سرخط خبرها

اینترنت؛ زیرساختی که با قطع آن، اقتصاد هم از نفس می‌افتد

در سال‌های گذشته، هر بار که بحث قطع یا اختلال اینترنت در ایران مطرح شده، معمولاً نخستین تصویری که به ذهن می‌آید، دشواری ارتباطات روزمره مردم است؛ از پیام‌رسانی و تماس تصویری تا دسترسی به اخبار و شبکه‌های اجتماعی. اما واقعیت این است که مسئله اینترنت، مدت‌هاست از سطح یک ابزار ارتباطی فراتر رفته و به یکی از زیرساخت‌های حیاتی اقتصاد تبدیل شده است.

اینترنت؛ زیرساختی که با قطع آن، اقتصاد هم از نفس می‌افتد
صفحه اقتصاد -

 در اقتصادی که بخش مهمی از فروش، بازاریابی، خدمات، پرداخت، حمل‌ونقل، ارتباط با مشتری، عملیات پشتیبانی و حتی مدیریت زنجیره تأمین به اینترنت وابسته است، اختلال در این زیرساخت دیگر یک مسئله فنی یا مقطعی نیست؛ بلکه یک ریسک اقتصادی تمام‌عیار است.

در ابتدای سال ۲۰۲۵، تعداد کاربران اینترنت در ایران حدود ۷۳.۲ میلیون نفر و ضریب نفوذ اینترنت ۷۹.۶ درصد گزارش شده است. این ارقام نشان می‌دهد اختلال اینترنت عملاً بر بخش بزرگی از اقتصاد و جامعه اثر می‌گذارد.

اینترنت دیگر ابزار جانبی نیست

وقتی از اثرات اقتصادی قطع اینترنت سخن می‌گوییم، نباید تحلیل را فقط به «کاهش فروش آنلاین» محدود کنیم. فروش ازدست‌رفته فقط نخستین و آشکارترین لایه خسارت است. پشت این لایه، مجموعه‌ای از هزینه‌های پنهان قرار دارد: افزایش هزینه مبادله، افت بهره‌وری نیروی کار، اختلال در هماهنگی با تأمین‌کنندگان، ناتوانی در پاسخ‌گویی به مشتری، از دست رفتن فرصت‌های صادرات خدمات، تأخیر در تحویل سفارش‌ها، و کاهش اعتماد بازار.

گزارش Internet Society Pulse نیز تصریح می‌کند که سیاست‌های محدودکننده اینترنت در ایران، همراه با محدودیت‌های دیگر، کیفیت، قابلیت اتکا و هزینه دسترسی را به شکلی تحت تأثیر قرار داده که به اقتصاد دیجیتال کشور آسیب می‌زند.

اختلال اینترنت، گلوگاه تولید و تجارت

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۷.۹ درصد اعلام شده و در اسناد برنامه‌ای کشور نیز هدف‌گذاری برای افزایش این سهم صورت گرفته است. این یعنی اقتصاد ایران، چه بخواهد و چه نخواهد، بیش از گذشته به زیرساخت‌های دیجیتال وابسته شده است. بنابراین هر تصمیم یا رخدادی که پایداری اینترنت را مختل کند، فقط به چند استارتاپ یا فروشگاه اینستاگرامی لطمه نمی‌زند؛ بلکه به بخشی از ظرفیت رشد ملی ضربه می‌زند.

در چنین شرایطی، اینترنت صرفاً کانال ارتباطی نیست؛ بخشی از سازوکار تولید است. وقتی این سازوکار مختل می‌شود، ثبت سفارش، خدمات پس از فروش، پرداخت، حمل‌ونقل، تبلیغات، پشتیبانی و ارتباطات بین‌سازمانی هم با وقفه یا توقف روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل، قطع اینترنت می‌تواند هم‌زمان هم فروش را کاهش دهد و هم هزینه اداره کسب‌وکار را بالا ببرد.

خسارتی فراتر از افت فروش

برآوردهای بین‌المللی نیز ابعاد این خسارت را قابل توجه نشان می‌دهند. گزارش Top۱۰VPN برآورد کرده که محدودیت‌ها و اختلال‌های اینترنتی در ایران فقط در سال ۲۰۲۳ حدود ۹۲۰.۳ میلیون دلار زیان اقتصادی به همراه داشته است. همین گزارش می‌گوید ایران در همان سال ۵۱۰ ساعت قطعی اینترنت و ۶۳۱۲ ساعت محدودیت شبکه‌های اجتماعی را تجربه کرده است. ممکن است درباره روش محاسبه این برآوردها بحث وجود داشته باشد، اما حتی با در نظر گرفتن حاشیه خطا، جهت کلی پیام روشن است: قطع و اختلال اینترنت، هزینه‌ای بزرگ و تکرارشونده به اقتصاد تحمیل می‌کند.

خطای رایج این است که خسارت اینترنت فقط با میزان فروش ازدست‌رفته سنجیده شود. در حالی که بخشی از هزینه‌ها اصلاً در حساب‌های روزانه دیده نمی‌شوند: از دست رفتن مشتری وفادار، کاهش اثر تبلیغات، افت اعتماد، بالا رفتن ریسک عملیاتی، تأخیر در تحویل، و فرسایش برند. این‌ها همان هزینه‌های پنهانی هستند که گاه از زیان مستقیم هم سنگین‌ترند.

کسب‌وکارهای خرد، اولین قربانیان

قربانی اول این وضعیت، کسب‌وکارهای خرد و متوسط‌اند؛ همان بخش‌هایی که در سال‌های اخیر، به‌ویژه به دلیل رکود و محدودیت‌های دیگر، برای بقا بیشتر به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تکیه کرده‌اند. انجمن تجارت الکترونیک ایران در اوج محدودیت‌های اینترنتی هشدار داده بود که بیش از ۴۰۰ هزار کسب‌وکار در معرض نابودی قرار گرفته‌اند و معیشت بیش از یک میلیون نفر با تهدید جدی روبه‌رو شده است. حتی اگر این ارقام را برآورد صنفی بدانیم و نه آمار ثبتی نهایی، باز هم نمی‌توان از پیام اصلی آن عبور کرد: اینترنت در ایران فقط ابزار سرگرمی نیست، بلکه محل کار، بازار فروش و بستر امرار معاش بخش بزرگی از جامعه است.

در چنین فضایی، بسیاری از کسب‌وکارها پیش از آن‌که به تعطیلی رسمی برسند، دچار کوچک‌سازی می‌شوند؛ یعنی نیروی انسانی خود را تعدیل می‌کنند، هزینه‌های توسعه را متوقف می‌سازند و از برنامه‌های رشد عقب‌نشینی می‌کنند. این همان ضربه‌ای است که به‌تدریج بازار کار را فرسوده می‌کند.

چرا اینترنت TD-LTE از کار افتاده؟ + جزئیات

صادرات خدمات، قربانی خاموش محدودیت‌ها

ضربه دیگر، متوجه صادرات و درآمدهای ارزی است. در جهان امروز، بخشی از صادرات کشورها نه در قالب کالا، بلکه در قالب خدمات دیجیتال، برنامه‌نویسی، طراحی، مشاوره، آموزش آنلاین، تولید محتوا، بازاریابی و فریلنسینگ انجام می‌شود. این بخش‌ها سرمایه فیزیکی چندانی نمی‌خواهند، اما به اینترنت پایدار و قابل اعتماد وابستگی کامل دارند.
هر بار که ارتباط بین‌المللی مختل می‌شود، فقط یک سرویس داخلی کند نمی‌شود؛ بلکه مشتری خارجی، شریک ایرانی را به‌عنوان طرفی غیرقابل پیش‌بینی و پرریسک ارزیابی می‌کند. در اقتصاد رقابتی، از دست رفتن اعتماد، گاهی از زیان مالی روزانه هم پرهزینه‌تر است.


بازار کار و سرمایه انسانی زیر فشار

ضربه بعدی، به بازار کار و سرمایه انسانی وارد می‌شود. اقتصاد دیجیتال بیش از هر چیز بر نیروی متخصص متکی است؛ بر برنامه‌نویس، طراح، تحلیلگر، کارشناس بازاریابی، مدیر محصول و کارآفرین. وقتی ابزار اصلی کار این نیروها دائماً در معرض اختلال، محدودیت یا نااطمینانی باشد، انگیزه برای ماندن و سرمایه‌گذاری روی آینده حرفه‌ای کاهش می‌یابد.
نتیجه این روند، الزاماً در همان روزهای نخست به شکل آمار بیکاری ظاهر نمی‌شود، اما به‌تدریج در قالب مهاجرت نخبگان، خروج سرمایه انسانی، کاهش نوآوری و کوچک شدن افق سرمایه‌گذاری خود را نشان می‌دهد. این همان هزینه‌ای است که در ترازنامه روزانه دیده نمی‌شود، اما آثار بلندمدت آن بسیار عمیق‌تر است.

نااطمینانی؛ سمی برای سرمایه‌گذاری

تجربه سال ۲۰۲۵ نیز نشان می‌دهد که مسئله فقط به یک رخداد استثنایی محدود نیست. گزارش سالانه Access Now ثبت کرده که ایران در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۱۱ مورد خاموشی یا اختلال عمده اینترنت را تجربه کرده است. وقتی اختلال اینترنت از یک رخداد نادر به یک ریسک تکرارشونده تبدیل می‌شود، هزینه آن برای اقتصاد چند برابر می‌شود؛ زیرا سرمایه‌گذار، تولیدکننده و کارآفرین دیگر فقط با یک حادثه روبه‌رو نیستند، بلکه با نااطمینانی ساختاری مواجه‌اند. در چنین شرایطی، سرمایه محافظه‌کار می‌شود، توسعه به تعویق می‌افتد و هزینه فعالیت اقتصادی بالا می‌رود.
برای سرمایه‌گذار، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، قابلیت پیش‌بینی است. هرچه این قابلیت کمتر شود، ریسک بالاتر می‌رود و در نتیجه، سرمایه نیز تمایل کمتری به ماندن پیدا می‌کند. از این منظر، قطع اینترنت فقط یک اختلال فنی نیست؛ پیامی منفی به فضای کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری است.

اینترنت پایدار، پیش‌شرط رشد اقتصادی

اقتصاد مدرن بر سه پایه استوار است: ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و اعتماد. اینترنت امروز در هر سه پایه نقش دارد. هرچه سهم اقتصاد دیجیتال در ساختار اقتصادی کشور بالاتر می‌رود، آسیب‌پذیری اقتصاد در برابر اختلال اینترنت نیز بیشتر می‌شود. بنابراین دفاع از اینترنت پایدار، پرسرعت و قابل اتکا، صرفاً دفاع از یک مطالبه فناورانه یا اجتماعی نیست؛ دفاع از تولید، اشتغال، صادرات، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی است.
به بیان روشن‌تر، قطع اینترنت فقط «دسترسی» را محدود نمی‌کند؛ گردش پول را کند می‌کند، جریان سفارش را می‌بندد، ریسک کسب‌وکار را بالا می‌برد، بازار کار را بی‌ثبات می‌کند و اعتماد اقتصادی را فرسایش می‌دهد. اگر اقتصاد ایران قرار است در مسیر رشد، رقابت‌پذیری و افزایش سهم اقتصاد دیجیتال حرکت کند، اینترنت باید نه به‌عنوان یک متغیر حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان یک زیرساخت حیاتی و مولد دیده شود. در غیر این صورت، هر بار که این زیرساخت دچار اختلال شود، بخشی از ظرفیت اقتصادی کشور نیز از مدار خارج خواهد شد.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه