لوگو
تبلیغات
کد خبر: ۳۵۵۱۴۸

روایت خبرنگار «صفحه اقتصاد» از صف نانوایی؛

نان را نصف کنید؛ جیبم به یک نان کامل نمی‌رسد!

صف نانوایی شلوغ بود؛ مثل هر روز. مردم منتظر بودند نوبتشان برسد، نان بخرند و به خانه برگردند. بوی نان تازه در فضا پیچیده بود تا اینکه جمله زنی در میان جمعیت، توجهم را جلب کرد.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
نان را نصف کنید؛ جیبم به یک نان کامل نمی‌رسد!
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

صفحه اقتصاد - زن ابتدا قیمت نان را پرسید. چند لحظه مکث کرد و بعد رو به نانوا گفت: می‌شود نان را نصف کنید؟

نانوا پاسخ داد: نمی‌شود خانم، نان نصفه نداریم!

زن چیزی نگفت. نمی‌دانم پولش برای خرید یک نان کامل کافی بود یا نه، اما همان چند ثانیه برای دیدن تصویری تلخ از زندگی این روزهای برخی مردم کافی بود؛ زنی که برای خرید یکی از ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی، ناچار بود حساب‌وکتاب کند.

نان، سال‌هاست پای ثابت سفره خانواده‌های ایرانی است؛ کالایی که قرار بود ساده‌ترین و در دسترس‌ترین بخش غذای روزانه مردم باشد. اما افزایش هزینه‌های زندگی، از اجاره‌خانه و درمان گرفته تا مواد غذایی، شرایطی ایجاد کرده که بعضی خانواده‌ها برای تأمین نیازهای اولیه خود نیز با دشواری روبه‌رو هستند.

وقتی درآمدها از هزینه‌های زندگی عقب می‌مانند، خانواده‌ها ابتدا از خریدهای غیرضروری می‌زنند؛ اما با ادامه فشار اقتصادی، حتی کوچک‌تر شدن سفره و کاهش مصرف مواد غذایی هم به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود.

نان کیلویی می‌شود؛ آیا قدرت خرید مردم هم بیشتر می‌شود؟

در میان این نگرانی‌ها، بحث محاسبه قیمت نان بر اساس وزن مطرح است؛ تغییری که ممکن است شفافیت بیشتری در قیمت‌گذاری ایجاد کند، اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این تغییر، توان خرید مردم را هم افزایش می‌دهد؟

کیلویی شدن قیمت نان، به‌خودی‌خود به معنای ارزان‌تر شدن آن نیست. اگر هزینه تولید افزایش یابد و درآمد خانوار همچنان از مخارج زندگی عقب بماند، تغییر شیوه قیمت‌گذاری لزوماً مشکلی از مردم حل نخواهد کرد.

سیاست‌گذاری درباره نان باید علاوه بر هزینه‌های تولید و حقوق نانوایان، توان خرید مصرف‌کنندگان و به‌ویژه خانواده‌های کم‌درآمد را نیز در نظر بگیرد؛ زیرا معیار موفقیت هر تصمیم اقتصادی، فقط اعداد و جدول‌های قیمت نیست، بلکه تأثیر آن بر زندگی واقعی مردم است.

مردمی که با شرافت پای وطن ایستاده‌اند

هنوز جمله آن زن در ذهنم مانده است: می‌شود نان را نصف کنید؟

اقتصاد را فقط در آمار تورم، قیمت دلار و هزینه تولید نمی‌توان دید؛ گاهی واقعیت اقتصاد در همین لحظه‌های کوتاه آشکار می‌شود، وقتی مادری پولش را می‌شمارد یا پدری از نیازهای خودش می‌گذرد تا خانواده‌اش چیزی کم نداشته باشد.

اینها همان مردمی هستند که با وجود تمام مشکلات، پای زندگی، خانواده، کشور و وطن خود ایستاده‌اند؛ مردمی که با شرافت زندگی می‌کنند، مسئولیت‌هایشان را به دوش می‌کشند و با وجود فشارهای اقتصادی، برای ادامه زندگی و حفظ امید تلاش می‌کنند.

این افراد نباید در میان آمارها و تصمیم‌های اقتصادی فراموش شوند. آنها به توجه، حمایت و سیاست‌هایی نیاز دارند که کرامتشان را حفظ کند و اجازه ندهد تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی به دغدغه‌ای فرساینده تبدیل شود.

تلخ‌ترین بخش ماجرا، نصف شدن نان نیست؛ تلخ آن است که مردمی با این همه شرافت و تلاش، برای خرید یک نان کامل هم ناچار به حساب‌وکتاب باشند.

شاید بد نباشد تصمیم‌گیران نیز لحظه‌ای در همان صف نانوایی بایستند و به جیب کسانی فکر کنند که با درآمد محدود، هزینه تمام زندگی را می‌پردازند؛ مردمی که با همه سختی‌ها همچنان پای وطن خود ایستاده‌اند و شایسته‌اند بیش از گذشته دیده شوند.

و کاش روزی برسد که هیچ‌کس در صف نانوایی مجبور نباشد بگوید: «نان را نصف کنید؛ جیبم به یک نان کامل نمی‌رسد!»

 

تبلیغات
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات