تاریخ اقتصاد / قسمت دهم
طلای ایران چطور وارد چرخه اقتصاد جهان باستان شد؟ + ویدیو
تصور کنید گنجینهای عظیم در اختیار دارید؛ آنقدر بزرگ که بتوانید هزینه یک لشکرکشی گسترده را با آن تأمین کنید. این تقریباً همان اتفاقی بود که برای اسکندر مقدونی رخ داد.
اسکندر پس از فتح قلمرو هخامنشیان، به خزانههای سلطنتی بزرگی در مراکزی مانند شوش و تخت جمشید دسترسی پیدا کرد و با حجم عظیمی از طلا و نقره روبهرو شد.
اما نکته اقتصادی ماجرا اینجاست: این ثروت قرار نبود فقط در خزانههای سلطنتی باقی بماند. اسکندر بخشی از طلا و نقره بهدستآمده را به سکه تبدیل کرد و از این سکهها برای تأمین هزینههای سپاه و اداره قلمرو خود بهره گرفت.
به این ترتیب، فلزات گرانبهایی که سالها در خزانههای سلطنتی انباشته شده بودند، وارد چرخه پرداخت و مبادلات اقتصادی شدند.
پس از مرگ اسکندر نیز فرماندهان و جانشینان او به ضرب سکه ادامه دادند. سکههایی با الگوگیری از پولهای دوره اسکندر در بخش بزرگی از قلمرو حکومتهای جانشین رواج یافتند.
بنابراین، فتح امپراتوری هخامنشی فقط به معنای جابهجایی قدرت سیاسی نبود؛ ثروت انباشتهشده این امپراتوری در تأمین هزینههای حکومت جدید و گسترش نظام پولی حکومتهای بعدی نیز نقش داشت.
اما یک پرسش مهم باقی میماند: اگر طلا و نقره چنین جایگاه مهمی در اقتصاد داشتند، چرا جهان بعدها بهجای سکههای طلا، به استفاده از اسکناس روی آورد؟
در قسمت بعد، به سراغ همین تحول بزرگ در تاریخ پول میرویم!