خلاصه داستان قسمت ۳۵ سریال جیران
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۵ سریال جیران پرداخته شده است.
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۵ سریال جیران پرداخته شده است.
قسمت سی و پنجم سریال عاشقانه جیران ساخته حسن فتحی روز جمعه ۴ آذر از فیلیمو پخش شد.
عاقبت جیران چه می شود؟
در این قسمت صحبتهای بی حساب و کتاب و از روی خشم جیران موجب شد بالاخره شاه در قسمت سی و پنجم سریال جیران با او برخوردی را بکند که تمام اهل حرم و درباریان انتظارش را داشتند. خفیف کردن سوگلی جلوی چشم دشمنان همان چیزی بود که بعد از این همه وقت دلدادگی و مدهوش عشق بودن باید اتفاق میافتاد. فتنه قتل فرزند جیران همان آتشی را به دامن او و اطرافیانش انداخت که تا مدتها نمیتواند به زندگی عادی بازگردد. جیران با قهر شاه همان خدیجه روستا زادهای شد که دیگر توان برآورده کردن خواستههای رعیت را ندارد. این سرنوشت تلخ را چه چیزی و چه کسی میتواند به روزهای خوش گذشته برگرداند؟ پشیمانی شاه یا جیران؟
میشد از همان لحظه که شاه گرده جیران را گرفته و او را در میان خواتین و خواجهها پرت میکند حدس زد که واکنشها نسبت به این اتفاق چیست. جیران آمده بود و جای بسیاری از زنان و عزیزان شاه را تنگ کرده بود. چشم شاه به روی همه زنان حرمسرا بسته شده بود و دیگر علاقهای به هیچ یک از زنانش نداشت. طبیعی است که مکر زنانه و خواستههای زنان شاه موجب شود که بعد از مدتی ناصرالدینشاه دل از جیران ببرد. در همان اولین برخورد تاجالدوله زهر خودش را به جیران ریخت و از شاه خواست تمام اطرافیانش را از قصر بیرون کنند. از دیگر سو زنان دربار که خلوت شاه را یک فرصت برای نزدیک شدن به قدرت میدانند با دلداری و استفاده از زنانگی خود سعی کردند که شاه را به سمت خودشان تمایل دهند.
فیلیمو نوشت: اسدالله میرزا برادر جیران که دیگر مهر قاتل بودن به پیشانیاش خورده است و موجب شد ننه آشوب هیچوقت نتواند قاتل فرزند جیران را پیدا کند اولین قربانی خشم شاه نسبت به خواهرش بود و از خدمتکار ویژه شاه برکنار شد. او بعد از آنکه آواره کوچه و خیابان شد و دیگر قدرت و ثروت گذشته را نداشت یادش میماند که ننه آشوب به او گفت اگر میخواهی عزت و جایگاهی داشته باشی از خواهرت جدا نشو و به او پشت نکن. اسدالله اگرچه چنین نکرد و عاقبت به خیر نشد اما هیچگاه طمعکاری او که موجب از بین رفتن چنین فرصتی شد را فراموش نخواهد کرد.
سیاوش حالا دیگر تبدیل به قهرمان خاندان زندیه شده است. او رسالت خودش را در از بین بردن فقر و نابرابری حاصل از بیتدبیریهای حکومت ناصرالدینشاه میداند و هر آنچه که در توان او و اطرافیان کفایت خاتون هست را برای پیشبرد اهدافش بسیج کرده است. در این میان اما سیاوش یک خواسته شخصی داشت که کفایت خاتون آن را اجابت کرد. ساموئل برادر سارای گرجی نوید آزادی زود هنگام خواهرش از چنگال دربار ناصری است. دختری که دل در گروی شاه قاجار ندارد و تصمیم دارد با سیاوش ازدواج کند. عشق دوم سیاوش بعد از تحمل و رنجی که از فراغ خدیجه تجریشی رخ داد اتفاقی است که میتواند سیاوش را برای ادامه مسیر امیدوارتر کند.
جیران در قسمت سی و پنجم سریال جیران با همه خشم و ناراحتی کاخ را ترک کرد و نقاشی شاه که یادگار دوران عشق آن دو بود را پاره کرد. ولی به غیر از این یادگاری خطی از شاه روی کاغذی بود که هر چند جیران دیر او را یافت اما هنگام خواندن نامه دریافت که ناصرالدینشاه در وصف خوبیها و عشق ماندگارشان چه چیزهایی نوشته است. نامهای که اگرچه دیر اما بالاخره توسط جیران خوانده شد تا دریچهای برای آینده باز باشد. شاید بارداری مجدد جیران تمام روابط تلخ گذشته را به روزهای خوش آینده پیوند بزند.
حال باید دید که آیا شاه از دور کردن جیران از خود پشیمان می شود؟ عشق شاه به جیران پایان یافت و جیران از شاه متنفر می شود؟ یا سوگلی ناصرالدین شاه دوباره باز می گردد. شاه به جیران فکر می کند یا نه؟ جواب تمام این سوالات را در قسمت های بعدی خواهید دید با ما همراه باشید.
نظر شما