آزمون جنگی تابآوری زنجیره تأمین؛ چرا ۷۰ درصد ترخیص کالاهای اساسی به خوراک دام و طیور اختصاص یافت؟
جنگ تحمیلی ۴۰ روزه اخیر، اگرچه در نگاه اول یک تقابل امنیتی بود، اما در پشتپرده، به یک آزمایش میدانی تمامعیار برای سنجش استحکام زنجیره تأمین اقتصاد ایران تبدیل شد. بررسی دقیق دادههای تجارت خارجی در این بازه زمانی، پرده از یک راهبرد کلیدی برمیدارد: نزدیک به ۷۰ درصد از کل وزن کالاهای اساسی ترخیصشده از گمرکات، به سه نهادهی استراتژیک خوراک دام و طیور اختصاص داشته است؛ رویکردی که نشان میدهد سیاستگذار، امنیت سفره مردم را در گرو تداوم خط تولید مرغ و تخم مرغ دیده است.
به نقل از تسنیم، جنگ تحمیلی ۴۰ روزه اخیر، فراتر از ابعاد امنیتی، بهعنوان یک آزمون میدانی برای سنجش میزان تابآوری اقتصاد کشور در حوزه تأمین کالاهای اساسی و نهادههای تولید عمل کرد؛ آزمونی که بهویژه در بخش تأمین خوراک دام و طیور، اهمیت راهبردی خود را بیش از پیش نشان داد. چراکه هرگونه اختلال در این حلقه، بهسرعت به کاهش تولید و جهش قیمتها در بازار مصرف منتهی میشود.
بررسی دادههای تجارت خارجی حاکی از آن است که در این بازه زمانی، حدود یکمیلیون و ۴۰۰ هزار تن ذرت دامی از گمرکات کشور ترخیص شده؛ رقمی که بهتنهایی ۴۷.۷ درصد از کل کالاهای اساسی ترخیصشده را شامل میشود. این سهم قابل توجه، نشاندهنده تمرکز جدی سیاستگذار بر تأمین پایدار نهادههای دامی در شرایط ویژه جنگی است.
ذرت دامی بهعنوان یکی از اصلیترین مؤلفههای جیره غذایی صنعت طیور، نقشی تعیینکننده در استمرار تولید مرغ و تخممرغ ایفا میکند. با توجه به وابستگی قابل توجه این صنعت به واردات نهادهها، تداوم تأمین این کالای راهبردی، پیشنیاز حفظ تعادل بازار و جلوگیری از بروز شوکهای قیمتی محسوب میشود.
در کنار ذرت، دو نهاده مهم دیگر یعنی جو و کنجاله سویا نیز سهم قابل توجهی از ترخیصها را به خود اختصاص دادهاند. بر اساس آمارها، در این مدت حدود ۳۰۳ هزار تن جو (معادل ۱۱ درصد) و ۲۸۵ هزار تن کنجاله سویا (معادل ۱۰ درصد) از گمرکات کشور ترخیص شده است. به این ترتیب، مجموع این سه نهاده به حدود ۶۹ درصد از کل وزن کالاهای اساسی ترخیصشده میرسد؛ موضوعی که بهروشنی بیانگر اولویت مطلق تأمین خوراک دام و طیور در سیاستهای تجاری کشور طی این دوره است.
در مقابل، سایر اقلام اساسی از جمله دانههای روغنی، روغن خوراکی، برنج و گندم، هر یک سهمی در بازه ۵ تا ۸ درصد از کل ترخیص را به خود اختصاص دادهاند. این ترکیب نشان میدهد اگرچه تأمین کالاهای مصرفی نهایی نیز در دستور کار قرار داشته، اما تمرکز اصلی بر پشتیبانی از زنجیره تولید داخلی، بهویژه در بخش تأمین پروتئین بوده است.
از منظر تحلیلی، این رویکرد را میتوان یک سیاست پیشدستانه در مدیریت بازار تلقی کرد. تجربههای پیشین نشان داده که هرگونه وقفه در تأمین نهادههای دامی، بهسرعت به کاهش عرضه مرغ و تخممرغ و در ادامه، افزایش قیمت این اقلام منجر میشود. بنابراین، تأمین مستمر و گسترده نهادهها، عملاً بهعنوان ابزاری برای مهار تورم در بازار مواد غذایی عمل کرده است.
با این حال، این عملکرد در شرایطی ثبت شده که مجموع ترخیص کالاهای اساسی نسبت به دوره مشابه پیش از جنگ، کاهش جزئی را نشان میدهد. این کاهش عمدتاً تحت تأثیر عوامل بیرونی از جمله تأخیر در ارسال محمولهها از سوی کشورهای مبدأ، تامین به موقع لجیستک حمل داخلی، افزایش ریسکهای حملونقل و احتیاط بیشتر شرکای تجاری رخ داده است.
جدول: ترکیب ترخیص کالاهای اساسی در دوره جنگ ۴۰ روزه
![]()
با وجود این محدودیتها،پیگیری استمرار ترخیص نهادههای دامی در این سطح از سوی وزرات اقتصاد و گمرک، بیانگر عملکرد قابل قبول زنجیره تأمین داخلی است. در این میان، نقش گمرک، شبکه حملونقل و دستگاههای مرتبط در تسهیل فرآیند ترخیص و جلوگیری از بروز وقفههای جدی، قابل توجه ارزیابی میشود.
با این حال، نوسانات مقطعی در بازار مرغ و تخممرغ طی این دوره، نشان داد که حتی وقفههای محدود نیز میتواند آثار خود را بر بازار بگذارد.
نظر شما