لوگو
کد خبر: ۳۵۳۷۷۴

جهش ۶۱ درصدی قیمت انرژی؛ جنگ به سفره مردم غرب رسید

رکوردشکنی قیمت انرژی و مس، افزایش بهای گازوئیل و رشد هزینه‌های حمل‌ونقل، بحران ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را از بازارهای جهانی به زندگی روزمره مردم در آمریکا و اروپا کشانده است؛ بحرانی که به‌تدریج به چالشی اجتماعی و سیاسی برای دولت‌های غربی تبدیل می‌شود.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
جهش ۶۱ درصدی قیمت انرژی؛ جنگ به سفره مردم غرب رسید

صفحه اقتصاد - بازار جهانی کالاها در پی تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی و اختلال در عرضه انرژی، بار دیگر با موجی از افزایش قیمت‌ها مواجه شده است. گزارش مؤسسه «اکونوویس» از رشد سالانه ۶۱.۱ درصدی قیمت کالاهای انرژی حکایت دارد؛ افزایشی که در کنار جهش بهای نفت و ثبت رکوردهای تازه در بازار مس، نشانه‌ای از گسترده‌تر شدن آثار اقتصادی جنگ است. اکنون پیامدهای این وضعیت دیگر به بازارهای مالی و معاملات انرژی محدود نیست و از طریق افزایش هزینه سوخت، حمل‌ونقل و تولید، قدرت خرید خانوارها را در کشورهای غربی تحت فشار قرار داده است.

در این میان، اکتبر به مقطعی تعیین‌کننده برای آشکار شدن تبعات اقتصادی بحران تبدیل شده است؛ زمانی که افزایش هزینه‌های زندگی، نارضایتی عمومی و درخواست برای تغییر سیاست‌های دولت‌ها، ابعاد سیاسی جنگ را پررنگ‌تر کرده است.

شوک انرژی؛ جهش قیمت‌ها در بازار جهانی

بر اساس داده‌های منتشرشده از سوی اکونوویس، قیمت کالاهای انرژی نسبت به سال گذشته ۶۱.۱ درصد افزایش یافته و بهای نفت نیز در مقایسه با فوریه، رشد ۵۰.۴ درصدی را تجربه کرده و به محدوده ۱۰۲ دلار برای هر بشکه رسیده است. این روند نشان می‌دهد نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی چگونه می‌توانند از مسیر محدودیت عرضه و افزایش هزینه‌های مبادله، بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهند.

در این میان، تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انتقال نفت و گاز جهان، جایگاهی محوری در تحولات اخیر دارد. اختلال در انتقال انرژی از این مسیر، همراه با افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه، فشار مضاعفی بر بازارها وارد کرده است؛ فشاری که به‌تدریج از بخش انرژی به صنایع، تجارت و سبد مصرفی خانوارها سرایت می‌کند.

پیامد این وضعیت تنها افزایش قیمت نفت خام نیست. هنگامی که هزینه تأمین انرژی بالا می‌رود، تولید کالا، جابه‌جایی مواد اولیه، توزیع محصولات و ارائه خدمات نیز گران‌تر می‌شود. به همین دلیل، حتی بخش‌هایی از اقتصاد که مستقیماً با صنعت نفت ارتباط ندارند، از تبعات این شوک بی‌نصیب نمی‌مانند.

اروپا زیر فشار انرژی گران؛ شکاف با آمریکا عمیق‌تر شد

اختلاف قیمت گاز در دو سوی اقیانوس اطلس، یکی از نشانه‌های توزیع نامتوازن هزینه‌های بحران انرژی است. بر اساس داده‌های مورد اشاره در گزارش، قیمت گاز در اروپا به حدود ۲۵.۴ دلار رسیده، درحالی‌که این رقم در آمریکا نزدیک به سه دلار است؛ اختلافی حدود ۸.۶ برابر که موقعیت دشوارتر صنایع انرژی‌بر اروپایی را برجسته می‌کند.

دسترسی به انرژی ارزان‌تر، برای برخی تولیدکنندگان آمریکایی مزیتی رقابتی ایجاد می‌کند، اما این مزیت به معنای مصونیت کامل اقتصاد آمریکا از بحران نیست. افزایش قیمت فرآورده‌های نفتی، به‌ویژه گازوئیل، هزینه حمل‌ونقل و تولید را در این کشور نیز بالا برده است.

در اروپا، فشار ناشی از گرانی سوخت مستقیماً در هزینه‌های خانوار و فعالیت بنگاه‌های اقتصادی نمایان شده است. روزنامه لوموند در گزارشی در اول اکتبر اعلام کرد میانگین قیمت گازوئیل در اتحادیه اروپا در ۲۱ سپتامبر به رکورد ۲.۲۳ یورو برای هر لیتر رسیده بود. همچنین در ۱۹ کشور عضو اتحادیه، رکوردهای قیمتی جدیدی ثبت شده بود.

افزایش هزینه انرژی، دولت‌های اروپایی را به سمت بررسی یا اجرای حمایت‌های مالیاتی و اعتباری برای کاهش فشار بر خانوارها و گروه‌های آسیب‌پذیر سوق داده است. با این حال، حمایت‌های دولتی در شرایطی که هزینه تأمین انرژی همچنان بالاست، لزوماً نمی‌تواند مانع انتقال بخشی از این افزایش قیمت به مصرف‌کنندگان شود.

مس در مسیر رکوردشکنی؛ تقاضای فناوری به کمک بحران آمد

بازار فلزات نیز از تحولات جهانی تأثیر پذیرفته است. بر اساس داده‌های گزارش، قیمت هر تن مس به ۱۴ هزار و ۴۷۴ دلار رسیده و رشد سالانه آن به ۴۵ درصد افزایش یافته است. اهمیت این روند از آن جهت است که مس، علاوه بر کاربرد گسترده در صنایع برق و الکترونیک، یکی از مواد اولیه کلیدی برای توسعه زیرساخت‌های فناوری و انرژی به شمار می‌رود.

افزایش سرمایه‌گذاری در مراکز داده، گسترش زیرساخت‌های هوش مصنوعی، توسعه شبکه‌های برق و رشد تقاضا برای تجهیزات الکترونیکی، نیاز جهانی به این فلز را افزایش داده است. در مقابل، محدودیت سرمایه‌گذاری در معادن و دشواری افزایش سریع ظرفیت تولید، امکان پاسخ‌گویی فوری به رشد تقاضا را محدود می‌کند.

از این منظر، جهش قیمت مس را نمی‌توان صرفاً نتیجه جنگ و اختلال در بازار انرژی دانست. برخلاف بازار نفت و فرآورده‌های پالایشی که به تحولات عرضه و مسیرهای انتقال انرژی حساسیت بالایی دارند، بازار مس از روندهای ساختاری اقتصاد دیجیتال نیز تأثیر می‌پذیرد. بنابراین، حتی کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی نیز لزوماً به معنای بازگشت سریع قیمت این فلز به سطوح پیشین نخواهد بود.

گازوئیل گران؛ هزینه جنگ در اقتصاد آمریکا

در آمریکا، افزایش قیمت گازوئیل به یکی از ملموس‌ترین پیامدهای بحران تبدیل شده است. رویترز در گزارش ۹ اکتبر خود، متوسط قیمت این فرآورده را ۶.۲۸ دلار برای هر گالن اعلام کرد؛ رقمی که از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است. این گزارش، محدودیت عرضه جهانی فرآورده‌های پالایشی و تأثیر هم‌زمان بحران‌های ایران و اوکراین بر جریان سوخت را از عوامل مؤثر بر این وضعیت دانسته است.

اهمیت افزایش قیمت گازوئیل در اقتصاد آمریکا به نقش محوری آن در حمل‌ونقل جاده‌ای بازمی‌گردد. بخش بزرگی از ناوگان کامیون‌های باری این کشور با گازوئیل فعالیت می‌کند و هر افزایش قیمت در این بخش، هزینه انتقال کالا از بنادر، مراکز تولید و انبارها به فروشگاه‌ها را بالا می‌برد.

شرکت‌های حمل‌ونقل برای جبران افزایش هزینه سوخت، تعرفه‌ها و هزینه‌های جانبی خدمات خود را افزایش می‌دهند. این افزایش هزینه نیز در ادامه زنجیره توزیع، به خرده‌فروشان و مصرف‌کنندگان منتقل می‌شود. در نتیجه، حتی کالاهایی که ارتباط مستقیمی با بازار انرژی ندارند، ممکن است با افزایش قیمت مواجه شوند.

کشاورزی نیز از این روند تأثیر می‌پذیرد. افزایش هزینه سوخت ماشین‌آلات کشاورزی، عملیات برداشت محصول و انتقال محصولات به بازار، فشار مضاعفی بر کشاورزان وارد می‌کند. صنایع تولیدی، شرکت‌های ساختمانی، خدمات پستی و کسب‌وکارهای فعال در حوزه تحویل سفارش‌های اینترنتی نیز با افزایش هزینه‌های عملیاتی روبه‌رو هستند.

گزارشی که آسوشیتدپرس تهیه کرده و واشنگتن‌پست در چهارم سپتامبر منتشر کرده بود، از رسیدن قیمت گازوئیل به ۵.۸۵ دلار برای هر گالن و انتقال بخشی از این افزایش هزینه به خدمات حمل بسته‌ها و قیمت مواد غذایی خبر می‌داد. افزایش بیشتر قیمت‌ها تا اکتبر، نشان می‌دهد فشار هزینه‌ای در بخش حمل‌ونقل همچنان ادامه داشته است.

از گرانی سوخت تا اعتراض سیاسی؛ هزینه جنگ برای ترامپ

افزایش هزینه زندگی در آمریکا، به‌تدریج به موضوعی سیاسی تبدیل شده و واکنش‌هایی را حتی در میان بخشی از جریان جمهوری‌خواه برانگیخته است. گزارش واشنگتن‌پست در ۲۷ سپتامبر نشان می‌دهد برخی نامزدها و قانون‌گذاران جمهوری‌خواه، به‌ویژه در ایالت‌های کشاورزی، خواستار پایان جنگ، تعلیق صادرات گازوئیل یا کاهش مالیات سوخت شده‌اند.

این مواضع از اهمیت اقتصادی بحران برای گروه‌هایی حکایت دارد که بخش قابل توجهی از هزینه‌های فعالیت آنها به سوخت وابسته است. کشاورزان و رانندگان کامیون، در کنار دیگر فعالان بخش حمل‌ونقل، با افزایش هزینه‌های روزانه مواجه‌اند و این فشار می‌تواند بر ارزیابی آنها از عملکرد دولت و سیاست‌های جنگی تأثیر بگذارد.

در چنین شرایطی، دولت دونالد ترامپ برای مهار قیمت‌ها اقداماتی را در دستور کار قرار داده است. رویترز در ۹ اکتبر گزارش داد که تلاش برای آزادسازی ذخایر نفتی و اجازه استفاده جاده‌ای از گازوئیل رنگی معاف از مالیات فدرال، تا آن زمان کاهش محسوسی در قیمت‌ها ایجاد نکرده بود.

مشکل اصلی، محدودیت عرضه فرآورده‌های پالایشی در بازار جهانی است؛ مسئله‌ای که با اقدامات موقت مالیاتی یا آزادسازی ذخایر به‌تنهایی برطرف نمی‌شود. تا زمانی که اختلال در عرضه ادامه داشته باشد، کاهش پایدار قیمت‌ها با موانع جدی روبه‌رو خواهد بود.

از این منظر، گرانی سوخت صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به معیاری برای سنجش توان دولت در مدیریت پیامدهای جنگ تبدیل شده است. افزایش هزینه‌های زندگی می‌تواند دامنه نارضایتی عمومی را گسترش دهد و سیاستمداران را برای بازنگری در تصمیمات خود تحت فشار قرار دهد.

اروپا نیز با بحران اعتماد و قدرت خرید روبه‌روست

در اروپا، افزایش قیمت سوخت و انرژی علاوه بر فشار بر بودجه خانوارها، حاشیه سود شرکت‌ها را نیز کاهش داده است. گزارش لوموند از نارضایتی شهروندان در کشورهای مختلف و تلاش دولت‌ها برای ارائه حمایت‌های هدفمند حکایت دارد؛ وضعیتی که نشان می‌دهد آثار بحران از بازارهای تخصصی انرژی فراتر رفته و به زندگی روزمره مردم رسیده است.

افزایش هزینه‌های انرژی در شرایطی رخ می‌دهد که خانوارها باید بخش بیشتری از درآمد خود را صرف سوخت، حمل‌ونقل و کالاهای مصرفی کنند. برای کسب‌وکارها نیز افزایش هزینه تولید و توزیع، امکان حفظ قیمت‌های قبلی را محدود می‌کند. این فشار دوگانه، یعنی کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان و افزایش هزینه بنگاه‌ها، می‌تواند فعالیت اقتصادی را با دشواری بیشتری مواجه سازد.

در چنین فضایی، دولت‌ها با یک معادله دشوار روبه‌رو هستند: از یک سو باید برای کاهش فشار بر خانوارها مداخله کنند و از سوی دیگر، هزینه این حمایت‌ها و محدودیت منابع مالی را در نظر بگیرند. تداوم گرانی نیز می‌تواند مناقشات داخلی درباره هزینه‌های جنگ و مسئولیت دولت‌ها در قبال پیامدهای آن را تشدید کند.

چشم‌انداز؛ بازگشت قیمت‌ها در گرو رفع اختلال عرضه

مجموع تحولات بازار انرژی و کالاها نشان می‌دهد اقتصاد جهانی با ترکیبی از شوک‌های ژئوپلیتیکی و محدودیت‌های ساختاری مواجه است. افزایش ۶۱.۱ درصدی سالانه قیمت کالاهای انرژی، رشد بهای نفت، رکوردشکنی مس و جهش قیمت گازوئیل در آمریکا، هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، شدت فشار بر زنجیره تأمین و هزینه‌های زندگی را نشان می‌دهند.

با این حال، عوامل افزایش قیمت‌ها در همه بازارها یکسان نیستند. در بازار انرژی، اختلال در عرضه و مسیرهای انتقال، ظرفیت پالایش و هزینه‌های حمل‌ونقل نقش تعیین‌کننده‌ای دارند؛ درحالی‌که در بازار مس، رشد تقاضای ناشی از توسعه فناوری و محدودیت عرضه معدنی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد.

کاهش پایدار فشار قیمت‌ها به بهبود جریان عرضه، کاهش اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، به‌ویژه تنگه هرمز، و افزایش ظرفیت تأمین فرآورده‌های پالایشی وابسته است. از همین رو، افت مقطعی قیمت نفت خام لزوماً به کاهش سریع قیمت گازوئیل یا هزینه حمل‌ونقل منجر نمی‌شود.

آنچه اکنون اهمیت دارد، انتقال تدریجی هزینه‌های جنگ به اقتصاد واقعی است؛ جایی که افزایش قیمت سوخت به هزینه تولید، قیمت کالاها و قدرت خرید مردم گره می‌خورد. تداوم این روند می‌تواند فشار اقتصادی بر خانوارهای آمریکایی و اروپایی را افزایش دهد و هم‌زمان، هزینه سیاسی تصمیمات جنگی را برای دولت‌های غربی سنگین‌تر کند. به این ترتیب، پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فراتر از بازارهای انرژی، در زندگی روزمره مردم و محاسبات سیاسی دولت‌ها نیز آشکار شده است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات
آرشیو