ساناز تبری در گفتگو با "صفحه اقتصاد" بررسی کرد:
خانوادهها چگونه برای بحران آماده شوند؟/ تبدیل همبستگی مقطعی به تابآوری پایدار
بحرانها فقط زیرساختها، فعالیتهای اقتصادی و زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار نمیدهند، بلکه میزان اعتماد، همبستگی و توان روانی جامعه را نیز به آزمون میگذارند. در چنین شرایطی، گاهی پیش از آنکه نهادهای رسمی به کمک افراد برسند، خانوادهها، دوستان و همسایهها به یکدیگر پناه میبرند و بخشی از نیازهای هم را برطرف میکنند. این رفتارها نشان میدهد جامعه در مواجهه با بحران از ظرفیتهایی برخوردار است که میتوانند به عبور از شرایط دشوار کمک کنند.
صفحه اقتصاد - مسئله اصلی تنها شکلگیری همدلی در روزهای نخست بحران نیست؛ پرسش مهمتر این است که این همبستگی چگونه میتواند ادامه پیدا کند و به توانایی پایدار جامعه برای مواجهه با بحرانهای آینده تبدیل شود؟
ساناز تبری، جامعهشناس و پژوهشگر، در گفتوگو با "صفحه اقتصاد" معتقد است: جامعه ایران در واکنش اولیه به بحرانها از ظرفیتهای قابلتوجهی برخوردار است، اما برای تبدیل این توانایی به تابآوری پایدار، همچنان به تقویت اعتماد نهادی، آمادگی عمومی و حمایتهای اجتماعی نیاز دارد.
جامعه ایران در برابر بحران؛ قوی در واکنش، نیازمند آمادگی بلندمدت
تبری تابآوری اجتماعی را توانایی جامعه برای جذب شوک، حفظ کارکردهای اصلی زندگی و بازگشت به تعادل میداند.
او می گوید: تجربه جنگها و بحرانهای گذشته نشان داده است که جامعه ایران در سطح واکنشی توانمند است، اما در سطح نهادی و بلندمدت هنوز با چالشهایی روبهروست.
این جامعهشناس می افزاید: یکی از مهمترین نقاط قوت جامعه ایران، سرمایه اجتماعی غیررسمی آن است. شبکههای خانوادگی، روابط دوستانه و ارتباط میان همسایهها میتوانند در ساعتها و روزهای نخست بحران، نقش یک شبکه حمایتی را ایفا کنند. شبکهای که گاهی پیش از رسیدن کمکهای رسمی، امکان تامین نیازهای اولیه و کاهش سردرگمی افراد را فراهم میکند.
تبری توضیح می دهد: افراد میتوانند با قرار دادن رنج در چارچوبهای اخلاقی، تاریخی و هویتی، آن را قابلتحملتر کنند. تجربه بحرانهای گذشته نیز ممکن است مهارتهای عملی و نوعی آمادگی ذهنی در افراد ایجاد کند؛ مهارتهایی که در شرایط اضطراری به کار میآیند. با این حال، این ظرفیتها بهتنهایی برای عبور پایدار از بحران کافی نیستند.
تبری یکی از ضعفهای مهم را ناپایداری همبستگی اجتماعی میداند.
او معتقد است: ممکن است در روزهای نخست یک بحران، همدلی و همراهی میان مردم افزایش پیدا کند، اما اگر اعتماد نهادی تقویت نشود و تغییرات لازم در ساختارهای حمایتی شکل نگیرد، این انسجام بهتدریج فرسوده میشود.
او همچنین به انباشت فشارهای روزمره اشاره می کند و می گوید: هنگامی که یک بحران با مشکلاتی مانند تورم، خشکسالی یا آلودگی هوا همراه میشود، فشار روانی افراد افزایش پیدا میکند. در چنین وضعیتی، مسئله تنها تحمل یک اتفاق ناگهانی نیست؛ بلکه خستگی ناشی از مواجهه مداوم با مشکلات نیز میتواند توان جامعه را کاهش دهد.
اضطراب را حذف نکنیم؛ آن را مدیریت کنیم
یکی از پیامدهای طبیعی بحران، افزایش نگرانی درباره آینده است. نگرانی از امنیت خانواده، وضعیت اقتصادی و احتمال ادامه شرایط دشوار میتواند زندگی روزمره افراد را تحت تأثیر قرار دهد. در کنار آن، انتشار شایعات و اطلاعات تأییدنشده ممکن است بر اضطراب عمومی بیفزاید و روابط اجتماعی را نیز دچار تنش کند.
تبری تاکید می کند: نخستین گام برای مواجهه با اضطراب، پذیرفتن آن بهعنوان واکنشی طبیعی است. هدف این نیست که افراد در شرایط بحرانی هیچ نگرانیای نداشته باشند بلکه باید مانع از آن شد که اضطراب به درماندگی، پرخاشگری یا بدگمانی نسبت به دیگران تبدیل شود.
این جامعهشناس بیان می کند: برای مقابله با شایعات، دسترسی به اطلاعات روشن، اهمیت دارد. هنگامی که موضوعی برای مردم اهمیت زیادی دارد، اما اطلاعات دقیق و قابلاعتماد درباره آن در دسترس نیست، زمینه انتشار شایعه افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، انتخاب یک یا دو منبع خبری معتبر، محدود کردن زمان پیگیری اخبار و بررسی منبع اطلاعات پیش از بازنشر آن میتواند به کاهش آشفتگی اطلاعاتی کمک کند.
تبری همچنین معتقد است: در شرایط بحرانی، اختلاف نظر میان افراد طبیعی است؛ ممکن است مردم درباره نحوه مواجهه با شرایط، تصمیمهای شخصی یا ارزیابی رویدادها دیدگاههای متفاوتی داشته باشند. مشکل زمانی آغاز میشود که این اختلاف نظرها به تقابل هویتی تبدیل شوند و افراد، بهجای گفتوگو، یکدیگر را از دایره اعتماد و همدلی خارج کنند. توجه به نگرانیهای مشترک و حفظ احترام متقابل میتواند مانع از آن شود که اختلاف دیدگاهها به تضعیف همبستگی اجتماعی بینجامد.
خانوادهها چگونه برای بحران آماده شوند؟
تبری می گوید: تابآوری اجتماعی تنها به تصمیمهای کلان وعملکرد نهادهای مسئول وابسته نیست؛ خانوادهها نیز میتوانند با چند اقدام ساده، آمادگی بیشتری برای مواجهه با شرایط اضطراری پیدا کنند.
تبری همچنین پیشنهاد می کند: خانوادهها باید از پیش درباره سناریوهای احتمالی گفتوگو کنند و برای موقعیتهایی مانند قطع ارتباط یا دشوار شدن رفتوآمد، برنامهای مشخص داشته باشند. تعیین یک فرد بهعنوان نقطه تماس خانواده و مشخص کردن محل ملاقات در صورت قطع ارتباط، از جمله اقداماتی است که میتواند سردرگمی را کاهش دهد.
او اضافه می کند: سالمندان، بیماران و افراد دارای محدودیت جسمی باید از ابتدا در این برنامهریزیها دیده شوند زیرا نبود برنامه مشخص میتواند این گروهها را بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دهد.آمادگی روانی نیز به همین اندازه اهمیت دارد.
این پژوهشگر بر ضرورت گفتوگوی صادقانه و متناسب با سن کودکان تاکید می کند و معتقد است: کودکان علاوه بر محتوای خبرها، از رفتار و لحن بزرگترها نیز تاثیر میپذیرند. حفظ آرامش نسبی در خانواده و توضیح شرایط متناسب با درک کودکان میتواند به کاهش نگرانی آنها کمک کند. مرور تجربههای دشوار گذشته و یادآوری شیوههایی که خانواده با کمک آنها از شرایط قبلی عبور کرده است نیز میتواند احساس توانمندی را تقویت کند.
این جامعهشناس همچنین آشنایی با کمکهای اولیه، مسیرهای امن، محل پناهگاههای محلی و شمارههای اضطراری را از جمله اقداماتی میداند که هم آمادگی عملی افراد را افزایش میدهد و هم به آنها احساس کنترل بیشتری میبخشد.
او تاکید می کند: اگر نشانههایی مانند بیخوابی طولانیمدت، وحشت مداوم یا بیانگیزگی شدید ادامه پیدا کند، استفاده از خدمات مشاوره و روانشناسی باید بهعنوان اقدامی برای مراقبت از خود در نظر گرفته شود.
همسایهها؛ نخستین حلقه کمکرسانی در بحران
در بسیاری از بحرانها، نخستین کمکها از نزدیکترین حلقههای اجتماعی به افراد میرسد. همسایهای که از وضعیت سالمند تنها در ساختمان اطلاع دارد، فردی که با کمکهای اولیه آشناست یا خانوادهای که امکان جابهجایی افراد دیگر را دارد، میتواند در ساعات اولیه شرایط اضطراری نقش مهمی ایفا کند.
تبری معتقد است: ظرفیت همیاری محلی باید پیش از وقوع بحران شکل بگیرد. شناخت همسایهها و آگاهی از نیازها و تواناییهای افراد محله میتواند به ایجاد شبکهای از حمایت متقابل منجر شود. گروههای ارتباطی ساختمانها و محلهها نیز میتوانند کاربردی باشند؛ البته به شرط آنکه قواعد روشنی برای استفاده از آنها وجود داشته باشد. اطلاعرسانی دقیق، پرهیز از انتشار شایعات و جلوگیری از تبدیل این گروهها به محل درگیریهای غیرضروری، از جمله مواردی است که به حفظ کارکرد آنها کمک میکند. چنین شبکههایی قرار نیست جایگزین نهادهای امدادی شوند؛ بلکه میتوانند ارتباط میان مردم را تقویت کنند و در کنار خدمات رسمی، بخشی از نیازهای فوری را پوشش دهند.
مسئولیت نهادها؛ تبدیل همبستگی مقطعی به تابآوری پایدار
به اعتقاد تبری، همبستگی خودجوش مردم در روزهای بحران سرمایهای ارزشمند است، اما برای ماندگاری آن باید شرایطی فراهم شود که اعتماد و همکاری اجتماعی از سطح روابط فردی فراتر برود و به بخشی از سازوکار مدیریت بحران تبدیل شود.
او شفافیت و صداقت در اطلاعرسانی را یکی از مهمترین الزامات این مسیر میداند.
به گفته این جامعهشناس، ارائه سریع و منظم اطلاعات، حتی زمانی که همه جزئیات مشخص نیست، میتواند به حفظ اعتماد کمک کند. در مقابل، اطمینانبخشی بدون پشتوانه یا پنهان ماندن اطلاعات ضروری ممکن است زمینه بیاعتمادی و گسترش شایعات را افزایش دهد.
این جامعه شناس همچنین بر ضرورت پاسخگویی نهادها درباره تصمیمها و خطاها و مشارکت دادن گروههای اجتماعی در برنامهریزی برای بحران تاکید می کند و می گوید: نمایندگان محلات، معلمان، پزشکان، سازمانهای مردمنهاد و شوراها میتوانند در شناسایی نیازهای واقعی مردم و طراحی راهکارهای عملی نقش داشته باشند. در کنار این موارد، آموزش عمومی مدیریت بحران باید به بخشی از برنامههای مستمر مدارس و رسانهها تبدیل شود. برگزاری تمرینهای دورهای، مشخص بودن مسیرهای تخلیه و محلهای امن، تقویت زیرساختهای آب، برق، دارو و ارتباطات و توسعه خدمات روانیاجتماعی نیز از اقداماتی است که میتواند آمادگی جامعه را افزایش دهد.
او بر اهمیت مدیریت محلهمحور بحران نیز تاکید کرده و خاطر نشان می سازد: رویکردی که در آن، گروههای محلی علاوه بر برخورداری از آموزش و اطلاعات لازم، برای پاسخگویی به نیازهای منطقه خود اختیار و منابع مشخصی داشته باشند.
تابآوری فقط تحمل بحران نیست
تجربه بحرانها نشان میدهد که روابط خانوادگی، همیاری همسایهها و توان مردم برای سازگاری با شرایط دشوار، از ظرفیتهای مهم جامعه ایران است. با این حال، تابآوری اجتماعی را نمیتوان صرفاً با میزان تحمل مردم یا همدلی آنها در روزهای نخست یک بحران سنجید.
آنچه این ظرفیت را به توانایی پایدار تبدیل میکند، ترکیبی از آمادگی خانوادهها، شبکههای محلی فعال، دسترسی به اطلاعات قابلاعتماد و عملکرد پاسخگوی نهادهای مسئول است.
بر این اساس، بهبود تابآوری اجتماعی نه فقط به معنای آماده بودن برای تحمل بحران بعدی، بلکه به معنای فراهم کردن شرایطی است که مردم در زمان مواجهه با دشواریها، کمتر تنها بمانند، بهتر تصمیم بگیرند و بتوانند سریعتر به زندگی عادی بازگردند.