تداوم جنگ ایران و آمریکا چه آثار اقتصادی دارد؟
بر خلاف تصورات ترامپ و نتانیاهو کارزاری که آمریکا و اسراییل پس از جنگ ۱۲ روزه آغاز کردند ، به درازا کشیده شد و علاوه بر سرایت جنگ به سراسر منطقه ، تهدیدی که کرارا” جمهوری اسلامی در مورد بستن تنگه هرمز به عنوان یک کارت بازی قوی و معتبر بآن تکیه داشت عملی گردید .
جمهوری اسلامی، از منطقهای کردن جنگ و بستن تنگه هرمز ۳ هدف را تعقیب میکند.
۱- فشار کشورهای عربی که جنگ ۱۲ روزه را محکوم کرده بودند بر آمریکا برای توقف جنگ .اما چنین نشد . زیرا این کشورها علیرغم خساراتی که از ناحیه حملات تهاجمی جمهوری اسلامی متحمل شدند نه تنها آمریکا را تحت فشار توقف جنگ قرار ندادند بلکه برخی از آنان از جمله عربستان سعودی و امارات از آمریکا خواستند بر حملات خود بیافزاید . ضمن آنکه موفق شدهاند بر اساس دو قطعنامه صادره از سوی شورای امنیت و شورای حقوق بشر سازمان ملل، نظر جامعه جهانی را بر محکومیت جمهوری اسلامی در حمله به کشورهای خود معطوف سازند . از این رو گرچه هنوز از مواضع پدافندی خارج نشدهاند اما محتمل است، گزینه آفندی را نیز در دستور کار خود قرار دهند .
۲- بستن تنگه هرمز
تنگه هرمز بطور طبیعی موقعیت ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی را تقویت مینماید و هزینه باز گشائی آنرا برای کشورهای در گیر افزایش میدهد، لذا بستن این آبراه، با هدف وارد نمودن شوک نفتی به کشورهای مصرف کننده نفت و گاز و در نتیجه افزایش بهای انرژی و سقوط بازارهای مالی، و در نتیجه دامن زدن به یک بحران جهانی انرژی، انجام شد، که به اعتبار سیاسی ترامپ لطمه وارد سازد، و فضای انتخابات میان درورهای آمریکا را به نفع دموکراتها تغییر دهد، تا شرایطی فراهم شود که به جنگ با جمهوری اسلامی، همچون جنگ ویتنام که آمریکا تحت فشار افکار عمومی داخلی ناچار به ترک آن شد، خاتمه دهد. قطعا” این جنگ، آمریکا را با تبعات ژئوپلیتیک و اقتصادی سنگین روبهرو میسازد که ابعاد آن در بازار انرژی، افکار عمومی داخلی، انتخابات، انسداد تنگه هرمز، هزینه های میلیارد دلاری روزانه، نمود یافته است، این سیگنالها نشان میدهد که ترامپ خواهان فرسایشی شدن کارزار خاورمیانه نیست بویژه آنکه نبرد روسیه و اوکراین که الگوی یک جنگ فرسایشی است و وارد پنجمین سال خود شده، ،نشان داده است که بر هر دو طرف چه هزینه های سنگین اقتصادی و اجتماعی همراه با نابودی سرمایه های انسانی ،تحمیل شده، که جبران آنها مستلزم صرف سالیان متمادی تلاش و رنج نیروی انسانی، تأمین منابع هزاران میلیارد دلاری، جذب سرمایهها و فناوری های خارجی است . اما با واکنش سریع جمهوری اسلامی به تهاجم هوایی آمریکا و اسرائیل و هدف قرار دادن موشکی و پهبادی کشورهای منطقه و سپس بستن تنگه هرمز، جنگی را که بزعم ترامپ تصور میرفت بسرعت به پیروزی آمریکا منجر شود، به جنگی فرسایشی تبدیل کرد و بسیاری از کشورها را در گیر و نگران عواقب آن نمود .
اینک اولویت نخستین ترامپ باز گشائی تنگه هرمز است که با توجه به تسلط جمهوری اسلامی به سبب برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیک طبیعی آن، بسیار پر هزینه و زمانبر است، بهمین دلیل ضرب الاجل ۴۸ ساعتهای برای باز گشائی تنگه، با تهدید به بمباران نیروگاه های ایران تعیین نمود و در عین حال مدعی شد که جمهوری اسلامی خواهان مذاکره است لذا ضرب الاجل را ۵ روز و سپس ۱۰ روز دیگر تمدید کرد. این در حالی است که ترامپ همزمان از مذاکره وادامه حملات تهاجمی سخن میگوید و در این راستا، ناوگروه تریپولی را ازسواحل ژاپن و ناوگروه دیگری را از ساندیاگو و بخشی از لشگر ۸۲ هوابرد را به منطقه گسیل داشته که حامل هزاران تفنگدار دریائی و نیروهای واکنش سریع هستند که وظایف عمده آنها ورود از زمین و هوا ست . این سبک از مذاکره بخشی از تاکتیک چانه زنی اوست . ترامپ با توجه به پیشینه جمهوری اسلامی میداند که مذاکره به نتیجه نخواهد رسید زیرا همان شروط قبل از جنگ ۱۲ روزه را با بسط بیشتر، بازاء برداشتن تحریم های آمریکا و رفع مکانیسم ماشه، (البته با محفوظ ماندن حق بازگشت آنها) مطرح نموده و در مقابل جمهوری اسلامی نیز علاوه بر غیر قابل مذاکره بودن برنامه موشکی، برون رفت آمریکا از منطقه، تضمین عدم حملات مجدد از سوی آمریکا و اسرائیل و توقف جنگ با نیروهای نیابتی و پرداخت خسارات سخن میگوید . اینها شکاف های عمیقی است که امکان دستیابی به هرگونه مصالحهای را نفی میکند . شکست مذاکرات یعنی تداوم انسداد تنگه هرمز و بمباران نیروگاه های حیاتی ایران که فاجعه بار است .و از ابتدا جزء لیست اهداف نظامی ترامپ نبودهاند .
لذا بنظر میرسد تمدید ۵ روزه و سپس ۱۰ روزه ترامپ بدینمنظور بوده که با رسیدن تفنگداران دریایی و نیروهای واکنش سریع به منطقه، جزایر خارک و لاوان را، بمنظور توقف کامل صادرات نفت ایران و ایجاد پایگاه های تهاجمی تصرف و حتی با اشغال چند جزیره دیگر یا ورود به خاک سرزمین اصلی به باز گشائی سریع تنگه هرمز به پردازد و از بمباران نیروگاهها خودداری نماید .
- فرسایشی کردن نبرد
جمهوری اسلامی در تلاش است، با فرسایشی کردن نبرد هزینه های جنگ را که مالیات دهندگان آمریکایی بسیار نسبت به آن حساس هستند بالا به برد و وی را تحت فشار برای اتمام جنگ قرار دهد .این در حالیست که محدودیت تأمین هزینه های کمر شکن و هنگفت جنگ فرسایشی برای جمهوری اسلامی که اکنون یک تنه در معرض کارزاری جهانی قرار گرفته، چالش بسیار عظیمی است که در شرایط تحریمی و زنجیره واکنش منطقهای، تنگناهای ارزی و مالی و بی ثباتی اقتصاد ی با آن روبهرو ست، که در وجود بحران های ریز و درشت ناشی از ناترازیها و شرایط رکود تورمی و افزایش تورم معیشتی بسیار فراتر از نرخ تورم رسمی و گسترش فقر و نارضایتی و تقلیل اعتماد عمومی نمود یافته است . گرچه لایحه بودجه ۱۴۰۵، انقباضی بسته شده و کسر بودجه صفر در صد را در هدف دارد اما این لایحه قبل از وقوع جنگ تدوین شده و قطعا” حتی در صورت تصویب در بستر اجراء بمنظور تأمین هزینه های نظامی، ردیف های بودجه، مشمول جابهجاییهایی خواهد شد و کسر بودجهای بسیار بیش از کسری بودجه سال جاری را رقم خواهد زد که آثار مخرب آن، سختی زندگی مردم را تشدید میکند .، بنابراین گرچه استراتژی جمهوری اسلامی برای بقاء و حفظ ایدئولوژی، فرسایشی کردن جنگ با هدف توقف آن تحت فشار جهانی است، اما محدودیت منابع و مدیریت بحران عامل بسیار تعیین کنندهای در تصمیم جمهوری اسلامی در ادامه جنگ خواهد بود.
نظر شما