تغییر مدیریتی در وزارت نفت؛ چه کسی رفت و چه کسی آمد؟
استعفای وزیر نفت و روی کار آمدن حمید بورد را نمیتوان صرفا یک جابهجایی مدیریتی در وزارت نفت دانست بلکه این تغییر را باید در فضای رسانهای و مطالبات عمومی شکلگرفته طی ماههای گذشته نیز بررسی کرد.
در این مدت، رسانهها درباره عملکرد وزارت نفت، انتصابات، صادرات نفت، بازگشت ارز و برخی پروندهها و ابهامهای موجود، پرسشهای جدی مطرح کردهاند. اگرچه رسانه مستقیماً تصمیم مدیریتی اتخاذ نمیکند، اما میتواند یک موضوع را به مطالبه عمومی تبدیل کند و مانع از فراموش شدن پرسشها و ابهامهای موجود شود.
اکنون با آغاز به کار حمید بورد، طبیعتاً توجهها به مدیریت جدید وزارت نفت معطوف شده است. با این حال، به نظر میرسد نباید تصور کرد که با تغییر وزیر، تمامی مسائل و ابهامهای گذشته نیز پایان یافتهاند. اتفاقاً از این مرحله، پرسشهای جدیدی مطرح خواهد شد؛ اینکه مدیریت جدید چه برنامهای برای وزارت نفت دارد، با مسائل و ابهامهای گذشته چگونه برخورد خواهد کرد و آیا قرار است سطح پاسخگویی و شفافیت در این وزارتخانه افزایش یابد یا خیر.
نقش رسانه نیز دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند. رسانه نباید به ابزاری برای حمایت یا تخریب یک مدیر تبدیل شود. وظیفه رسانه، طرح پرسشهای مشخص، مطالبه پاسخ و سپس مقایسه عملکرد مدیر جدید با وعدهها و برنامههای اعلامشده است.
وزارت نفت نیز صرفا یک وزارتخانه معمولی نیست؛ این وزارتخانه با درآمدهای ارزی، صادرات نفت، انرژی و بخش مهمی از اقتصاد کشور ارتباط مستقیم دارد. از این رو، هرگونه تغییر در راس این وزارتخانه، بهطور مستقیم برای افکار عمومی اهمیت دارد.
اکنون باید منتظر ماند و دید حمید بورد در این شرایط چه مسیری را در پیش خواهد گرفت و آیا خواهد توانست اعتماد رسانهها و افکار عمومی را جلب کند یا خیر. از این مرحله به بعد، رسانهها نیز باید همچنان به طرح پرسشها، مطالبه پاسخ و پیگیری عملکرد مدیریت جدید ادامه دهند.