صفحه اقتصاد بررسی کرد؛
رقابت بر سر امنیت خلیج فارس؛ جنگی تازه یا موازنهای جدید؟
تحولات چند روز اخیر در خلیج فارس، از افزایش تحرکات نظامی و تبادل حملات گرفته تا رشد قیمت نفت و نگرانی از امنیت آبراههای راهبردی، بار دیگر آینده روابط ایران و آمریکا را به کانون توجه بازگردانده است. هرچند نشانههای تنش همچنان پررنگ است، اما مجموعه رخدادها نشان میدهد رقابت اصلی، بیش از آنکه صرفاً نظامی باشد، بر سر شکلدهی به نظم امنیتی و ژئوپلیتیکی جدید منطقه جریان دارد؛ نظمی که سرنوشت امنیت انرژی جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در روزهای اخیر، فضای امنیتی غرب آسیا وارد مرحلهای حساس شده است. افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، تبادل حملات، نگرانی درباره امنیت تنگه هرمز و بابالمندب و واکنش بازارهای جهانی انرژی، همگی از افزایش سطح تنش حکایت دارند. با این حال، آنچه امروز در حال وقوع است، تنها یک رویارویی نظامی نیست، بلکه رقابتی گسترده بر سر آینده امنیت منطقه، موازنه قدرت و کنترل مسیرهای راهبردی انتقال انرژی به شمار میرود.
بررسی مجموعه رخدادهای اخیر نشان میدهد این تحولات را نمیتوان جدا از یکدیگر تحلیل کرد. افزایش تنشهای دریایی، استقرار تجهیزات و نیروهای نظامی جدید، حمایت برخی بازیگران غربی از اقدامات آمریکا، افزایش هزینه بیمه کشتیها و رشد قیمت نفت، همگی بخشهایی از یک معادله بزرگتر هستند که آینده موازنه قدرت در منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد.
در همین چارچوب، تلاش آمریکا برای تبدیل فشارهای نظامی به دستاورد سیاسی با چالشهایی روبهرو شده است. کاهش اعتماد میان طرفین، ادامه فشارهای اقتصادی و اختلاف بر سر اجرای تفاهمهای اولیه، موجب شده مسیر دیپلماسی بیش از گذشته با ابهام همراه باشد.

در این میان، برخی تحلیلگران معتقدند برگزاری مراسم باشکوه و گسترده تشییع پیکر رهبر انقلاب اسلامی و حضور گسترده مردم در این آیین، پیام مهمی از انسجام داخلی ایران به بازیگران خارجی مخابره کرده است. از نگاه این تحلیلها، این نمایش همبستگی ملی میتواند بخشی از محاسبات واشنگتن درباره میزان تأثیرگذاری فشارهای سیاسی و اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده باشد. در همین چارچوب، برخی ناظران مواضع تند و ادبیات اخیر دونالد ترامپ علیه ایران را نیز در راستای افزایش فشار سیاسی و روانی و واکنشی به این تحولات ارزیابی میکنند، هرچند چنین برداشتی تاکنون بهصورت رسمی از سوی مقامهای آمریکایی تأیید نشده است.
در سوی مقابل، ایران نیز تلاش دارد مفهوم بازدارندگی را تنها به حوزه نظامی محدود نکند و بر اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی جهان تأکید دارد. از این منظر، هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه ابزاری اثرگذار در معادلات اقتصادی، سیاسی و امنیتی منطقه محسوب میشود.
همزمان، تحولات یمن نیز به یکی از متغیرهای مهم این معادله تبدیل شده است. هرگونه گسترش ناامنی در بابالمندب، در کنار تداوم تنش در تنگه هرمز، میتواند تجارت جهانی، بازار انرژی و زنجیره تأمین کالا را با پیامدهای قابل توجهی روبهرو کند؛ موضوعی که نشانههای اولیه آن در افزایش قیمت نفت و هزینه حملونقل دریایی قابل مشاهده است.
این شرایط، رفتار قدرتهای بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. قدرتهای اقتصادی بزرگ خواهان حفظ ثبات در مسیرهای انرژی هستند و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز میان نیاز به تضمینهای امنیتی و نگرانی از تبعات اقتصادی هرگونه درگیری گسترده قرار گرفتهاند. از همین رو، حفظ کانالهای دیپلماتیک همچنان برای بسیاری از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای یک اولویت محسوب میشود.
در عین حال، افزایش تحرکات نظامی آمریکا نشان میدهد گزینه نظامی همچنان از دستور کار واشنگتن خارج نشده است، اما نگرانی از پیامدهای اقتصادی و امنیتی یک درگیری فراگیر، دامنه تصمیمگیری این کشور را محدود کرده است.
با توجه به شرایط موجود، میتوان سه سناریوی اصلی را برای آینده بحران ترسیم کرد. نخست، ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح»؛ سناریویی که در آن فشارهای اقتصادی، عملیات محدود و رقابت امنیتی ادامه مییابد، اما طرفین از ورود به یک جنگ گسترده پرهیز میکنند.
سناریوی دوم، بروز یک خطای محاسباتی در یکی از نقاط حساس منطقه مانند تنگه هرمز یا بابالمندب است؛ رخدادی که میتواند زنجیرهای از واکنشهای غیرقابل پیشبینی را به دنبال داشته باشد و بحران را از سطح منطقهای فراتر ببرد.
در نهایت، سناریوی سوم بر شکلگیری یک چارچوب جدید امنیتی استوار است؛ چارچوبی که در آن امنیت خلیج فارس و آبراههای راهبردی از مسیر مشارکت و پذیرش نقش بازیگران اصلی منطقه دنبال شود.
در مجموع، آنچه امروز در غرب آسیا جریان دارد، صرفاً رقابت بر سر برتری نظامی نیست؛ نبرد اصلی بر سر تعیین قواعد نظم امنیتی آینده، امنیت مسیرهای انرژی و جایگاه بازیگران منطقهای در این معادله است. تصمیمهای ماههای آینده، نهتنها آینده روابط ایران و آمریکا، بلکه ثبات خلیج فارس، امنیت تجارت جهانی و اقتصاد بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
نظر شما