یادداشت اختصاصی از دکتر انوشیروان راستگوی کلشتری

بی توجهی برای اعتراض و هورا برای تحمل

چرا دهک های پایین جامعه با سفره های خالی و شرمندگی نان آور مقابل زن و فرزند، باید تاوان این همه فساد، گرانی، تورم، سومدیریت و بحران را بدهند؟

بی توجهی برای اعتراض و هورا برای تحمل
صفحه اقتصاد -

حال اقتصاد نه تنها خوب نیست، بلکه بارها و بارها سکته کرده و تا دم مرگ پیش رفته و اکنون نیز همان مسیر را می رود، بدتر آنکه هیچ امیدی به بهبودی نیست. قصد سیاه نمایی نداریم، اما واقعیت ها را نیز نمی توانیم انکار کنیم. این چه مدیریتی است که دلار در یک شب ۱۵ هزار تومان بالا می رود تا پول ملی به خاک ذلت بنشیند. چگونه امکان دارد سکه طلا در یک شب ۲۰ میلیون تومان بالا برود؟ چطور می شود با یک تصمیم سلیقه ای و بدون در نظر عواقب، قیمت گوشت از ۸۰۰ هزار تومان به یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برسد و قیمت مرغ، لبنیات، تخم مرغ، برنج، حبوبات و دیگر کالاهای  اساسی آنقدر گران شود که دهک های پایین جامعه بخوابند تا شاید در خواب ببینند.

براستی نقش دولت در کنترل بازار چیست؟ به غیر از اینکه در جلسه هیات دولت به گرانی اعتراف کنند و دستورات فرمایشی برای کنترل قیمت ها بدهند، کدام اقدام تاثیرگذار را انجام داده اند؟ مگر می شود مردم این ممکلت صبح از خواب بیدار شوند و هنوز چشمشان را باز نکرده اند که شرکت ایران خودرو در اطلاعیه ای بیش از ۵۰۰ میلیون تومان قیمت خودرو را بالا ببرد؟

نقش سازمانهای نظارتی از ستاد تنظیم بازار تا شورای رقابت و از سازمان حمایت از مصرف کننده تا تغزیرات حکومتی چیست؟ آنهایی که در کوچه و خیابان چند برگ دلار بدست گرفته و برای اقتصاد کشور تصمیم می گیرند یا آنهایی که در دفترکار مجللشان می نشینند و برای پر کردن جیب شان، قیمت دلار و طلا تعیین می کنند، با کدام قدرتی چنین اقداماتی انجام می دهند. چرا نیروهای امنیتی که بدین سادگی جاسوسان و تروریست ها را دستگیر می کنند، کاری بکار تروریست های اقتصادی ندارند؟ چرا آقاها و آقازاده ها یکه تازی و بحران آفرینی می کنند و هیچ نگرانی بابت رسوا شدن و مجازت احتمالی ندارند؟

چرا دهک های پایین جامعه با سفره های خالی و شرمندگی نان آور مقابل زن و فرزند، باید تاوان این همه فساد، گرانی، تورم، سومدیریت و بحران را بدهند؟ چرا تصمیم گیران و تصمیم سازانی که عامل اصلی تمامی این مشکلات هستند، پاسخگو نیستند؟ تا کی برای مردمی که حقوق ناچیزی می گیرند، افزایش حقوق ناچیزی تصویب کنیم، در حالی که مسوولان نجومی بگیر داریم؟

باید بپذیریم که این همه بحران، کارد را به استخوان مردم رسانده و هرگاه که تاب تحمل ندارند، اعتراض می کنند، اعتراضی که بنابر تاکید تمامی مسوولان از بالاترین مقام تا پایین ترین مقام، محترم شمرده می شود.

از آنجا که مردم برای اعتراض هیچ ابزاری ندارند، کف خیابان را به عنوان تنهاترین ابزار برمی گزینند و هنگامی که دیگر تحمل ندارند، فریاد می زنند. این مردم که باور دارند قانون اساسی در کشور اجرا می شود، مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی که تجمع و راهپیمایی را حق مردم می داند، به خیابان می آیند تا مطالبه گری داشته باشند. اینها همان مردمی هستند که به مناسبت های گوناگون از ۲۲ بهمن تا حمایت از نظام به خیابان می آیند و این بار بحث حمایت نیست، بلکه بحث اعتراض است، اعتراض به آشفته بازار اقتصادی که همه چیز را تحت تاثیر قرار داده است. مردمی دست به اعتراض زده اند که تسلیم محض اسلام و پیامبر هستند، پیامبری که نسبت به تبعات سفره های خالی مردم هشدار می دهد و می فرماید "اگر از در خانه ای فقر وارد شود، ایمان از در دیگر می گریزد". تصمیم گیران و تصمیم سازانی که با تصمیماتشان گرانی، تورم و فقر را برای مردم رقم می زنند، بدانند که پیامبر نسبت به نابودی ایمان هشدار داده و این شرایط را پیش بینی کرده است.

به هر روی اعتراض صورت گرفت که متاسفانه به انحراف رفت. آنهایی که آتش زدند و کشتار کردند، اعتراض را به انحراف کشیدند. اگر این هنجار شکنی ها صورت نمی گرفت، ای بسا اعتراض به بهترین نحو ممکن پاسخ می داد.

اما اکنون سوال اینجاست که نتیجه اعتراض چه شد؟ در حالی که اصل ۲۷ قانون اساسی، حق مردم برای تجمع و راهپیمایی را محترم شمرده و هرگز این حق دیده نشده، نمایندگان مجلس شورای اسلامی کلیات طرح حمایت از تجمعات و راهپیمایی‌ها مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی را تصویب می کنند که مصداق موازی کاری در تصویب قوانین است که البته بارها نسبت به قوانین موازی بارها انتقاد شده بود.

نکته دیگر خسارت هایی است که به تمامی شهرهای کشور وارد آمده و دهها هزار میلیارد تومان برآورد می شود و این علاوه بر جان باختن بیش از ۳ هزار انسانهایی است که تاوان سومدیریت ها و تصمیمات سلیقه ای را داده اند. انسانهایی که در حمایت از نظام یا علیه نظام به خیابانها آمده بودند یا آنهایی که برای خرید نان به خیابان آمده، به محل کار می رفتند یا برای تماشا آمده بودند و به تیر غیب گرفتار شدند.

تمامی مسوولان از بالاترین رده تا پایین ترین رده و از مخالف تا موافق تاکید کردند که مردم دیگر تاب تحمل نداشتند و به خیابان آمدند، اما سوال اینجاست که این اعتراض چه فایده ای داشت. مگر مردم به شرایط اسفبار اقتصادی، گرانی، تورم، بیکاری، فساد و... اعتراض نداشتند و قرار نیست به اعتراض پاسخ داده مناسب داده شود؟

دلار از آخرین روزی که اعتراض فروکش کرد نزدیک به ۲۰ هزار تومان گرانتر شده، قیمت سکه طلا بیش از ۵۰ میلیون تومان افزایش یافته، خودرو، مسکن، ارزاق عمومی، دارو، درمان، هزینه های پزشکی و در یک کلام همه چیز گران شده تا مشخص شود هر چند آقایان اعتراض را حق مردم می دانند، اما برای این حق مردم ارزشی قایل نیستند و تنها گزینه ای که برای مردم تعریف می کنند، تحمل شرایط است که البته هر چقدر  میزان تحمل مردم بالاتر برود، هورای بلندتری برای مردم می کشند.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه