شوک بزرگ به لیگ برتر قبل از شروع!
کمتر کسی تصور میکرد تنها چند سال پس از آنکه همهگیری کرونا نیمکتهای لیگ برتر را از حضور مربیان خارجی خالی کرد، فوتبال ایران بار دیگر در شرایطی قرار بگیرد که فصل جدید لیگ بدون حتی یک سرمربی خارجی آغاز شود.
اگر آن روزها محدودیتهای ناشی از شیوع ویروس کرونا دلیل اصلی خروج خارجیها بود، امروز مجموعهای از چالشهای اقتصادی، مشکلات نقلوانتقال مالی، نگرانیهای امنیتی و کاهش تمایل مربیان خارجی برای فعالیت در ایران، شرایطی مشابه را رقم زده است؛ اتفاقی که لیگ بیستوششم را به یکی از متفاوتترین دورههای تاریخ فوتبال باشگاهی ایران تبدیل کرده است.
نگاهی به روند سالهای گذشته نشان میدهد حضور مربیان خارجی، فارغ از موفقیت یا ناکامی آنها، همواره یکی از عوامل افزایش رقابت فنی در لیگ برتر بوده است. از مربیانی که قهرمانی به دست آوردند تا آنهایی که با سبکهای متفاوت فوتبال، فضای تاکتیکی لیگ را دستخوش تغییر کردند. حالا اما برای نخستین بار پس از سالها، تمامی نیمکتهای لیگ در اختیار مربیان ایرانی قرار گرفته و این مسئله، نگاهها را بیش از هر زمان دیگری به توان فنی مربیان داخلی معطوف کرده است.
این تغییر البته فقط یک جابهجایی اسمی روی نیمکتها نیست؛ بلکه آزمونی بزرگ برای نسلی از مربیان ایرانی است که سالها از نبود فرصت برابر گلایه داشتند. بسیاری از آنها معتقد بودند باشگاهها در نخستین بحران، به سراغ گزینههای خارجی میروند و به مربیان داخلی فرصت ساختن یک پروژه بلندمدت داده نمیشود. حالا این بهانه تا حد زیادی از میان برداشته شده و لیگ بیستوششم میتواند پاسخ روشنی به این پرسش بدهد که آیا فوتبال ایران از نظر دانش مربیگری به مرحلهای رسیده که بدون اتکا به گزینههای خارجی مسیر توسعه را ادامه دهد یا خیر.
از سوی دیگر، باشگاهها نیز با واقعیتی جدید روبهرو شدهاند. کاهش درآمدها، افزایش هزینهها، دشواری در پرداخت دستمزدهای ارزی و محدودیتهای نقلوانتقال پول باعث شده مدیران بیش از گذشته به سمت گزینههای داخلی حرکت کنند. این تصمیم اگرچه از منظر اقتصادی قابل دفاع به نظر میرسد، اما مسئولیت مدیران را نیز سنگینتر میکند؛ چرا که دیگر نمیتوان ناکامیهای احتمالی را صرفاً به نبود مربیان خارجی نسبت داد.
یکی از نکات قابل توجه فصل جدید، حضور مربیانی است که اغلب هنوز افتخار بزرگی در کارنامه سرمربیگری خود ندارند. بسیاری از نیمکتهای مدعیان لیگ نیز در اختیار مربیانی قرار گرفته که هنوز قهرمانی در لیگ برتر یا جام حذفی را تجربه نکردهاند. همین موضوع نشان میدهد لیگ بیستوششم میتواند فصل ظهور چهرههای جدید روی نیمکتها باشد؛ نسلی که اگر از این فرصت استفاده کند، شاید برای سالها چهره مربیگری فوتبال ایران را تغییر دهد.
البته روی دیگر این ماجرا نیز قابل تأمل است. نبود مربیان خارجی، در کنار تمام مزیتهای اقتصادی، ممکن است به کاهش تنوع تاکتیکی، محدود شدن انتقال دانش روز فوتبال و کاهش رقابت فنی میان کادرهای مربیگری منجر شود؛ موضوعی که در بلندمدت میتواند کیفیت لیگ را تحت تأثیر قرار دهد. فوتبال حرفهای امروز بیش از هر زمان دیگری به تبادل تجربه و حضور دیدگاههای مختلف نیاز دارد و حذف کامل یک جریان، هرچند موقتی، زنگ هشداری برای آینده محسوب میشود.
لیگ بیستوششم از این منظر فقط یک رقابت برای تعیین قهرمان نیست؛ بلکه آزمونی برای سنجش ظرفیت واقعی فوتبال ایران در دوران جدید است. آزمونی که نتیجه آن میتواند نگاه باشگاهها به مربیان داخلی را برای سالهای آینده تغییر دهد. اگر مربیان ایرانی بتوانند کیفیت فنی، ثبات و موفقیت را همزمان ارائه کنند، شاید این فصل به نقطه آغاز یک نسل تازه در مربیگری فوتبال ایران تبدیل شود؛ اما اگر کیفیت مسابقات افت کند و تیمهای مدعی نتوانند انتظارات را برآورده کنند، احتمال بازگشت دوباره باشگاهها به بازار مربیان خارجی، در نخستین فرصت ممکن، دور از انتظار نخواهد بود.
شاید به همین دلیل است که لیگ بیستوششم را باید فراتر از یک فصل فوتبالی دانست؛ فصلی که میتواند آینده نیمکتهای فوتبال ایران را برای سالهای پیش رو ترسیم کند و مشخص سازد آیا فوتبال ایران از دل بحران، فرصت ساخته است یا تنها به اجبار، مسیر تازهای را انتخاب کرده است.
نظر شما