"صفحه اقتصاد" گزارش می دهد:
صندوق ارزی در آزمون اعتماد مردم؛ دلارهای خانگی به بازار سرمایه میآیند؟
پذیرهنویسی نخستین صندوق ارزی بازار سرمایه از هفته آینده آغاز میشود، ابزاری که قرار است با ایجاد امکان سرمایهگذاری ارزی، ارزش دارایی مردم را در برابر تورم و نوسانات نرخ ارز حفظ کند و همزمان بخشی از منابع ارزی را به بازار رسمی و بخش تولید هدایت کند. با این حال، موفقیت این ابزار جدید بیش از هر چیز به میزان اعتماد مردم، شفافیت سازوکار بازگشت سرمایه و نحوه محاسبه سود و تسویه منابع وابسته است.
صفحه اقتصاد - پذیرهنویسی نخستین صندوق ارزی بازار سرمایه از هفته آینده آغاز میشود. ابزاری که به گفته وزیر امور اقتصادی و دارایی، با هدف فراهم کردن امکان حفظ ارزش پسانداز مردم در برابر تورم و نوسانات ارزی ایجاد شده است. دولت همچنین اعلام کرده منابع این صندوقها میتواند در چرخه اقتصاد و تولید مورد استفاده قرار گیرد.
بر اساس اعلام وزیر اقتصاد، سرمایهگذاران صندوقهای ارزی علاوه بر حفظ ارزش دارایی خود، از بازدهی ارزی نیز برخوردار خواهند شد و این صندوقها برخلاف برخی تجربههای گذشته، مشمول نرخگذاری دولتی نخواهند بود.
اما پرسش اصلی اینجاست که آیا صندوق ارزی میتواند اعتماد مردم را جلب کند و سرمایههایی را که امروز به شکل ارز و طلا نگهداری میشوند، وارد چرخه رسمی اقتصاد کند؟
مرتضی افقه، کارشناس اقتصادی در گفتگو با "صفحه اقتصاد"، با اشاره به کاهش ارزش پول ملی و واکنش طبیعی مردم برای حفظ داراییهای خود در قالب ارز و طلا، معتقد است: یکی از مشکلات همیشگی سیاستگذار، نحوه بازگرداندن این منابع به چرخه تولید و اقتصاد بوده است.موضوعی که به گفته او، پیش از هر چیز به اعتماد مردم به سیاستهای اقتصادی و وعدههای مسئولان وابسته است.
اعتماد؛ حلقه مفقوده صندوقهای ارزی
افقه با اشاره به تجربه سپردههای ارزی در بانکها میگوید: در حال حاضر نیز بانکها ارز مردم را دریافت میکنند و در قبال آن سود میپردازند. بنابراین از نظر سازوکار کلی، تفاوت صندوق ارزی با سپرده ارزی بانکی چندان بنیادین نیست.
به گفته این کارشناس اقتصادی، مشکل اصلی در تجربههای گذشته، نحوه بازگرداندن منابع ارزی در شرایط بحرانی بوده است. چراکه در مواردی منابع مردم با نرخهای دولتی بازپرداخت شده و همین مسئله باعث شده اعتماد مردم نسبت به سپردهگذاری ارزی کاهش پیدا کند.
افقه معتقد است: انتقال این ابزار به بازار سرمایه شاید با هدف افزایش اعتماد مردم انجام شده باشد، اما همچنان یک سوال اساسی باقی میماند: اگر شرایط اقتصادی و سیاسی بحرانیتر شود، چه تضمینی وجود دارد که منابع مردم به صورت ارز و نه ریال بازگردانده شود؟
او تاکید میکند: حتی اگر قرار باشد منابع به صورت ریالی بازپرداخت شوند، باید مشخص باشد که مبنای محاسبه، نرخ واقعی بازار خواهد بود یا نرخ دولتی.
به باور افقه، دولت در حال حاضر تضمین عملی مشخصی برای رفع این نگرانی ارائه نکرده و صرفا بر بازگشت منابع ارزی تاکید میشود. مسئلهای که با توجه به تجربههای گذشته، ممکن است برای جلب اعتماد مردم کافی نباشد.
صندوق ارزی؛ رقیب دلار و طلا یا فقط شکل جدیدی از نگهداری ارز؟
یکی دیگر از اهداف احتمالی صندوق ارزی، جذب بخشی از منابعی است که امروز در بازارهای موازی مانند ارز نگهداری میشوند.
افقه میگوید: از نظر تئوری، صندوق ارزی میتواند بخشی از نقدینگی را از بازارهای موازی جذب کند. چراکه مردم در شرایط تورمی و در زمان نگرانی از کاهش ارزش پول ملی، به سمت ارز حرکت میکنند.
با این حال، تفاوت اصلی صندوق با نگهداری دلار در خانه این است که سرمایهگذار علاوه بر حفظ ارزش دارایی خود، میتواند سود ارزی نیز دریافت کند و در عین حال با ریسکهایی مانند سرقت، گمشدن یا نگهداری فیزیکی ارز مواجه نباشد.
سود صندوق چقدر است؟
در مورد میزان بازدهی نیز این کارشناس اقتصادی معتقد است که نباید انتظار سودهای غیرواقعی داشت.
او با اشاره به اینکه بانکها در حال حاضر برای سپردههای ارزی حدود سه تا چهار درصد سود پرداخت میکنند، میگوید: بعید است بازدهی صندوق ارزی به شکل محسوسی بیشتر از این میزان باشد.
او می گوید: در عین حال، اگر نرخ ارز در بازار افزایش پیدا کند، ارزش واحدهای صندوق نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین سرمایهگذار از دو جهت میتواند بهرهمند شود. نخست از افزایش ارزش دارایی متناسب با نرخ ارز و دوم از سودی که صندوق ایجاد میکند.
افقه همچنین می افزاید: به بیان دیگر، کسی که ارز را در خانه نگهداری میکند، در صورت افزایش نرخ ارز از افزایش ارزش دارایی خود برخوردار میشود اما سودی دریافت نمیکند. در حالی که صندوق ارزی میتواند در کنار حفظ ارزش دارایی، بازدهی ارزی نیز ایجاد کند.
ورود ارز مردم به تولید؛ یک هدف، با یک علامت سؤال بزرگ
یکی از مهمترین وعدههای مطرحشده درباره صندوق ارزی، هدایت منابع مردم به سمت تولید است.
افقه در این خصوص می گوید: اگر یک واحد اقتصادی برای خرید تجهیزات یا مواد اولیه به ارز نیاز داشته باشد، میتواند ارز مورد نیاز خود را از این بازار تامین کند. بنابراین در تئوری، امکان انتقال منابع صندوق به بخش تولید وجود دارد.
به گفته او، با توجه به شرایط جنگی، محدودیتهای اقتصادی و کاهش مراودات خارجی، مشخص نیست اساساچه میزان تقاضا برای منابع ارزی صندوق از سوی بخش تولید وجود داشته باشد و آیا سرمایهگذاری ارزی در چنین شرایطی میتواند بازدهی مورد انتظار را ایجاد کند یا خیر.
مشکل اقتصاد فقط با ابزار اقتصادی حل نمیشود
یکی از مهمترین بخشهای تحلیل افقه، نگاه او به ریشه مشکلات اقتصادی است.
او معتقد است: مشکلات اقتصاد ایران صرفاا اقتصادی نیست و ریشه بسیاری از آنها فراتر از سیاستهای اقتصادی و ابزارهایی مانند صندوقهای ارزی قرار دارد.
از نگاه این کارشناس اقتصادی، سیاستگذاران در سالهای گذشته راهکارهای مختلفی را برای مدیریت شرایط اقتصادی امتحان کردهاند، اما بسیاری از این راهکارها به دلیل وجود ساختارهای ناکارآمد نتوانستهاند اعتماد مردم را جلب کنند.
به همین دلیل، صندوق ارزی نیز اگرچه میتواند در تئوری ابزار مناسبی برای انتقال ارزهای مردم از خانه به چرخه اقتصاد باشد، اما موفقیت آن بدون حل مسئله اعتماد عمومی تضمینشده نیست.
چه کسانی باید وارد صندوق ارزی شوند؟
افقه معتقد است: افرادی که بخش زیادی از دارایی خود را به صورت ارز در خانه نگهداری میکنند و از بابت امنیت نگهداری آن دغدغه دارند، در صورت اعتماد به سازوکار صندوق میتوانند یکی از مخاطبان این ابزار باشند.
اما شرط اصلی این است که سرمایهگذار اطمینان داشته باشد در زمان خروج، منابع خود را به صورت ارز دریافت میکند یا اگر قرار است معادل ریالی آن پرداخت شود، مبنای محاسبه نرخ واقعی بازار خواهد بود، نه نرخ دولتی.
در نهایت، این کارشناس اقتصادی با وجود تمام تردیدهایش درباره میزان استقبال مردم، تاکید میکند که امیدوار است صندوق ارزی بتواند به هدف خود برسد؛ یعنی منابع ارزی مردم را که امروز خارج از چرخه رسمی اقتصاد نگهداری میشوند، به سمت بازار رسمی و بخش تولید هدایت کند.
اعتماد مردم؛ شرط موفقیت صندوق ارزی
راهاندازی صندوق ارزی در شرایطی که بخش قابلتوجهی از مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت ارز و طلا رفتهاند، میتواند یک فرصت برای هدایت این منابع به سمت بازار رسمی و فعالیتهای اقتصادی باشد. از این منظر، اگر سازوکار صندوق شفاف باشد، بازدهی آن مشخص باشد و سرمایهگذار بتواند در زمان خروج، ارزش واقعی دارایی خود را دریافت کند، این ابزار میتواند نسبت به نگهداری فیزیکی ارز مزیتهایی داشته باشد.
اما مسئله اصلی، صرفا طراحی یک ابزار مالی جدید نیست، مسئله، اعتماد است. وقتی مردم تجربههای قبلی از بازپرداخت منابع ارزی با نرخهای متفاوت و تصمیمات دولتی در شرایط بحرانی را در ذهن دارند، طبیعی است که پیش از سرمایهگذاری، درباره نحوه بازگشت اصل سرمایه، نرخ تسویه، میزان سود و حتی امکان دسترسی به منابع خود در شرایط بحرانی سؤال داشته باشند.
بنابراین موفقیت صندوق ارزی را نمیتوان فقط با میزان سرمایهای که در زمان پذیرهنویسی جذب میکند سنجید. آزمون واقعی این صندوق زمانی خواهد بود که شرایط اقتصادی یا ارزی دشوار شود و سرمایهگذار بخواهد منابع خود را از صندوق خارج کند. اگر در آن زمان، سازوکار صندوق شفاف و قابل پیشبینی باشد و حقوق سرمایهگذار بدون دخالتهای غیرمنتظره حفظ شود، میتوان انتظار داشت اعتماد عمومی تقویت شود، در غیر این صورت، این صندوق نیز ممکن است به سرنوشت تجربههایی دچار شود که نتوانستند اعتماد مردم را برای سپردن داراییهای ارزیشان جلب کنند.