مدیریت استرس در شرایط جنگی / مدیریت باورها

مهم صحت یا عدم صحت این باورها نیست، بلکه مهم این است که آنها امکان مدیریت استرس در شرایط جنگی را از ما سلب می کنند و ما را در برابر استرس ناایمن می سازد.

مدیریت استرس در شرایط جنگی / مدیریت باورها
صفحه اقتصاد -

یکی از کتاب های مفید جهت مطالعه در این روزها، کتاب ارزشمند« ایمنی سازی در برابر استرس» تألیف مایکنبام است. این کتاب هم در پر کردن زمان ما در روزهایی که تعدادی از مردم وقت آزاد بیشتری دارند مناسب است و هم می تواند به ما بینش و مهارت های مفیدی جهت مدیریت استرس در شرایط جنگی آموزش دهد.

از نظر او استرس را می توان از جهاتی به زلزله تشبیه کرد. همچنان که انسانها در وقوع زلزله نقشی ندارد، اما آثار ناشی از آن را تجربه می کند، بسیاری از استرس هایی هم که به ما وارد می شود نیز نتیجه کنش های ما نیست، اما تبعات آن را باید تحمل و تجربه کنیم.

در این موقعیت ها، نحوه مقابله مردم با مسأله، نقش تعیین کننده ای در استرس های آنها بازی می کند و نظام باورها و افکار  آنها نیز نقش بسیار مهمی در انتخاب سبک مقابله ای بعهده دارد.

 برای مثال دو راننده را در نظر بگیرید که بدون این که مقصر باشند، تصادف می کنند اما واکنش آن دو می تواند بسیار متفاوت باشد. یک نفر از آنها ممکن است با پرخاشگری موجب ضرب و جرح راننده مقصر شود و راننده دوم تلاش می کند تا با کمک پلیس موضوع را حل و فصل کند.

هر دو راننده ها نقشی در تصادف و استرس ناشی از آن ندارند، اما سطح استرسی که تجربه می کنند و واکنش آنها با یکدیگر متفاوت است و این تفاوت تا حدود زیادی به افکار و باورهای آنها به مسأله تصادف بر می گردد. 

جنگی که مردم ایران در حال تجربه آن هستند تا حدودی شبیه این تصادف است، به این صورت که در شروع و ادامه آن نقش اساسی بعهده ندارند، اما استرس های ناشی از آن را تجربه می کنند. در این شرایط واکنش های مردم به پدیده جنگ، نقشی تعیین کننده در میزان استرسی که آنها حس می کنند، بازی می کند. 

به تعبیر مایکنبام در این شرایط برای مدیریت استرس و ایمن ساختن خود در برابر آن، مدیریت باورهای ما نسبت به جنگ و تبعات از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

مشاهدات نشان می دهد که استرس و واکنش مردم ایران به مسأله جنگ به یک اندازه نیست و بخشی از آن به باورها و افکار آنها بر می گردد. 

چند دسته باور احتمال استرس را افزایش می دهند:

۱ـ باورهایی که نشانگر ضعف و ناتوانی است. مانند:

# من تحمل اش را ندارم.

# حتماً در بمباران خواهم مرد.

۲ـ باورهای آرزومندانه که معمولاً با کلمه ایکاش آغاز می شود. مانند:

کاش این جنگ اتفاق نمی افتاد.

کاش ترامپ رییس جمهور نمی شد.

۲ـ  باورهای استبدادی. مانند:

# نباید این جنگ اتفاق می افتاد.

# باید زودتر مهاجرت می کردم.

توجه داشته باشیم که مهم صحت یا عدم صحت این باورها نیست، بلکه مهم این است که آنها امکان مدیریت استرس در شرایط جنگی را از ما سلب می کنند و ما را در برابر استرس ناایمن می سازد.

*روانشناس برجسته کشور

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه