آرایش جنگی اقتصاد؛ ضرورت آمادگی پیش از بحران + ویدیو
در شرایطی که احتمال بروز دور جدیدی از درگیریها وجود دارد، آمادهسازی بخش اقتصادی کشور و شکلگیری «فرماندهی اقتصادی جنگ» بهاندازه آمادگی رزمی ضرورت دارد.
همانگونه که آمادگی دفاعی مستلزم پیشبینی تهدیدها، سازماندهی ظرفیتها و اتخاذ تدابیر پیشدستانه است، اقتصاد نیز برای مواجهه با بحران به فرماندهی هماهنگ، تصمیمگیری سریع و سازوکارهای اجرایی روشن نیاز دارد.
این ضرورت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که فشارهای اقتصادی با جنگ شناختی همراه شود؛ جنگی که میتواند با برجستهسازی ناکارآمدیها، تشدید نگرانیهای عمومی ، تضعیف اعتماد اجتماعی وگروگان گیری اذهان ملت هزینههای بحران را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، صرفاً مقابله رسانهای کافی نیست؛ مؤثرترین پاسخ به روایت ناکارآمدی، عملکرد قابل سنجش و بهبود ملموس در زندگی مردم است.
تداوم تولید، تأمین عادلانه کالاهای ضروری، ثبات نسبی بازار، تسهیل تجارت و حمایت هدفمند از معیشت خانوار، از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری اقتصادی و اعتماد عمومی را تقویت کند. تحقق این اهداف نیز بدون مشارکت واقعی بخش خصوصی و استفاده از تجربه تولیدکنندگان، صادرکنندگان و فعالان زنجیره تأمین امکانپذیر نیست.
بنابراین، فرماندهی اقتصادی جنگ نباید به تشکیل یک شورا یا صدور چند مصوبه محدود شود؛ بلکه باید به ساختاری چابک و پاسخگو با اختیارات مشخص، تقسیم کار بیندستگاهی، امکان رفع موانع و مقررات زائد و شاخصهای قابل ارزیابی تبدیل شود. مشارکت بخش خصوصی در فرآیند تصمیمسازی نیز باید از ابتدا تضمین شود تا تصمیمها با واقعیتهای تولید، تجارت و بازار انطباق داشته باشند.
در نهایت، موفقیت در جنگ اقتصادی فقط با شاخصهای کلان سنجیده نمیشود؛ رضایت مردم از توزیع عادلانه امکانات، حفظ قدرت خرید و تقویت سفره خانوار نیز معیارهای تعیینکنندهاند. آمادگی اقتصادی زمانی معنا پیدا میکند که پیش از تشدید بحران، ظرفیتهای کشور سازماندهی شده و هزینههای احتمالی آن برای تولید و معیشت مردم تا حد امکان مهار شده باشد.
فرماندهی اقتصادی جنگ زمانی موفق است که آمادگی در سطح مدیریت، به تابآوری در سطح اقتصاد و امنیت معیشت در زندگی مردم منجر شود.