبار با نیرنگهای کفایت خاتون توانست به سارای گرجی برسد. دختری که از همان ابتدا هم به نظر میرسید دلباخته شجاعت و مردانگی سیاوش شده است و حالا با خیال راحت و بدون ترس و دلهره در کنار او قدم میزند و زندگی را پس از رنج بسیار مجدد آغاز میکند. هر چند با توجه به ماموریت سیاوش برای مقابله با حکومت مرکزی مشخص نیست چه آیندهای در انتظار او و سارای گرجی باشد و احتمال و بیم آن هست که باز هم این وصال به هجران و جدایی منجر شود.
زهر چشم شاه از قائم مقامش
ناصرالدینشاه پس از آنکه نسبت به جیران خشم کرد از لحاظ روحی اوضاع آشفته شده و زمام امور مملکت داری از دستش رفته است. همین موضوع باعث شده است که نفوذ مخالفان در میان مردم شدت گرفته و شبنامههای بسیاری میان مردم کوچه و بازار علیه دولت مرکزی و شاه قاجار منتشر و پخش شود. در خوانش یکی از این شبنامهها که با خشم شاه همراه بود و دستور داد تا خانه تمامی دولتمردان را گشته و نسخهای از این شبنامه را پیدا کنند تا ریشه این فتنهها را پیدا کند؛ میرزاآقاخان نوری با دخالتی بیجا خشم شاه را دو چندان کرد تا شاه نسبت به تمامی رفتارهای او مشکوک شده و او را تهدید کند که بار دیگر چنین دخالتهایی موجب میشود که او سرش را از دست بدهد. چنین تهدیدی در جلوی قراول خاصه شخصیت میرزاآقاخان و قدرتی که به دست آورده است را سست و متزلزل نشان میدهد.
چرا از جیران خبری نیست؟
یکی از دلایل افت داستان در چند هفته گذشته و بهخصوص در قسمت سی و هشتم سریال جیران دور شدن روایت از هسته مرکزی آن است. این موضوع به دلیل شاخ و برگ گسترده سریال در قصههای فرعی خلاصه میشود. توجه فیلمساز به موضوعات میانی و دور شدن از شخصیت اصلی سریال یعنی جیران باعث شده است حوصله تماشای داستانهای فرعی برای مخاطب سخت باشد. به راستی جیران چه سرنوشتی در این سریال خواهد داشت؟ آیا باز هم به کاخ باز میگردد؟ آیا میتوان به آینده درخشان او امیدوار بود یا نیرنگ زنان دربار این امکان را به او نمیدهند؟
بخشش و پول پاشی اسدالله میرزا در قسمت سی و هشتم سریال جیران
ممدعلی تجریشی بعد از آنکه به واسطه خشم شاه تمام مسئولیتهایشان را از آنها گرفتند با بی مهری روستاییان و همولایتیهایش روبرو شد. کدخدا که تا پیش از آن گوش به فرمان پدر جیران بود پس از این رخداد اهالی روستا را علیه خانواده جیران شوراند تا از این طریق بیش از پیش قدرت را کسب کند. شاید حضور به موقع اسدالله میرزا و پخش سکههای باقی مانده از دوران مسئولیت در گوشه خورجینش باعث شد ذات پول پرست مردم روستا برای کدخدا و سایرین مشخص شود. جیران قصه ما بالاخره باز هم به روزهای طلایی زندگی با شاه قاجار باز میگردد؟ نظر شما چیست؟
روز وصال سارا و سیاوش در قسمت سی و هشتم سریال جیران
بالاخره در قسمت سی و هشتم سریال جیران سیاوش بالاخره به وصال رسید. او که در ماجرای عشق خدیجه تجریشی قافیه را به شاه ایران باخته بود اینبار با نیرنگهای کفایت خاتون توانست به سارای گرجی برسد. دختری که از همان ابتدا هم به نظر میرسید دلباخته شجاعت و مردانگی سیاوش شده است و حالا با خیال راحت و بدون ترس و دلهره در کنار او قدم میزند و زندگی را پس از رنج بسیار مجدد آغاز میکند. هر چند با توجه به ماموریت سیاوش برای مقابله با حکومت مرکزی مشخص نیست چه آیندهای در انتظار او و سارای گرجی باشد و احتمال و بیم آن هست که باز هم این وصال به هجران و جدایی منجر شود.
زهر چشم شاه از قائم مقامش
ناصرالدینشاه پس از آنکه نسبت به جیران خشم کرد از لحاظ روحی اوضاع آشفته شده و زمام امور مملکت داری از دستش رفته است. همین موضوع باعث شده است که نفوذ مخالفان در میان مردم شدت گرفته و شبنامههای بسیاری میان مردم کوچه و بازار علیه دولت مرکزی و شاه قاجار منتشر و پخش شود. در خوانش یکی از این شبنامهها که با خشم شاه همراه بود و دستور داد تا خانه تمامی دولتمردان را گشته و نسخهای از این شبنامه را پیدا کنند تا ریشه این فتنهها را پیدا کند؛ میرزاآقاخان نوری با دخالتی بیجا خشم شاه را دو چندان کرد تا شاه نسبت به تمامی رفتارهای او مشکوک شده و او را تهدید کند که بار دیگر چنین دخالتهایی موجب میشود که او سرش را از دست بدهد. چنین تهدیدی در جلوی قراول خاصه شخصیت میرزاآقاخان و قدرتی که به دست آورده است را سست و متزلزل نشان میدهد.
چرا از جیران خبری نیست؟
یکی از دلایل افت داستان در چند هفته گذشته و بهخصوص در قسمت سی و هشتم سریال جیران دور شدن روایت از هسته مرکزی آن است. این موضوع به دلیل شاخ و برگ گسترده سریال در قصههای فرعی خلاصه میشود. توجه فیلمساز به موضوعات میانی و دور شدن از شخصیت اصلی سریال یعنی جیران باعث شده است حوصله تماشای داستانهای فرعی برای مخاطب سخت باشد. به راستی جیران چه سرنوشتی در این سریال خواهد داشت؟ آیا باز هم به کاخ باز میگردد؟ آیا میتوان به آینده درخشان او امیدوار بود یا نیرنگ زنان دربار این امکان را به او نمیدهند؟
بخشش و پول پاشی اسدالله میرزا در قسمت سی و هشتم سریال جیران
ممدعلی تجریشی بعد از آنکه به واسطه خشم شاه تمام مسئولیتهایشان را از آنها گرفتند با بی مهری روستاییان و همولایتیهایش روبرو شد. کدخدا که تا پیش از آن گوش به فرمان پدر جیران بود پس از این رخداد اهالی روستا را علیه خانواده جیران شوراند تا از این طریق بیش از پیش قدرت را کسب کند. شاید حضور به موقع اسدالله میرزا و پخش سکههای باقی مانده از دوران مسئولیت در گوشه خورجینش باعث شد ذات پول پرست مردم روستا برای کدخدا و سایرین مشخص شود. جیران قصه ما بالاخره باز هم به روزهای طلایی زندگی با شاه قاجار باز میگردد؟ نظر شما چیست؟
نظر شما