یارانه نان؛ شاه کلید تابآوری اقتصاد خانوار
آنچه که روشن است، موضوع یارانه نان جدای از تمام یارانههایی است که تا کنون وجود داشته و پرداخت مستقیم آن تبعات جدی دارد.
منطق کلی پرداخت یارانه این است که دولت به منظور حمایت از عموم یا بخشی از مردم در حوزههایی که نیاز به حمایت وجود دارد وارد شده و بخشی از هزینهها را برعهده میگیرد.
تسنیم نوشت، در ایران به دلیل شرایط تحریمی که همواره اقتصاد کشور را آزار داده است، یارانه به عنوان سپری برای مردم در برابر تبعات تحریم عمل کرده است. به عبارت دیگر یارانه، هزینه برخی حوزهها مانند کالاهای اساسی را پوشش میداد تا مردم هزینه کمتری پرداخت کنند.
عمده شوکهای قیمتی که شاهد آنها بودهایم نیز ناشی از جهشهای نرخ ارز بوده است. به همین دلیل هرگاه اختلاف نرخ ارز و نرخ یارانهای افزایش پیدا میکند، موضعگیری علیه یارانههای مستقیم نیز آغاز میشود.
نمونههای پرتعداد شکست خورده از تغییر سیاست یارانه
نمونههای عقبنشینی دولت از پرداخت یارانهها را در سوخت و کالاهای اساسی شاهد بودهایم. بعد از تجربه سال ۱۳۸۸ هدفمندسازی یارانهها، تقریباً در تمام مواردی که دولت به سراغ اصلاح یارانههای مستقیم رفت نتیجهای جز نارضایتی شدید حاصل نشد.
نمونه آخر این اقدامات نیز در دی ماه ۱۴۰۴ رقم خورد که دولت چهاردهم تجربه دولت قبلی در افزایش نرخ ارز کالاهای اساسی را تکرار کرد. نتیجه این اقدام نیز تشدید فضای نارضایتی، افزایش دو برابری قیمت کالاهای اساسی و همچنین افزایش تورم عمومی بود.
هر چند دولتها تلاش کردهاند که با پرداخت مستقیم یارانه تغییر سیاست یارانهای را جبران کنند اما همواره این مسائل هزینههای بسیار بالاتری در نسبت با یارانه نقدی پرداخت شده داشتهاند.
از آنجایی که یارانهها در حوزههای خاصی که معمولاً تاثیرگذاری بالایی در اقتصاد خانوار دارند پرداخت میشود، هرگونه تغییر در این سیاستها حساسیت بالایی به دنبال دارد. یکی از مواردی که به دلیل همان حساسیت بالا یارانه آن حفظ شده است، یارانه نان است.
با وجود از سرگذراندن دو جنگ تحمیلی و چالشهای اقتصادی خانوارها به خصوص خانوارهایی که نان قوت غالب آنها را تشکیل میدهد، همچنان زمزمههایی از حذف یارانه نان مطرح میشود.
این در حالی است که یارانه نان برای خانوارها اهمیت بالایی دارد. در حال حاضر بر این نکته تاکید میشود که با بالا رفتن قیمت خرید تضمینی گندم، قیمت آرد یارانهای و آرد آزاد دچار اختلاف شدید شده و این موضوع احتمال عرضه خارج از شبکه را تشدید میکند.
در اینجا دو نکته مطرح میشود. اول اینکه آیا منطقی است که به جای برخورد با موارد تخلف و جلوگیری از هدر رفت منابع کالایی که تا این حد در سبد خانوار اهمیت دارد را گران کنیم؟
نکته دوم این است که با اجرای طرح هوشمندسازی در سالهای گذشته، عملا شاهد توقف رشد مصرف نان و تثبیت آن در دو سال اخیر بودهایم. به عبارت دیگر افزایش اختلاف قیمت خرید تضمینی و نرخ یارانهای تاثیری در مصرف نداشته که این موضوع ناشی از کنترل هوشمند بوده است.
در نهایت باید گفت که سیاست اصلاح یارانه نان اگر هم در تفکر برخی مسئولان دولتی باقی مانده باشد، از همین لحظه شکست خورده است چرا که اساسا امکان تخمین درست از مصارف نان هر منطقه از کشور وجود ندارد که یارانه متناسب با مصرف و به طور مناسب پرداخت شود.
به عنوان نمونه قطعاً میزان مصرف نان در مناطق شمالی کشور(در شرایط عادی) کمتر از برخی مناطق مرکزی کشور است چرا که مصرف برنج در مناطق شمالی بیشتر است. از همین جهت است که علاوه بر مسئله افزایش شدید هزینه خانوارها، امکان تنظیم یارانه حوزه نان براساس مصرف خانوارها نیز وجود ندارد و در نهایت مردم به طور جدی متضرر خواهند شد.
در عین حال تمام این موارد فارغ از تورم انتظاری است که این تصمیم در شرایط فعلی کشور به جامعه تحمیل خواهد کرد. با در نظر گرفتن تبعات اجتماعی تصمیمات مشابه و تاکید رهبر شهید انقلاب بر ملاحظه ویژه دولت در حوزه نان، انتظار میرود که مقامات دولت حتی از اشاره به اجرای تصمیمات این چنینی پرهیز کنند.
نظر شما