اشک کارگران در بدرقه رهبر شهید؛ روایت یک وفاداری ماندگار
از گلهای سفید در دستان لرزان تا فریاد «پدر از دست دادیم»؛ کارگران در وداع با امام شهید.
حضور هزاران کارگر در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب؛ روایت وفاداری کسانی که در تار و پود زندگیشان، دغدغههای معیشتی و امنیت شغلیشان را میدیدند.
در میان سیل خروشان مردمی که برای آخرین بار به دیدار رهبر شهید انقلاب آمده بودند، چهرههایی به چشم میخورد که غم از دست دادن را به گونهای متفاوت تجربه میکردند. مردانی با دستان پینهبسته و چشمانی اشکبار، که نه به عنوان یک مقام سیاسی، بلکه به عنوان «پدری» که سالها دغدغهاش سفرههای آنان بود، آمده بودند تا با او وداع کنند.
وداع با پناهگاه امنیت شغلی
برای بسیاری از کارگرانی که در این مراسم حضور یافتند، این تشییع، تنها یک مراسم رسمی نبود؛ بلکه وداع با کسی بود که در هر دیدار و هر سخنرانی، نام «کارگر» را در کنار «ستون فقرات اقتصاد» میآورد. آنها آمده بودند تا به کسی ادای احترام کنند که در اوج مسئولیتهای کلان، همواره تذکرهای سخت و پی در پی به مسئولان میداد تا به معاش، مسکن و موقعیتهای شغلی کارگران رسیدگی شود.
یکی از کارگرانی که با گلهایی در دست، لرزان در انتظار لحظه ادای احترام به پیکر مطهر امام شهید بود، در حالی که اشکهایش جاری بود، با صدایی گرفته میگفت:
«برای ما حضور در این مراسم، یک وظیفه است؛ اما فراتر از آن، یک نیاز قلبی است. ما هیچوقت فرصت نکردیم محبتهای ایشان را جبران کنیم. هر بار که بیانات ایشان را مرور میکنیم، میبینیم که در هر کلامشان، اولویت با ما بود؛ دغدغهاش نان ما بود و امنیت شغلی ما. امروز حس میکنیم سایه بزرگی را از سر ما برداشتند.»
زمزمههای غمبار در میان جمعیت در گوشهای از مراسم، صحنهای تکاندهنده به چشم میخورد؛ تعدادی از کارگران که غم از امانشان رسته بود، در حالی که با گلهای سفید در دست، منتظرپیکر مطهر رهبر شهید بودند، با زمزمههایی سوزناک، روضهای از فقدان را به راه انداخته بودند. صدای لرزان آنها در میان جمعیت میپیچید:«سر از دست دادیم...
سرور از دست دادیم...
تو علی بودی پس...
پدر از دست دادیم...»
این اشعار و زمزمهها، تنها بیانگر یک فقدان سیاسی نبود، بلکه فریاد دل کسانی بود که در ایشان، تکیهگاهی برای روزهای سخت و پناهگاهی برای شنیده شدن دردهایشان یافته بودند.
وفاداری در برابر دلسوزی
حضور پرشور این قشر از جامعه، تصویری ماندگار از وفاداری مردمی را به نمایش گذاشت. پیوندی که نه بر اساس قراردادها، بلکه بر پایه اعتماد و احساس نزدیکی شکل گرفته بود. رهبری که در دفتر کارش «گلیمهای آبی» را برای حمایت از خانوادههای بافنده نگه داشته بود، امروز در میان هزاران کارگری دیده میشد که با چشمانی گریان، به این حقیقت رسیده بودند که دلسوزی ایشان برای اقشار پاییندرآمد، نه در دستورات رسمی، بلکه در تار و پود زندگی و رفتارهای سادهشان جاری بود.
مراسم تشییع رهبر شهید، برای جامعه کارگری، مراسم وداع با «پدرِ دلسوزی» بود که در تمام سالهای رهبری، تلاش کرد تا کرامت انسانی کارگر را در برابر تمام فشارها حفظ کند. کارگرانی که امروز با گلها و اشکها به میدان آمدند، با این پیام به جهان گفتند که هرگاه تولید ملی و امنیت شغلی با قلبی مهربان مدیریت شود، نتیجهاش وفاداریی است که حتی در لحظات سختترین فقدانها نیز، تزلزلناپذیر باقی میماند.
آنها امروز نه تنها یک رهبر، بلکه «پناهگاه نان و امید» خود را بدرقه می کنند.
نظر شما