تهدید ترامپ، پاسخ پزشکیان و جهش نفت؛ برنت دوباره از ۱۰۰ دلار عبور کرد
تهدید دونالد ترامپ به «نابودی» ایران در صورت نرسیدن به توافق و پاسخ صریح مسعود پزشکیان مبنی بر نپذیرفتن تسلیم و توافق تحت فشار، تنها یک رویارویی لفظی در سازمان ملل نبود؛ بازار نفت نیز چند ساعت بعد به این تقابل واکنش نشان داد.
صفحه اقتصاد - برنت در معاملات ۲۳ سپتامبر با جهش ۳.۸۶ درصدی، ۳.۸۳ دلار افزایش یافت و به ۱۰۳.۰۸ دلار در هر بشکه رسید؛ واکنشی که نشان میدهد با وجود برخی نشانههای دیپلماتیک، بازار هنوز ریسک تداوم بحران و اختلال در مسیرهای انرژی، بهویژه تنگه هرمز، را از معادلات خود خارج نکرده است.
ترامپ در سخنرانی خود از یک سو از امکان مذاکره و توافق سخن گفت و از سوی دیگر تهدید کرد که در صورت نرسیدن به توافق، ایران را «نابود» خواهد کرد. پزشکیان نیز در سخنان خود بر ایستادگی ایران و نپذیرفتن فشار و شروط تحمیلی تأکید کرد. گزارش رویترز نیز نشان میدهد که مواضع دو طرف همچنان فاصله قابلتوجهی با یکدیگر دارد.
اما اهمیت این تقابل زمانی بیشتر میشود که واکنش بازار نفت را در کنار مواضع سیاسی دو طرف قرار دهیم.
نفت؛ دماسنج انتظارات درباره هرمز
در روزهایی که نشانههایی از احتمال پیشرفت مذاکرات، افزایش جریان نفت و احتمال بهبود عبور و مرور در هرمز در بازار تقویت شد، بخشی از ریسک ژئوپلیتیک از قیمت نفت خارج شد. رویترز نیز گزارش داده بود که افزایش جریان نفت از مسیر هرمز و برخی سیگنالهای دیپلماتیک، فشار کاهشی بر قیمتها ایجاد کرده بود. اما همزمان با افزایش ابهام درباره زمان و شرایط دستیابی به توافق، نفت دوباره به بالای ۱۰۰ دلار بازگشت.
بنابراین رفتار بازار را میتوان یکی از شاخصهای قابلتوجه برای سنجش انتظارات معاملهگران دانست؛ نه به این معنا که قیمت نفت صرفاً نتیجه یک سخنرانی یا یک موضع سیاسی است، بلکه از آن جهت که نفت همزمان مجموعهای از متغیرها شامل عرضه، ذخایر، مسیرهای صادراتی، تحولات نظامی و انتظارات نسبت به آینده را در خود منعکس میکند.
پیام قیمت ۱۰۳ دلاری برنت در ۲۳ سپتامبر دستکم این است که بازار هنوز به سناریوی حذف سریع ریسک هرمز اطمینان پیدا نکرده است.
این نکته اهمیت ویژهای دارد، زیرا هرمز صرفاً یک نقطه جغرافیایی در نقشه انرژی جهان نیست؛ هر تغییری در امکان، سرعت و شرایط عبور انرژی از این مسیر، مستقیماً در محاسبه «حقبیمه ریسک» نفت اثر میگذارد. در شرایط کنونی نیز هر نشانهای از افزایش جریان عبوری یا امکان بازگشت پایدار تجارت از این مسیر میتواند بخشی از این حقبیمه را کاهش دهد و برعکس، افزایش ریسک اختلال پایدار میتواند آن را دوباره به قیمت نفت بازگرداند.
تابآوری؛ فراتر از میدان جنگ
از همین زاویه، مفهوم تابآوری در بحران جاری فقط به توان نظامی یا ظرفیت تحمل فشار اقتصادی محدود نمیشود. تابآوری زمانی معنا پیدا میکند که هر طرف بتواند در عین تحمل هزینههای بحران، اهرمهایی را حفظ کند که هزینه ادامه بحران را برای طرف مقابل نیز افزایش میدهد.هرمز یکی از مهمترین این اهرمهاست.
بازار نفت در واقع به یک پرسش اساسی پاسخ میدهد: آیا شرایط به سمت بازگشت پایدار جریان انرژی و کاهش تنش حرکت میکند یا ریسک اختلال همچنان بخشی از واقعیت بازار باقی خواهد ماند؟
در این میان، قیمت نفت نوعی دماسنج انتظارات بازار است. هرگاه احتمال توافقی که بتواند به کاهش تنش و بهبود وضعیت عبور انرژی منجر شود افزایش پیدا کرده، بخشی از ریسک ژئوپلیتیک از قیمت نفت خارج شده است؛ و هر زمان احتمال تداوم تقابل بیشتر شده، همان ریسک دوباره به بازار بازگشته است.
آزمون تابآوری در داخل آمریکا
اما این معادله تنها به دولتها، ارتشها و بازارهای جهانی محدود نمیشود. بخش دیگری از آزمون تابآوری در داخل آمریکا اتفاق میافتد؛ جایی که افزایش قیمت انرژی میتواند از یک مسئله بازار به مسئلهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود.
نظرسنجی ملی NPR/PBS News/Marist که ۲۳ سپتامبر منتشر شد، نشان میدهد قیمت بنزین در میان موضوعات مورد توجه رأیدهندگان آمریکایی قرار دارد. در این نظرسنجی، ۴۰ درصد از رأیدهندگان ثبتنامشده گفتهاند حزب دموکرات در مدیریت قیمت بنزین عملکرد بهتری خواهد داشت، در حالی که ۲۷ درصد چنین ارزیابیای درباره حزب جمهوریخواه داشتهاند. این نظرسنجی در روزهای ۱۴ و ۱۵ سپتامبر از ۱۲۸۰ رأیدهنده ثبتنامشده انجام شده و حاشیه خطای آن ۳.۸ درصد اعلام شده است.
این داده بهتنهایی رابطه علت و معلولی میان افزایش قیمت نفت و رفتار انتخاباتی را اثبات نمیکند؛ اما یک واقعیت مهم را نشان میدهد: قیمت انرژی در فضای سیاسی آمریکا موضوعی صرفاً اقتصادی نیست و در ارزیابی رأیدهندگان از عملکرد سیاسی نیز حضور دارد.
برای خانوار آمریکایی، افزایش پایدار قیمت نفت میتواند در نهایت خود را در قیمت بنزین، هزینه حملونقل و قیمت کالاها نشان دهد. به همین دلیل، هرچه بحران انرژی طولانیتر شود، بخشی از هزینه سیاست خارجی از سطح تصمیمگیری دولت به زندگی روزمره مردم منتقل میشود.این همان نقطه اتصال هرمز، نفت و سیاست داخلی آمریکاست.
هرچه ریسک اختلال در هرمز بیشتر باقی بماند، احتمال ماندگاری حقبیمه ژئوپلیتیک در قیمت نفت بیشتر خواهد بود؛ و هرچه این افزایش قیمت به بازار سوخت و هزینه خانوار منتقل شود، فشار اقتصادی و اجتماعی بر سیاستگذار نیز افزایش پیدا میکند.
از سازمان ملل تا پمپ بنزین
از این منظر، سخنان ترامپ و پزشکیان تنها دو موضع سیاسی متضاد نیستند؛ هر یک تصویری متفاوت از مسیر آینده بحران ارائه میکنند. واشنگتن بر فشار برای دستیابی به توافقی با شروط مورد نظر خود تأکید دارد و تهران بر مقاومت در برابر فشار و نپذیرفتن توافق تحت تهدید.
بازار نفت اما با زبان دیگری به این تقابل نگاه میکند: آیا این رویارویی در نهایت به کاهش پایدار ریسک و بازگشت جریان انرژی منجر میشود یا بحران همچنان ادامه خواهد داشت؟
جهش برنت به ۱۰۳.۰۸ دلار در ۲۳ سپتامبر، پاسخ قطعی به این پرسش نیست، اما نشان میدهد معاملهگران هنوز سناریوی پایان سریع ریسک ژئوپلیتیک را در قیمتگذاری خود تثبیت نکردهاند.
در چنین شرایطی، تابآوری دیگر فقط در میدان جنگ یا در ظرفیت دولتها برای تحمل فشار سنجیده نمیشود؛ در بازار نفت، در قیمت بنزین و در بودجه خانوارها نیز خود را نشان میدهد.
برای آمریکا، این مسئله اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر برگزار میشود و نظرسنجی ۲۳ سپتامبر نشان میدهد اقتصاد، سیاست خارجی و قیمت بنزین همگی در ارزیابی رأیدهندگان از عملکرد احزاب حضور دارند.
از همین رو، حتی اگر دولت آمریکا تلاش کند آثار اقتصادی و اجتماعی بحران را کماهمیت جلوه دهد، تداوم افزایش هزینه انرژی میتواند مسئله را از سطح ادبیات سیاسی به تجربه روزمره شهروندان منتقل کند؛ جایی که تهدیدهای مطرحشده در سازمان ملل، در نهایت ممکن است خود را نه در واژههای دیپلماتیک، بلکه در قیمت سوخت، هزینه حملونقل و فشار بر بودجه خانوار نشان دهد.
به بیان دیگر، پیام ۲۳ سپتامبر را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: تهدید ترامپ و پاسخ پزشکیان در بازار نفت به قیمت ریسک ترجمه شد؛ برنت با عبور دوباره از ۱۰۰ دلار نشان داد که بازار هنوز به پایان سریع بحران هرمز اطمینان ندارد. اکنون بخشی از آزمون تابآوری از میدان تقابل به اقتصاد داخلی آمریکا منتقل شده است؛ جایی که قیمت انرژی مستقیماً با زندگی روزمره شهروندان و فضای سیاسی پیش از انتخابات میاندورهای پیوند میخورد.