چگونه دلار طلا، نفت و کریپتو را از نفس انداخت؟
بار دیگر ثابت شد که در لحظات بحرانی، همبستگی داراییها افزایش مییابد و روایتهای متنوع سرمایهگذاری بی رنگ می شوند.
تجربه هفته گذشته بار دیگر ثابت کرد که در لحظات بحرانی، همبستگی داراییها افزایش مییابد و روایتهای متنوع سرمایهگذاری رنگ میبازند.
به نقل از بازار، هفته معاملاتی منتهی به ۶ فوریه ۲۰۲۶، به یکی از شفافترین نمونههای چرخش جریان سرمایه در سالهای اخیر تبدیل شد؛ هفتهای که در آن، دلار آمریکا دوباره نقش فرمانده میدان را بازی کرد و از طلا و نقره گرفته تا نفت و بیتکوین، همگی ناچار به بازتعریف جایگاه خود در نظم جدید پولی شدند. آنچه رخ داد، نه یک اصلاح مقطعی، بلکه بازتاب عمیق تغییر انتظارات کلان، سیاست پولی و ریسکپذیری جهانی بود.
بازارهای جهانی سال ۲۰۲۶ را با امید به تداوم سناریوی فرود نرم اقتصاد آمریکا آغاز کرده بودند؛ سناریویی که بر مبنای کاهش تدریجی تورم، آغاز چرخه کاهش نرخ بهره و فروکشکردن تنشهای ژئوپلیتیک قیمتگذاری شده بود. اما هفته منتهی به ۶ فوریه نشان داد که این روایت تا چه اندازه شکننده است.
بازتنظیم انتظارات کلان؛ وقتی سناریوی فرود نرم ترک برداشت
بازارهای جهانی سال ۲۰۲۶ را با امید به تداوم سناریوی فرود نرم اقتصاد آمریکا آغاز کرده بودند؛ سناریویی که بر مبنای کاهش تدریجی تورم، آغاز چرخه کاهش نرخ بهره و فروکشکردن تنشهای ژئوپلیتیک قیمتگذاری شده بود. اما هفته منتهی به ۶ فوریه نشان داد که این روایت تا چه اندازه شکننده است.
دادههای تازه اقتصاد کلان آمریکا – از جمله پایداری تورم هسته بالای ۳ درصد و استحکام بازار کار – به سرمایهگذاران هشدار داد که فدرال رزرو فضای چندانی برای تسهیل سریع سیاست پولی ندارد. همزمان، بازدهی اوراق خزانهداری ۱۰ساله آمریکا بار دیگر به سطوح بالای ۴.۳ درصد نزدیک شد؛ سطحی که بهطور تاریخی برای داراییهای ریسکی و بدون بازده، یک زنگ خطر جدی محسوب میشود.
در چنین فضایی، بازارها بهجای تمرکز بر رشد، دوباره به قیمت پول توجه کردند. جریان نقدینگی که تا پیش از این به سمت داراییهای پرریسک، کامودیتیها و کریپتو حرکت کرده بود، بهسرعت مسیر خود را تغییر داد و به سمت دلار و ابزارهای درآمد ثابت بازگشت. این چرخش، بستر مشترکی بود که تمام تحولات بعدی بازارها بر روی آن شکل گرفت.
دادههای تازه اقتصاد کلان آمریکا – از جمله پایداری تورم هسته بالای ۳ درصد و استحکام بازار کار – به سرمایهگذاران هشدار داد که فدرال رزرو فضای چندانی برای تسهیل سریع سیاست پولی ندارد.
طلا و فدرال رزرو؛ پایان ماه عسل دارایی امن؟
طلا که در ماههای پایانی ۲۰۲۵ از ترکیب ریسکهای ژئوپلیتیک و امید به کاهش نرخ بهره سود برده بود، در این هفته ناگهان با تغییر فاز انتظارات مواجه شد. عامل کلیدی، تغییر لحن بازار نسبت به آینده سیاست پولی آمریکا بود؛ بهویژه انتشار گمانهزنیهایی درباره تقویت جناح انقباضی در فدرال رزرو و احتمال نقشآفرینی چهرههایی مانند کوین وارش.
افزایش بازدهی واقعی اوراق خزانهداری، هزینه فرصت نگهداری طلا را بهشدت بالا برد. طلا که دارایی بدون بهره است، در چنین شرایطی جذابیت خود را در مقایسه با اوراق دولتی از دست میدهد. نتیجه، خروج سرمایه از صندوقهای ETF طلا و فعالشدن فروشهای الگوریتمی با شکست سطوح کلیدی تکنیکال بود.
نکته مهم اینجاست که طلا در این هفته، بار دیگر همبستگی کلاسیک خود با دلار و نرخ بهره واقعی را بازیابی کرد. برخلاف دورههایی که طلا همزمان با دلار صعود میکرد، اینبار تقویت شاخص دلار (DXY) بهطور مستقیم فشار نزولی بر قیمت طلا وارد کرد. این رفتار نشان داد که حتی داراییهای امن نیز در برابر تغییر ناگهانی پارادایم پولی مصون نیستند و امنیت طلا، وابسته به زمینه کلان اقتصادی است.
در چنین فضایی، بازارها بهجای تمرکز بر رشد، دوباره به قیمت پول توجه کردند. جریان نقدینگی که تا پیش از این به سمت داراییهای پرریسک، کامودیتیها و کریپتو حرکت کرده بود، بهسرعت مسیر خود را تغییر داد و به سمت دلار و ابزارهای درآمد ثابت بازگشت. این چرخش، بستر مشترکی بود که تمام تحولات بعدی بازارها بر روی آن شکل گرفت.
نقره؛ قربانی ماهیت دوگانه در دوران عدمقطعیت
اگر اصلاح طلا را بتوان واکنشی منطقی به تغییر انتظارات دانست، ریزش نقره فراتر از یک اصلاح معمولی بود. دلیل این موضوع، ماهیت دوگانه نقره بهعنوان هم فلز گرانبها و هم فلز صنعتی است؛ ویژگیای که در دوران عدمقطعیت، به نقطهضعف آن تبدیل میشود.
در هفته مورد بررسی، هر دو موتور محرک نقره از کار افتاد. از یکسو، تقویت دلار و افزایش نرخهای بهره واقعی فشار پولی شدیدی بر آن وارد کرد؛ از سوی دیگر، سیگنالهای انقباضی فدرال رزرو نگرانیها درباره کند شدن رشد اقتصادی جهانی در سال ۲۰۲۶ را تشدید کرد. این نگرانیها بهطور مستقیم بر چشمانداز تقاضای صنعتی نقره – بهویژه در بخشهایی مانند الکترونیک و انرژیهای نو – سایه انداخت.
بازار نقره که عمق کمتری نسبت به طلا دارد، در برابر خروج سرمایه بسیار حساستر است. دادههای معاملاتی نشان میدهد که در این هفته، حجم فروشهای هجفاندها و معاملهگران کوتاهمدت بهمراتب بالاتر از میانگین ماهانه بود. نتیجه، نوسانات شدید و ریزشی بود که بتای بالای نقره را بار دیگر به سرمایهگذاران یادآوری کرد: در شرایط بحران نقدینگی، نقره معمولاً بیش از طلا آسیب میبیند.
شاید هیچ بازاری به اندازه بیتکوین، از تغییر ناگهانی لحن فدرال رزرو آسیب ندید. بیتکوین که از سوی برخی بهعنوان طلای دیجیتال معرفی میشود، در این هفته رفتاری کاملاً متضاد با دارایی امن از خود نشان داد و به پرریسکترین عضو سبد جهانی تبدیل شد.
نفت؛ تخلیه پرمیوم ژئوپلیتیک و بازگشت به فاندامنتال
ریزش قیمت نفت برنت و WTI، داستانی متفاوت از فلزات داشت و ریشه آن را باید در ژئوپلیتیک جستوجو کرد. تا پیش از این هفته، قیمت نفت حامل یک پرمیوم ریسک قابلتوجه ناشی از تنشهای خاورمیانه و احتمال اختلال در عرضه بود. اما انتشار اخبار معتبر از پیشرفت کانالهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا، این پرمیوم را بهسرعت تخلیه کرد.
بازاری که هفتهها بر سناریوی اختلال عرضه حساب باز کرده بود، ناگهان با واقعیت مازاد نسبی عرضه مواجه شد. گزارشهای اخیر اوپک و آژانس بینالمللی انرژی نشان میداد که در صورت نبود شوک ژئوپلیتیک، رشد عرضه کشورهای غیرعضو اوپک میتواند توازن بازار را در سال ۲۰۲۶ به نفع عرضه تغییر دهد.
در چنین شرایطی، سقوط قیمت نفت را باید نه بهعنوان یک بحران، بلکه بهمثابه بازگشت به تنظیمات کارخانه تعبیر کرد؛ یعنی حذف حباب هیجانی و همگرایی قیمت با واقعیتهای فاندامنتال. این اتفاق بار دیگر نشان داد که نفت، بیش از هر کامودیتی دیگری، اسیر نوسانات ریسک سیاسی است و با حذف این ریسک، میتواند اصلاحهای عمیق و سریعی را تجربه کند.
شاخص دلار آمریکا در این هفته، با اتکا به بازدهی بالاتر اوراق و چشمانداز سیاست پولی انقباضیتر، تقویت شد و دو ضربه همزمان به بازارها وارد کرد.
بیتکوین؛ فروپاشی روایت طلای دیجیتال
شاید هیچ بازاری به اندازه بیتکوین، از تغییر ناگهانی لحن فدرال رزرو آسیب ندید. بیتکوین که از سوی برخی بهعنوان طلای دیجیتال معرفی میشود، در این هفته رفتاری کاملاً متضاد با دارایی امن از خود نشان داد و به پرریسکترین عضو سبد جهانی تبدیل شد.
ریزش سنگین بیتکوین حاصل ترکیب مرگبار اهرمهای بالا، خوشبینی افراطی و خروج ناگهانی سرمایه نهادی بود. با افزایش بازدهی اوراق خزانهداری، نهادهایی که بر مبنای پول ارزان و نقدینگی فراوان وارد بازار کریپتو شده بودند، ناچار به خروج اضطراری شدند. شکستهشدن سطوح حمایتی کلیدی، موجی از لیکوئیدیشن در بازار مشتقات به راه انداخت که بهصورت آبشاری قیمت را پایین کشید.
بر اساس دادههای پلتفرمهای مشتقه، تنها در چند روز، میلیاردها دلار از موقعیتهای اهرمی لیکوئید شد. این اتفاق نهتنها قیمت بیتکوین، بلکه سنتیمنت کل بازار کریپتو را به محدوده ترس شدید سوق داد. پیام این ریزش روشن بود: در شرایط انقباض پولی، بیتکوین بیش از آنکه پناهگاه امن باشد، یک دارایی پرریسک وابسته به نقدینگی است.
تجربه این هفته بار دیگر ثابت کرد که در لحظات بحرانی، همبستگی داراییها افزایش مییابد و روایتهای متنوع سرمایهگذاری رنگ میبازند.
دلار؛ نخ نامرئی اتصال تمام بازارها
در نهایت، نخ نامرئی که تمام این تحولات را به هم پیوند داد، قدرتنمایی شاخص دلار آمریکا بود. DXY در این هفته، با اتکا به بازدهی بالاتر اوراق و چشمانداز سیاست پولی انقباضیتر، تقویت شد و دو ضربه همزمان به بازارها وارد کرد. نخست، افزایش ارزش دلار باعث شد کامودیتیها برای خریداران غیردلاری گرانتر شوند و تقاضای جهانی کاهش یابد. دوم، جذابیت ابزارهای درآمد ثابت دلاری، سرمایه را از داراییهای ریسکی، فلزات گرانبها و کریپتو دور کرد. نتیجه، همگرایی کمسابقه بازارها به سمت یک رفتار مشترک بود: فرار به نقدشوندگی.
تجربه این هفته بار دیگر ثابت کرد که در لحظات بحرانی، همبستگی داراییها افزایش مییابد و روایتهای متنوع سرمایهگذاری رنگ میبازند. در چنین شرایطی، تقریباً هیچ داراییای – حتی طلا یا بیتکوین – از شوک تغییر سیاست پولی در امان نیست و تنها برنده کوتاهمدت، پول نقد و دلار است. این درس، شاید مهمترین پیام هفتهای باشد که رقص قیمتها در سایه دلار را بهوضوح به نمایش گذاشت.
نظر شما