سرخط خبرها

روانشناس صفحه اقتصاد بررسی کرد

کودکان هم احساس دارند، فقط بلد نیستند آن را بگویند

کودکی که یاد می‌گیرد احساسش شنیده می‌شود، در آینده بزرگسالی می‌شود که بلد است گفتگو کند، نه فریاد. همدلی کند، نه قضاوت.

کودکان هم احساس دارند، فقط بلد نیستند آن را بگویند
صفحه اقتصاد -

کودکان دنیا را با احساس تجربه می‌کنند، نه با منطق.

وقتی عصبانی می‌شوند، گریه می‌کنند؛ وقتی می‌ترسند، پنهان می‌شوند؛ وقتی غمگین‌اند، ساکت می‌شوند. اما اغلب، ما بزرگ‌ترها به جای شنیدن احساس آن‌ها، فقط رفتارشان را می‌بینیم.

می‌گوییم «بچه‌ست، زود یادش می‌ره»، «گریه داره دلبری می‌کنه»، «چقدر لجبازه!»

در حالی‌که پشت هر رفتار کودک، احساسی پنهان است که اگر شنیده نشود، بعدها به شکل‌های پیچیده‌تری خودش را نشان می‌دهد.

کودک احساسش را نمی‌فهمد، او را باید کمک کرد

کودکان در سال‌های اولیه‌ی زندگی هنوز واژگان کافی برای بیان احساس ندارند. آن‌ها نمی‌دانند «عصبانیت»، «اضطراب» یا «حس ناامنی» یعنی چه.

بنابراین به‌جای گفتن، نشان می‌دهند: با گریه، پرخاش، بی‌قراری یا حتی سکوت.

والد آگاه، کسی است که پشت این رفتارها را می‌بیند.

به‌جای اینکه بگوید: «باز شروع کردی!»، می‌پرسد:

«الان ناراحتی؟ ترسیدی؟ از چی دلگیری؟»

همین سؤال ساده، در ذهن کودک پیام می‌فرستد:

«احساسات من مهمه. کسی هست که منو بفهمه.»

وقتی احساس شنیده نشود

اگر احساسات کودک نادیده گرفته شود، او یاد می‌گیرد که احساس داشتن، چیز خطرناکی است.

یاد می‌گیرد خشمش را پنهان کند، غمش را قورت دهد و از ترسش خجالت بکشد.

در نتیجه، یا در آینده تبدیل به فردی می‌شود که همیشه احساسات دیگران را نادیده می‌گیرد،

یا برعکس، کوچک‌ترین رنج را با شدت زیادی تجربه می‌کند.

نادیده گرفتن احساسات کودک، شاید در ظاهر چیز کوچکی باشد،

اما در عمق روان، پیامی بزرگ دارد:

«تو به اندازه‌ی کافی مهم نیستی.»

چطور با احساسات کودک برخورد کنیم؟

۱. نام‌گذاری احساسات

به کودک کمک کنید اسم احساسش را یاد بگیرد. مثلاً بگویید:

«می‌فهمم ناراحت شدی چون اسباب‌بازی‌ت شکست.»

با همین جمله، کودک یاد می‌گیرد آنچه درونش می‌گذرد، «احساس» است و طبیعی است.

۲. تأیید، نه انکار

جملاتی مثل «ولش کن، چیز مهمی نیست» یا «گریه نکن، قوی باش»

به ظاهر آرامش می‌دهند اما در واقع احساس را سرکوب می‌کنند.

در مقابل، بگویید:

«می‌دونم ناراحتی، طبیعیه که دلت بخواد گریه کنی.»

۳. مرز بگذارید، اما با احترام

احساس خشم یا غم پذیرفتنی است، اما رفتارهای آسیب‌زننده نه.

مثلاً بگویید: «حق داری عصبانی باشی، ولی نمی‌تونی کسی رو بزنی.»

با این روش، کودک یاد می‌گیرد بین احساس و عمل تفاوت بگذارد.

۴. خودتان الگو باشید

کودک از حرف یاد نمی‌گیرد، از دیدن یاد می‌گیرد.

وقتی می‌بینند والد با آرامش درباره‌ی احساسش حرف می‌زند — مثلاً می‌گوید:

«الان یه کم عصبانی‌ام، می‌رم آب بخورم تا آروم شم» —

یاد می‌گیرد احساس را می‌شود بیان کرد، نه پنهان.

حرف آخر

در دنیایی که کودکان بیش از هر زمان دیگری در معرض محرک‌ها و فشارهای روانی‌اند،

مهم‌ترین کاری که می‌توانیم برای آن‌ها بکنیم، آموزش "سواد هیجانی" است — یعنی توانایی شناخت، درک و بیان احساسات.

کودکی که یاد می‌گیرد احساسش شنیده می‌شود، در آینده بزرگسالی می‌شود که بلد است گفت‌وگو کند، نه فریاد.

همدلی کند، نه قضاوت.

و مهم‌تر از همه، خودش را بفهمد.

هر پدر و مادری باید بداند: تربیت سالم، از شنیدن شروع می‌شود، نه از نصیحت.

هر پدر و مادری باید بداند که...

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه