لوگو
تبلیغات
کد خبر: ۳۴۹۸۹۰

"صفحه اقتصاد" بررسی می کند؛

معمای بازار ایران؛ چرا دلار پایین می‌آید، اما قیمت‌ها نه؟

کاهش نرخ ارز قرار بود ترمز گرانی باشد، اما در اقتصاد ایران همیشه این معادله عمل نمی‌کند؛ دلار پایین می‌آید، اما قیمت کالاها سر جای خود می‌ماند و معاملات نیز رونق نمی‌گیرد. چرا؟ چون بازار تنها به نرخ امروز ارز نگاه نمی‌کند؛ ترس از آینده، هزینه جایگزینی کالا، انتظارات تورمی و سقوط قدرت خرید، فروشنده را از کاهش قیمت و خریدار را از خرید بازمی‌دارد. نتیجه، بازاری است که نه قیمت‌ها به عقب برمی‌گردند و نه تقاضا توان حرکت دارد؛ بازار قفل می‌شود.

معمای بازار ایران؛ چرا دلار پایین می‌آید، اما قیمت‌ها نه؟
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

صفحه اقتصاد - تغییر نرخ ارز در اقتصاد ایران دیگر صرفاً یک اتفاق در بازار دلار نیست؛ هر نوسان ارزی می‌تواند زنجیره‌ای از تصمیم‌های اقتصادی را از واردکننده و تولیدکننده تا فروشنده و مصرف‌کننده تحت تأثیر قرار دهد. مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که نرخ ارز کاهش پیدا می‌کند اما قیمت کالاها همچنان بالا می‌ماند و در نهایت، بازار به جای رونق گرفتن، وارد مرحله‌ای از رکود و قفل‌شدگی می‌شود.یک کارشناس اقتصادی در تشریح این پدیده معتقد است ریشه اصلی قفل‌شدن بازارها را باید در افزایش انتظارات تورمی، رفتار احتیاطی فعالان اقتصادی، کاهش عرضه و افت قدرت خرید مردم جست‌وجو کرد.

خرید بیشترکالا برای انبارکردن

در دوره‌هایی که نرخ ارز با سرعت افزایش پیدا می‌کند، فعالان اقتصادی تنها قیمت امروز دلار را مبنا قرار نمی‌دهند؛ بلکه احتمال افزایش دوباره نرخ ارز و هزینه‌های آینده را نیز در محاسبات خود لحاظ می‌کنند.در چنین شرایطی، بخشی از فعالان اقتصادی ترجیح می‌دهند خرید بیشتری انجام دهند یا کالا را در انبار نگه دارند. این رفتار در ظاهر ممکن است اقدامی برای حفظ ارزش سرمایه باشد، اما وقتی در مقیاس گسترده اتفاق بیفتد، عرضه مؤثر کالا در بازار کاهش پیدا می‌کند.نتیجه روشن است: انتظار افزایش قیمت، خود به عاملی برای افزایش قیمت تبدیل می‌شود.

چرا کاهش دلار الزاماً به کاهش قیمت کالا منجر نمی‌شود؟

اما بخش ماجرا زمانی آغاز می‌شود که نرخ ارز کاهش پیدا می‌کند. انتظار طبیعی این است که با افت دلار، قیمت کالا نیز کاهش یابد؛ اما در بسیاری از بازارها چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. یکی از دلایل اصلی، هزینه جایگزینی کالا است.فروشنده‌ای که کالای خود را در دوره دلار گران خریداری کرده، در صورت کاهش قیمت، ممکن است حاضر به فروش با نرخ پایین‌تر نباشد؛ زیرا نمی‌داند برای خرید مجدد همان کالا در آینده باید چه قیمتی بپردازد.به این ترتیب، بازار با پدیده‌ای مواجه می‌شود که می‌توان آن را چسبندگی قیمت‌ها نامید؛ قیمت‌ها در زمان افزایش ارز با سرعت بالا می‌روند، اما در زمان کاهش ارز با سرعت بسیار کمتری عقب‌نشینی می‌کنند.

بازار در نقطه‌ای می‌ایستد که نه فروشنده می‌فروشد، نه خریدار می‌خرد

مشکل زمانی عمیق‌تر می‌شود که افزایش قیمت‌ها از توان خرید خانوار عبور کند.درآمد بخش عمده‌ای از مردم ریالی است، اما بسیاری از هزینه‌های تولید و زندگی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از نرخ ارز تأثیر می‌پذیرد.در نتیجه، افزایش نرخ ارز از یک طرف قیمت کالا را بالا می‌برد و از طرف دیگر قدرت خرید مصرف‌کننده را کاهش می‌دهد.اینجاست که یک تناقض جدی شکل می‌گیرد:کالا گران است، اما مشتری پول خرید ندارد؛ فروشنده نیز حاضر نیست برای کاهش قیمت ریسک کند.در چنین شرایطی، حجم معاملات کاهش پیدا می‌کند و بازار به اصطلاح «قفل» می‌شود.

مسئله فقط دلار نیست؛ مسئله «انتظار دلار» است

یکی از خطاهای سیاست‌گذاری این است که تصور شود با کاهش نرخ ارز، به‌صورت خودکار قیمت‌ها نیز پایین خواهد آمد.در اقتصاد تورمی، فعال اقتصادی بیش از نرخ لحظه‌ای ارز، به چشم‌انداز آینده توجه می‌کند.اگر کاهش نرخ ارز موقتی تلقی شود، فروشنده انگیزه‌ای برای کاهش قیمت ندارد. اما اگر سیاست‌گذار بتواند ثبات و استمرار عرضه ارز را برای فعال اقتصادی قابل باور کند، انتظارات تغییر می‌کند و احتمال انتقال کاهش نرخ ارز به قیمت کالاها افزایش می‌یابد.بنابراین مسئله اصلی فقط مدیریت «قیمت دلار» نیست؛ بلکه مدیریت انتظارات تورمی است.

بازگشت ارز صادراتی؛ حلقه‌ای که نباید نادیده گرفته شود

در این میان، سیاست ارزی باید به سمت تقویت عرضه واقعی ارز حرکت کند. یکی از مهم‌ترین مسیرها، افزایش ضمانت‌های اجرایی برای بازگشت ارز حاصل از صادرات است.البته سیاست موفق صرفاً با افزایش جریمه شکل نمی‌گیرد. صادرکننده باید همزمان با مشوق‌های اقتصادی و سازوکار شفاف برای بازگشت ارز مواجه باشد و تخلف نیز هزینه واقعی داشته باشد.زیرا هرچه شکاف میان بازار رسمی و غیررسمی بیشتر شود، انگیزه برای رفتارهای غیرمولد و سفته‌بازانه افزایش پیدا می‌کند.

ارز ارزان؛ چرا کاهش هزینه واردات همیشه به سفره مردم نمی‌رسد؟

یکی دیگر از چالش‌های اقتصاد ایران، انتقال ناقص کاهش هزینه واردات به مصرف‌کننده است.اگر کالایی با ارز ارزان‌تر وارد می‌شود،جهان: باید سازوکاری وجود داشته باشد که این مزیت در نهایت در قیمت مصرف‌کننده نیز دیده شود.در غیر این صورت، بخشی از منابع ارزی دولت ممکن است در زنجیره واردات و توزیع به رانت تبدیل شود، بدون آنکه منفعت کامل آن به خانوار برسد.از این منظر، شفافیت زنجیره واردات تا توزیع به اندازه سیاست ارزی اهمیت دارد.

نسخه خروج از قفل بازار چیست؟

بازار برای خروج از این وضعیت به یک تصمیم مقطعی نیاز ندارد؛ بلکه به مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ نیازمند است.نخست، بانک مرکزی باید تلاش کند نوسانات شدید و غیرقابل پیش‌بینی نرخ ارز را کاهش دهد. دوم، عرضه ارز و کالا باید تقویت شود تا فعال اقتصادی احساس نکند با هر شوک سیاسی یا اقتصادی، امکان تأمین مجدد کالا از بین خواهد رفت.در کنار این موارد، تسهیل واردات قانونی و افزایش رقابت می‌تواند از قدرت قیمت‌گذاری انحصاری برخی حلقه‌های زنجیره توزیع بکاهد.اما ضلع سوم این معادله، قدرت خرید مردم است. اگر درآمد خانوار متناسب با رشد قیمت‌ها افزایش پیدا نکند، حتی ثبات نسبی ارز نیز الزاماً به رونق بازار منجر نخواهد شد.

بازار ایران در دوراهی «تورم یا رکود»

اقتصاد ایران امروز با یک دوگانه دشوار مواجه است: از یک سو افزایش نرخ ارز، تورم و هزینه تولید را تشدید می‌کند و از سوی دیگر، افزایش قیمت‌ها قدرت خرید را کاهش داده و تقاضا را از بازار خارج می‌کند.اگر این روند ادامه پیدا کند، نتیجه می‌تواند ترکیبی از تورم بالا، کاهش مصرف، افت تولید و کاهش سرمایه‌گذاری باشد.در چنین شرایطی، مسئله دیگر فقط این نیست که «دلار چند تومان است؟»سؤال مهم‌تر این است:آیا فعال اقتصادی به فردای اقتصاد اعتماد دارد و آیا مصرف‌کننده توان خرید کالایی را که امروز قیمت‌گذاری شده، دارد؟اگر پاسخ به هر دو سؤال منفی باشد، حتی کاهش نرخ ارز نیز الزاماً بازار را باز نمی‌کند.

قفل‌شدن بازار پس از تغییر نرخ ارز یک عامل واحد نیست


قفل‌شدن بازار پس از تغییر نرخ ارز، نتیجه یک عامل واحد نیست. انتظارات تورمی، هزینه جایگزینی، رفتار احتیاطی فروشندگان، محدودیت عرضه، کاهش قدرت خرید و بی‌اعتمادی نسبت به پایداری سیاست‌های اقتصادی در کنار یکدیگر این وضعیت را ایجاد می‌کنند.بنابراین سیاست‌گذار اگر تنها به دنبال کنترل مقطعی نرخ ارز باشد، ممکن است در ظاهر بازار ارز را آرام کند اما نتواند قیمت کالا و حجم معاملات را به مسیر عادی بازگرداند.بازار زمانی باز می‌شود که کاهش نوسان ارز، افزایش عرضه، شفافیت واردات و توزیع و ترمیم قدرت خرید خانوار همزمان اتفاق بیفتد.در غیر این صورت، اقتصاد در چرخه‌ای گرفتار می‌شود که در آن دلار بالا می‌رود و کالا گران می‌شود؛ دلار پایین می‌آید اما کالا پایین نمی‌آید؛ و در نهایت نه فروشنده می‌تواند با خیال راحت بفروشد و نه مصرف‌کننده توان خرید دارد.
 

تبلیغات
اخبار مرتبط
ارسال نظرات