پشت پرده رایگانسازی CNG چیست ؛ بنزین گران میشود ؟
اعلام عرضه رایگان CNG از ابتدای مرداد، در ظاهر با هدف حمایت از مردم و کاهش فشار بازار بنزین مطرح شده، اما در باطن بیش از آنکه یک راهکار اقتصادی باشد، به یک مُسکن کوتاهمدت برای مدیریت ناترازی سوخت شباهت دارد؛ تصمیمی که در نبود پشتوانه مالی روشن، زیرساخت ایمن و منطق قیمتی پایدار، میتواند به انباشت بدهی، فرسودگی بیشتر شبکه و تشدید بحران انرژی در ماههای آینده منجر شود.
اعلام شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران درباره عرضه رایگان CNG از اول مردادماه، اگرچه در ظاهر با هدف حمایت از مردم، ترویج سوخت پاک و مدیریت مصرف بنزین مطرح شده، اما همزمان پرسشهای مهمی را درباره منطق اقتصادی، نحوه تامین منابع مالی، نقش جایگاهداران بخش خصوصی، ظرفیت واقعی زیرساختها و پایداری این تصمیم ایجاد کرده است.
در شرایطی که بخش عمده جایگاههای CNG کشور توسط بخش خصوصی اداره میشود، نخستین ابهام این است که هزینه گاز عرضهشده و کارمزد جایگاهداران از چه محل و با چه سازوکاری پرداخت خواهد شد؟ همچنین این پرسش مطرح است که آیا این اقدام میتواند به تغییر رفتار مصرفی و استفاده بیشتر از CNG منجر شود یا آنکه صرفا یک سیاست کوتاهمدت و موقتی برای عبور از فشارهای فعلی بازار سوخت است.
مصطفی سعیدی، کارشناس حوزه انرژی، در گفتوگو با صفحه اقتصاد ، این اقدام را از منظر اقتصادی فاقد توجیه پایدار دانست و تاکید کرد که رایگانسازی CNG بیش از آنکه یک تصمیم اقتصادی باشد، ابعاد سیاسی و جبرانی دارد.
تصمیمی با منطق سیاسی، نه اقتصادی
سعیدی با اشاره به شرایط تورمی اقتصاد ایران معتقد است رایگانسازی یک حامل انرژی در وضعیتی که کشور با تورم بالا مواجه است، نمیتواند یک سیاست عقلایی و بلندمدت تلقی شود. به گفته او در اقتصادی که نرخ تورم بالاست، رایگان کردن خدمات و حاملهای انرژی نهتنها به اصلاح ساختار مصرف کمک نمیکند، بلکه خود به عاملی برای انباشت بدهی و تشدید عدم تعادل مالی تبدیل میشود.
او میگوید این تصمیم از جنبه اقتصادی قابل دفاع نیست، زیرا هر صنعت برای ادامه حیات نیازمند آن است که حداقل هزینه تمامشده خود را پوشش دهد. در مورد CNG نیز جایگاهها، شبکه توزیع، نیروی انسانی، نگهداری، استهلاک و هزینههای جاری دارند و اگر این هزینهها از محل درآمد واقعی تامین نشود، نتیجهای جز انتقال بدهی به سطوح بالاتر نخواهد داشت.
از نگاه این کارشناس، محتملترین تفسیر آن است که دولت در حال طراحی نوعی سیاست جبرانی برای مدیریت تبعات احتمالی تغییر در قیمت بنزین است. به بیان دیگر، اگر قرار باشد در ادامه قیمت بنزین تعدیل یا سهمیهبندی آن سختگیرانهتر شود، رایگانسازی CNG میتواند بهعنوان یک ضربهگیر اجتماعی و روانی عمل کند تا بخشی از نارضایتی ناشی از افزایش هزینه سوخت کاهش یابد.
به اعتقاد سعیدی، احتمال دارد منابع مالی این طرح نیز در نهایت از محل درآمدهای ناشی از افزایش قیمت یا اصلاح سیاست بنزینی تامین شود، هرچند تاکنون توضیح روشنی درباره سازوکار دقیق آن ارائه نشده است.
وقتی قیمتگذاری دستوری، سرمایه را از صنعت فراری میدهد
سعیدی در ادامه با اشاره به تجربه صنعت برق و بخش CNG تاکید میکند که مشکل اصلی، قیمتگذاری غیرواقعی و دستوری در بازار انرژی است. به گفته او در سالهای گذشته این صنایع در مقاطعی رشد کردند، اما زمانی که نرخها به شکلی تعیین شد که نسبت میان هزینه سرمایهگذاری، سودآوری و بازگشت سرمایه به هم خورد، انگیزه برای ورود سرمایه جدید نیز از بین رفت.
وی معتقد است وقتی سرمایهگذار احساس کند درآمد حاصل از فعالیتش تناسبی با هزینههای جاری، استهلاک تجهیزات و هزینه سرمایه ندارد، طبیعی است که دیگر تمایلی برای توسعه فعالیت یا نوسازی زیرساختها نداشته باشد. نتیجه چنین روندی، همان وضعیتی است که امروز در برخی بخشهای انرژی با آن مواجهیم: زیرساخت موجود باقی مانده، اما توسعه متوقف شده و فرسودگی در حال گسترش است.
این کارشناس هشدار میدهد که ادامه چنین سیاستهایی در نهایت به انباشت بدهی در شرکتهای دولتی و شبهدولتی منجر میشود و این بدهیها در پایان سال مالی، به شکل کسری بودجه خود را نشان میدهد. از اینجا به بعد، به گفته او، چرخهای آشنا آغاز میشود: کسری بودجه، فشار برای تامین منابع، رشد نقدینگی، تشدید تورم و کاهش ارزش پول ملی. به همین دلیل، از منظر او، رایگانسازی سوخت نهتنها یک امتیاز پایدار برای مردم نیست، بلکه میتواند در میانمدت از مسیر تورم، هزینهای سنگینتر به جامعه تحمیل کند.
مصرف واقعی CNG چقدر است و چرا ظرفیت خالی مانده؟
سعیدی در این بخش با تفکیک میان ظرفیت اسمی و مصرف واقعی تاکید میکند که نباید این دو عدد با یکدیگر تلفیق شوند.
به گفته او، ظرفیت اسمی مصرف CNG در کشور حدود ۴۰ تا ۴۵ میلیون مترمکعب در روز است، اما مصرف واقعی فعلی بسیار کمتر و در حدود ۱۸ تا ۱۹ میلیون مترمکعب در روز برآورد میشود. این یعنی بخش قابل توجهی از ظرفیت ایجادشده در شبکه CNG عملا بلااستفاده مانده است.
اما دلیل این عدم استفاده چیست؟ سعیدی پاسخ میدهد که علت اصلی، رایگان نبودن CNG نیست؛ بلکه ارزان بودن بنزین است. به باور او، تا زمانی که مصرفکننده همچنان بتواند با هزینهای نسبتاپایین از بنزین استفاده کند، انگیزه لازم برای تحمل زحمت سوختگیری با CNG، محدودیتهای فنی، کاهش فضای صندوق خودرو یا مسائل مربوط به مخزن برای او شکل نمیگیرد.
وی یادآور میشود که در سالهایی که تفاوت قیمت بنزین و CNG محسوستر بود و فشار سوخت در سبد خانوار بیشتر خود را نشان میداد، استقبال از CNG نیز بیشتر بود. اما اکنون با وجود سهمیههای مختلف و تداوم دسترسی به بنزین ارزانتر از قیمت واقعی، هنوز آن شکاف قیمتی موثر ایجاد نشده که مردم را بهصورت گسترده به سمت CNG سوق دهد.
از نگاه این کارشناس، حتی اگر این طرح بتواند استفاده از CNG را کمی افزایش دهد، بیشترین اثر آن احتمالادر میان خودروهای با پیمایش بالا مانند تاکسیها، خودروهای اینترنتی، وانتبارها و مشاغل حملونقلی خواهد بود؛ یعنی گروههایی که بنزین سهمیهای برایشان کافی نیست و برای مدیریت هزینههای روزانه، حساسیت بیشتری نسبت به قیمت سوخت دارند.
آیا رایگان شدن CNG میتواند رفتار مصرفی را اصلاح کند؟
سعیدی در پاسخ به این پرسش که آیا رایگان کردن CNG میتواند به اصلاح الگوی مصرف و تقویت سبد سوختی کشور منجر شود، پاسخ مثبتی نمیدهد. او معتقد است اصلاح رفتار مصرفی با سیاست رایگانسازی اتفاق نمیافتد، بلکه نیازمند اصلاح قیمتهای نسبی و ایجاد انگیزه اقتصادی واقعی است.
به گفته او، وقتی بنزین برای مصرفکننده ارزان تلقی میشود، طبیعی است که ترجیح نخست او همان بنزین باشد. در چنین شرایطی حتی اگر دولت بخواهد CNG یا حتی LPG را نیز توسعه دهد، بدون اصلاح ساختار قیمتی، هر حامل جدیدی ناگزیر باید با یارانه سنگین عرضه شود؛ و این یعنی تکرار همان چرخه معیوب.
وی تاکید میکند که سالهاست سیاست انرژی در کشور در یک دور باطل گرفتار شده است: یارانه به بنزین، یارانه به گاز، یارانه به سایر حاملها، رشد مصرف، نیاز به واردات، فشار بر بودجه و تداوم ناترازی. از این منظر، رایگانسازی CNG نه یک راهحل ساختاری، بلکه صرفاذیک مداخله موقت در دل یک مسئله عمیقتر است.
چالش ایمنی؛ مخازن فرسوده، تست ادواری و هزینههای پنهان
یکی دیگر از موانع مهم در مسیر افزایش مصرف CNG، وضعیت مخازن فرسوده خودروهای دوگانهسوز است. سعیدی با اشاره به اینکه بخشی از خودروها سالهاست از CNG استفاده نکردهاند، میگوید بازگشت این خودروها به چرخه مصرف گاز، بدون بررسی ایمنی، میتواند مخاطرهآمیز باشد.
وی توضیح میدهد که بسیاری از مخازن CNG دارای تاریخ انقضا هستند و بخشی از آنها نیازمند تست ادواری، بازرسی فنی یا حتی تعویض کامل هستند. به گفته وی، در برخی موارد فراخوانهایی برای خودروهای عمومی و بهویژه وانتبارها صادر شده تا وضعیت سیستم گازسوز آنها بررسی شود، اما واقعیت این است که توسعه مصرف CNG بدون حل مسئله ایمنی و هزینههای مربوط به آن، با مانع جدی روبهرو خواهد شد.
سعیدی تاکید میکند که هرگونه تشویق مردم به استفاده مجدد از CNG باید با تقویت فرآیندهای کنترل کیفیت، بازرسی فنی و حمایت از نوسازی تجهیزات همراه باشد،چرا که در غیر این صورت، ممکن است تبعات ایمنی این سیاست، خود به یک بحران جدید تبدیل شود.
زمستان سختتر در راه است؛ ناترازی گاز و احتمال محدودیت برای CNG
بخش مهم دیگری از این گفتوگو به چشمانداز زمستان و وضعیت تامین گاز بازمیگردد. سعیدی در این زمینه هشدار میدهد که زمستان پیشرو میتواند سختتر از زمستانهای گذشته باشد و ناترازی گاز در ماههای سرد سال، مسئلهای بهمراتب جدیتر از بحران برق در تابستان است.
به گفته او، در صورت تداوم روند فعلی و با توجه به محدودیتهای موجود، این احتمال وجود دارد که در زمستان، بخشی از صنایع با محدودیت شدید یا تعطیلی مواجه شوند و در برخی مناطق، بهویژه استانهایی که در انتهای شبکه گاز قرار دارند، فشار بر شبکه بیشتر شود.
وی معتقد است دولت باید از همین حالا برای چنین شرایطی تمهیدات جایگزین در نظر بگیرد؛ از جمله آمادهسازی زیرساخت توزیع LPG، نفت سفید و سایر سوختهای جایگزین برای مناطقی که در معرض افت فشار یا قطع گاز قرار دارند. به باور او، غفلت از این آمادگی میتواند در زمان بروز بحران، هزینههای اجتماعی و اجرایی را چند برابر کند.
سعیدی همچنین یادآور میشود که در فصل زمستان، اولویت اصلی شبکه گاز کشور همواره بخش خانگی است؛ بنابراین اگر بحران تشدید شود، قطع یا محدودیت گاز برای برخی بخشها از جمله جایگاههای CNG نیز دور از انتظار نیست. از این رو، حتی اگر امروز CNG رایگان شود، این به آن معنا نیست که در زمستان لزوماامکان عرضه پایدار آن وجود خواهد داشت.
وی تصریح میکند که مسئله اصلی در زمستان، نه رایگان بودن یا نبودن CNG، بلکه اصل دسترسی به گاز است؛ زیرا در شرایط ناترازی شدید، ممکن است اساساگازی برای عرضه به این بخش باقی نماند.
پازل ناترازی سوخت با مسکنهای موقت حل نمیشود
به نظر میرسد سیاست رایگانسازی CNG، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بخشی از فشار افکار عمومی را کاهش دهد، اما در اصل بیش از آنکه یک راهکار اصلاحی باشد، یک مسکن موقت برای مدیریت بحرانهای عمیقتر در بازار انرژی است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که هر جا قیمتگذاری از منطق اقتصادی فاصله گرفته، نتیجه نهایی نه صرفهجویی و اصلاح مصرف، بلکه انباشت بدهی، تضعیف سرمایهگذاری، رشد هزینههای پنهان و در نهایت فشار بیشتر بر بودجه عمومی بوده است.
از این زاویه، اگر دولت قصد دارد از CNG بهعنوان یک سوخت مکمل و راهبردی استفاده کند، باید بهجای رایگانسازی مقطعی، به سمت اصلاح تدریجی قیمت بنزین، ایجاد فاصله قیمتی معنادار میان سوختها، حمایت هدفمند از ناوگان پرمصرف، نوسازی مخازن و تضمین امنیت عرضه حرکت کند. در غیر این صورت، هر سیاستی از این جنس، حتی اگر در ابتدا محبوب به نظر برسد، در ادامه به دلیل نبود پشتوانه مالی و اجرایی، یا متوقف میشود یا خود به بخشی از بحران بعدی تبدیل خواهد شد.
به بیان دیگر، CNG رایگان شاید بتواند برای مدتی مصرف را جابهجا کند، اما نمیتواند جایگزین اصلاح ساختار انرژی شود. اگر هدف، عبور پایدار از ناترازی بنزین و کاهش فشار بر بودجه کشور است، چاره در تصمیمهای هیجانی نیست؛ بلکه در یک اصلاح تدریجی، شفاف و اقتصادی است که هم منافع مردم را ببیند و هم توان ادامهپذیری صنعت انرژی را حفظ کند.
نظر شما