دانلود قسمت ۳ سریال پایتخت ۷ از شبکه یک + لینک مستقیم سریال پایتخت۷ قسمت سوم
علاقمندان سریال پایتخت می توانند در این مطلب از صفحه اقتصاد قسمت سوم سریال پایتخت ۷ را با لینک مستقیم تلوبیون تماشا کنند.

فصل هفتم سریال پایتخت که به کارگردانی سیروس مقدم و تهیهکنندگی الهام غفوری ساخته شده، از روز چهارم فروردین روی آنتن شبکه یک رفت.
فصل هفتم سریال پایتخت بدین شرح است که؛ نقی معمولی، دوباره قرار است در مسابقات پیشکسوتان کشتی شرکت کند و این بار به کشور تاجیکستان سفر خواهد کرد. اما ماجرای اصلی که خانواده معمولی را درگیر میکند، عاشق شدن دوباره ارسطو است. این عشق جدید، پای یک دختر تاجیکی را به داستان میآورد و...
بازیگران اصلی پایتخت ۷ محسن تنابنده، احمد مهران فر، ریما رامین فر، نسرین نصرتی، بهرام افشاری، علیرضا خمسه، هومن حاجی عبداللهی و… می باشند.
دانلود سریال پایتخت ۷ قسمت سوم
https://telewebion.com/program/۰x۱۱e۵eaeb
خلاصه داستان قسمت ۳ سریال پایتخت ۷
نقی سر میز صبحانه میره که به هما میگه دلم تخم مرغ میخواد اما اون میگه نداریم عصر میرم میخرم همین دوتا بود برای سالار درست کردم. اونا سر تخم مرغ با هم صحبت میکنند که فهیمه از راه میرسه و میگه میخوام تخم مرغ درست کنم شما هم میخواین؟ نقی میگه همین امروز که تخم مرغ نداریم همه تخم مرغ میخوایم فهیمه یک دفعه بهش میگه تو سمعک نداری ولی الان حرف منو شنیدی چه جوری جواب ما رو دادی؟! نقی خودشو میزنه به اون راه و فیلم بازی میکنه هما هم تایید میکنه و میگه نه بابا نمیشنوه و ازش میخواد بره سمعک نقیو بیاره تا بزاره تو گوشش وقتی میره هما نقی را سرزنش میکنه سپس سالار را آماده میکنه تا به مدرسه برسونه. فهیم میره پیشش و بهش میگه من فکر کنم نقی ما رو ایستگاه کرده هما ازش میپرسه چطور؟
فهیمه میگه من با این بزرگ شدم میدونم چه آب زیر کاریه این کمبود محبت داشته یهش کم توجه میکردی الان این مرضو گذاشته رو خودش تا بهش یکم توجه کنی وگرنه گوشاش میشنوه. هما بهش میگه نه بابا همچین چیزی نیست و برای سوتی ندادن سریع از اونجا میره. رحمت تو ماشین کمپر ارسطو خوابیده که وقتی بیدار میشه بهش میگه چقدر راحت خوابیدم و تعریف میکنه سپس ازش درباره نامزدش خانم تقی پور سوال میکنه که چه جوری با هم آشنا شدن اون ماجرارو تعریف میکنه که تو کویر دیدمشو یک دل نه صد دل عاشقش شدم. فهیمه خونه رو جاروبرقی میگیره چون از بهزیستی قراره بیان اونجا برای پرسیدن سوالاتی ازشون.
نقی میره دنبال دکتر تا اونم بیاد که درباره خودکار با اون خانم صحبت کنه و گردن بگیره و بگه مال اون بوده خونه اونا جا گذاشته بوده. مامور بهزیستی خانم مسقطی به اونجا میاد اما هنوز بحث به خودکار کشیده نشده که دکتر با دیدنش بهش میگه شما بارداری او جا میخوره و میگه شما از کجا میدونین؟ دکتر نشونههایی بهش میده میگه میتونی بری بیمارستان آزمایش بدی فقط مثبت بود شیرینی من یادت نره خانم مسقطی احساساتی شده و بهشون میگه من ۸ ساله منتظر همچین خبریام و بدون رسیدگی به اونا از جاش بلند میشه و میگه الان نمیتونم کاری کنم باید برم آزمایشگاه سر فرصت میام صحبت میکنیم و میره.
رحمان و رحیم با رحمت و ارسطو حرف میزنن درباره ازدواج رحیم میگه که من میخوام با سارا ازدواج کنم رحمت باهاش بحث میکنه که نقی دخترشو بهت نمیده! ارسطو باهاش حرف میزنه و میگه بریم من باهاش حرف میزنم نقی رو حرف من حرف نمیزنه تا بهش بگم میزاره رو جفت چشماش حرفمو رحیم خوشحال میشه و میگه بریم ارسطو میگه ولی یه مشکلی هست که نقی کلا دخترشو به تو نمیده! ولی یه کاریش میکنیم. ارسطو یه ماشین مدل بالا کرایه کرده و تیپ زده او دم تاکسیهای دانشگاه وایساده تا سارا را ببینه و به ارسطو زنگ میزنه که بپرسه چیکار کنه ارسطو بهش میگه از ماشین پیاده شو و تکیه بده بهش و سارا را زیر نظر داشته باش تا ببینتت بعد اشاره کن بهش و برو جلو که باهاش صحبت کنی.
رحیم با دیدن سارا میبینه که داره واسش دست تکون میده و با خوشحالی داره میاد سمتش او خوشحال میشه و به ارسطو میگه که در آخر میبینه اشتباه میکرده و داره میره سمت یه پسر دیگه او به ارسطو میگه که او بهش میگه اون پسر همون خواستگارشه که همکلاسیش هم هست رحیم به هم میریزه. سارا و ارشاد همکلاسیش رو پروژه تاکسی پرنده کار میکردند که موقع آزمایشش رسیده و جلوی اساتید تاکسی را به پرواز در میارند که در آخر با نقص فنی روبرو میشن و باعث سقوط تاکسی میشه. شب تو خونه نقی فهیمه با هما در حال چیدن سفره شام هستن که نیکا هم از راه میرسه آنها از دیدنش خوشحال میشن. نیکا بهشون میگه که یه چیزی میخوام بهتون بگم آنها بهش میگن بگو چیه تا بابات نیومده اما نیکا میگه بزار اول سارا بگه ببینم ارشاد چی شد!
او بهش میگه هیچی فردا شب میخوان بیان خواستگاری نقی از راه میرسه و سارا به نیکا میگه بابا سمعکش تو گوشش نیست بگو میخواستی چی بگی هما سعی میکنه جلوشو بگیره تا چیزی نگه چون میدونه نقی میشنوه اما موفق نمیشه که نیکا میگه هیچی ما باید بریم تاجیکستان زندگی کنیم به خاطر کار شوهرم انگار اینجا به مشکل خورده همه ناراحت میشن و تو فکر میرن از طرفی نقی که شنیده با کلافگی از اونجا میره. هما میره دنبالش باهاش حرف میزنه تا آرومش کنه...
لینک پخش زنده سریال پایتخت ۷ قسمت سوم از شبکه اول
نظر شما