لوگو
کد خبر: ۳۵۲۸۷۸

اقتصاد آمریکا زیر فشار جنگ؛ حاشیه امن ترامپ در حال کوچک شدن است

اقتصاد آمریکا در پایان سپتامبر در نقطه‌ای متناقض ایستاده است؛ رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های سنگین در فناوری هنوز مانع از ورود اقتصاد به رکود شده‌اند، اما همزمان کاهش فرصت‌های شغلی، سقوط اعتماد مصرف‌کنندگان، افزایش هزینه انرژی و فشار نرخ بهره، حاشیه امن اقتصاد را محدود کرده‌اند.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
اقتصاد آمریکا زیر فشار جنگ؛ حاشیه امن ترامپ در حال کوچک شدن است

صفحه اقتصاد - در این میان، تداوم جنگ و اختلال در بازار انرژی می‌تواند هزینه‌های بیشتری به خانوارها و بنگاه‌های آمریکایی تحمیل کند؛ شرایطی که برای دولت دونالد ترامپ، حفظ تصویر یک اقتصاد قدرتمند را دشوارتر می‌کند.

اقتصاد آمریکا در پایان سپتامبر با مجموعه‌ای از نشانه‌های متناقض مواجه شده است؛ اقتصادی که از یک سو همچنان از رشد تولید، مصرف و سرمایه‌گذاری، به‌ویژه در حوزه زیرساخت‌های هوش مصنوعی، بهره می‌برد و از سوی دیگر با نشانه‌های آشکار از کاهش شتاب بازار کار، افت اعتماد مصرف‌کنندگان و افزایش هزینه‌های انرژی روبه‌روست.

تازه‌ترین داده‌ها نشان می‌دهد فرصت‌های شغلی آمریکا در پایان ماه اوت ۲۵۶ هزار مورد کاهش یافته و به ۷.۰۷۹ میلیون فرصت رسیده است؛ پایین‌ترین سطح در پنج ماه گذشته. نرخ فرصت‌های شغلی نیز از ۴.۴ به ۴.۳ درصد کاهش یافته و بخش‌هایی مانند تولید و ساخت‌وساز نیز کاهش فرصت‌های شغلی را تجربه کرده‌اند.

همزمان، شاخص اعتماد مصرف‌کننده در سپتامبر ۶.۷ واحد کاهش یافته و به ۸۱.۹ رسیده است؛ سطحی که پایین‌ترین میزان از آوریل ۲۰۱۴ محسوب می‌شود. افزایش نگرانی خانوارها درباره وضعیت آینده اقتصاد و بازار کار، در کنار رشد سهم افرادی که یافتن شغل را دشوار می‌دانند، نشان می‌دهد فشارهای اقتصادی بیش از گذشته به سطح زندگی روزمره آمریکایی‌ها منتقل شده است.

در بازار سهام نیز تصویر یکدستی وجود ندارد. در حالی که شاخص S&P 500 همچنان از عملکرد شرکت‌های بزرگ فناوری حمایت می‌گیرد، شاخص هم‌وزن این بازار عملکرد ضعیف‌تری نشان می‌دهد. این واگرایی بیانگر آن است که رشد شاخص اصلی الزاماً به معنای قدرت یکسان در تمام بخش‌های بازار نیست.

در چنین شرایطی، نقش هزینه‌های ناشی از جنگ و به‌ویژه شوک انرژی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و اختلال در بازار انرژی منطقه، ریسک افزایش قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی را تشدید کرده است. افزایش قیمت سوخت در آمریکا مستقیماً هزینه حمل‌ونقل را بالا می‌برد، اما آثار آن به مراتب فراتر از جایگاه‌های سوخت است و می‌تواند از مسیر حمل‌ونقل، تولید، مواد غذایی و خدمات به بخش‌های مختلف اقتصاد منتقل شود.

این همان نقطه‌ای است که هزینه جنگ می‌تواند به هزینه زندگی تبدیل شود.

وقتی قیمت انرژی افزایش پیدا می‌کند، خانوارها بخش بیشتری از درآمد خود را صرف سوخت و کالاهای ضروری می‌کنند و منابع کمتری برای سایر مخارج در اختیار خواهند داشت. از سوی دیگر، بنگاه‌ها نیز با افزایش هزینه نهاده‌ها و نااطمینانی بیشتر مواجه می‌شوند و ممکن است در استخدام و سرمایه‌گذاری محتاط‌تر عمل کنند.

از این منظر، فشار انرژی می‌تواند همزمان دو اثر متضاد ایجاد کند؛ از یک سو تورم را افزایش دهد و از سوی دیگر، با کاهش قدرت خرید خانوار و افزایش هزینه تولید، به فعالیت اقتصادی فشار وارد کند.

پیامد مهم‌تر زمانی ظاهر می‌شود که این وضعیت با سرد شدن بازار کار همراه شود. اگر رشد اشتغال کاهش پیدا کند، معمولاً انتظار می‌رود سیاست پولی فضای بیشتری برای حمایت از اقتصاد پیدا کند؛ اما افزایش دوباره قیمت انرژی و تشدید فشارهای تورمی می‌تواند دست بانک مرکزی آمریکا را برای کاهش سریع نرخ بهره محدود کند.

به بیان دیگر، جنگ الزاماً به شکل مستقیم بازار کار آمریکا را هدف قرار نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند از مسیر افزایش هزینه اداره اقتصاد، حاشیه امن خانوارها و بنگاه‌ها را کاهش دهد.

در همین حال، اقتصاد آمریکا هنوز نشانه‌های مهمی از مقاومت دارد. تولید ناخالص داخلی در سه‌ماهه دوم با نرخ سالانه ۲.۲ درصد رشد کرده و مصرف و سرمایه‌گذاری، به‌ویژه سرمایه‌گذاری مرتبط با هوش مصنوعی، همچنان از فعالیت اقتصادی حمایت می‌کنند. بنابراین سخن گفتن از فروپاشی یا رکود قطعی اقتصاد آمریکا بر اساس داده‌های فعلی، زودهنگام است.

مسئله اصلی اما جای دیگری است؛ اقتصاد آمریکا همچنان رشد می‌کند، اما هزینه حفظ این رشد در حال افزایش است.

بازار کار هنوز فرو نریخته، بازار سهام هنوز وارد یک سقوط گسترده نشده و اقتصاد آمریکا همچنان از موتورهای قدرتمندی مانند فناوری و سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی برخوردار است. با این حال، کاهش فرصت‌های شغلی، افت اعتماد مصرف‌کنندگان، هزینه بالای مسکن، نرخ‌های بهره بالا و افزایش ریسک انرژی، همگی در حال کاهش بخشی از حاشیه امن اقتصاد هستند.

برای دولت ترامپ، این وضعیت یک چالش مهم اقتصادی و سیاسی ایجاد می‌کند. کاخ سفید می‌تواند به رشد GDP، بازار سهام و سرمایه‌گذاری‌های فناوری استناد کند؛ اما خانوارها اقتصاد را از زاویه دیگری تجربه می‌کنند: قیمت سوخت، هزینه مسکن، دستمزد، امنیت شغلی و قدرت خرید.

به همین دلیل، داده‌های سپتامبر را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه ورود اقتصاد آمریکا به بحران دانست؛ اما آنها تصویری از اقتصادی ارائه می‌کنند که در آن فاصله میان شاخص‌های کلان و تجربه روزمره خانوارها در حال افزایش است.

چالش اصلی برای دولت ترامپ نیز دقیقاً همین شکاف است: حفظ رشد اقتصادی در شرایطی که جنگ و شوک انرژی می‌توانند همزمان هزینه زندگی، تورم و فشار بر بازار کار را افزایش دهند. اگر این فشارها ادامه پیدا کند، روایت «اقتصاد قدرتمند آمریکا» ناگزیر باید با واقعیت پیچیده‌تری از وضعیت خانوارها و بنگاه‌ها مواجه شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات
آرشیو