خلاصه داستان قسمت ۱۲۴ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۲۴ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر می باشید. با ما همراه باشید

خلاصه داستان قسمت ۱۲۴ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۲۴ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر می باشید. با ما همراه باشید. این سریال به کارگردانی علی بیلگین، امید و ناامیدی‌ها، جنگ‌ها و تلاش‌های کارکنان صنعت سینما را به تصویر می‌کشد. سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر (Menajerimi Ara) در ژانر درام و کمدی محصول سال ۲۰۲۰ برگرفته از سریال فرانسوی Dix Pour cent به سفارش کانال Star Tv میباشد.

قسمت ۱۲۴ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر

چینار و کراج با هم دیگه به طرفه خانه گورکم میرن تا بتوانند باهاش صحبت کنند و قرارداد باهاش ببندند اما متوجه میشن که سگ دخترش پپه که پیش او امانت بوده گم شده و او حالش بده و نگرانه. آنها تصمیم می گیرند تا سگ دخترش را پیدا کنند تا از این طریق بتوانند به او نزدیکتر بشوند و راحت تر قرارداد ببندند. به خاطر همین با همدیگه به طرف پارک نزدیک خانه شان می روند و همه جا را میگردند اما چیزی پیدا نمی‌کنند. وقتی اونجا پرس‌وجو می‌کنند بهشون میگن که فردی اینجا هست که سگ ها را می دزده و میبره همان موقع آن دو نفر مردی را می بینند که سگی را دزدید و به سرعت سوار ماشینش شد چینار و کراج به دنبالش می رود اما موفق نمی شوند تا او را بگیرند و تنها سرنخی که ازش پیدا میکنن اینه که یه فندک در حال دویدن از جیبش میافته و اسم کافه ای روی اون فندک هک شده.

وقتی جیدا متوجه میشه که دجله به دنبال بازیگر های او هست به خاطر همین سریع به همان کار تبلیغاتی که قبلاً به نجات پیشنهاد داده بودند و او آن را رد کرده بود زنگ میزنه و پیگیر میشه تا بتواند نجات را سرگرم کنه تا نتونه به سریال سینان و دجله برسه سپس به دجله زنگ میزنه و بهش خبر میده که سر نجات شلوغه و قرار بود در یک کار تبلیغاتی بازی بکنه و نمی تونه باهاتون همکاری کنه. دجله متوجه میشه که او از روی قصد همچین کاری کرده تا او به بازیگر هایی که میخواد نرسه از طرفی پریده شروع میکنه به زنگ زدن به تمام بازیگرهایی که فکر میکنه برای نقش سویم خوب هستند اما همه آنها هر کدامشان به بهونه ای این پیشنهاد را رد می‌کنند.

وقتی این خبر را به دجله و سینان میده آنها حسابی کلافه میشن که یکدفعه سینان به پریده اشاره میکنه و میگه پریده نقش خیلی خوبیه برای سویم من می خوام خودش بازی کنه پریده حسابی جا میخورده و میگه اما من تو این سن دوست ندارم که بازیگر بشم دیگه از من گذشته اما وقتی ذوق و اشتیاق آن دو نفر را میبینه قبول میکنه. آرزو به چینار زنگ میزنه و خبر میده که بازیگری به نام بختیار قصد خودکشی داره و آنها نمیدونن باید چیکار کنند. چینار سریعا خودشو به محل فیلمبرداری میرسونه که میبینه بختیار به بالای یک ساختمان رفته و می‌خواهد خودش را پایین بیاندازد‌. چینار به سرعت خودشو پیشش می رساند و باهاش حرف می زنه تا منصرفش کنه و بهش میگه ارزش زندگی کردن خیلی بالاست که بخوای با کشتن حرومش کنی و با حرف زدن بالاخره موفق میشه تا او را منصرف کنه و پایین بیاره.

قسمت ۱۲۴ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر

قسمت ۱۲۴ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر

به کراج خبر می دهند که بازیگرش به نام صینم به آژانس آمده و حسابی عصبانیه و با او کار داره. کراج خودشو به سرعت به آژانس می رساند تا ببیند چه اتفاقی افتاده که وقتی وارد میشه صینم با عصبانیت بهش زل زده. کراج ازش می پرسه چه اتفاقی افتاده، صینم کلاه روی سرش را بر میداره و میگه ببین چیکار کردی باهام؟ این کار همون اتو‌ مویی هستش که خودت تبلیغشو به من کردی و من ازش استفاده کردم حالا با این موهای نابود شده و سوخته شده چه جوری میتونم فردا برم جلوی دوربین و شامپو تبلیغ کنم؟ گولن تو فکر فرو میره و بالاخره یه راهی به ذهنش میرسه به خاطر همین به یک طراح مو تماس میگیره و بهش میگه تا به آژانس بیاد. او وقتی به آژانس میرسه موهای صینم را میبینه و براش مو اکستنشن میکنه بعد از مدتی کار کردن روی موهای صینم، موهای او را شبیه روز اولش میکنه. صینم که نتیجه کار را میبینه حسابی خوشش میاد و راضی میشه و با خوشحالی به کراج می گه حالا می تونم قبول کنم که به تبلیغات شامپو برم.

شب وقتی باریش به خانه بر میگرده بالاخره موفق میشه تا تمام جراتشو جمع کنه و ماجرای مدیر برنامه اش که جیدا شده را بهش بگه. دجله با شنیدن این موضوع حسابی به هم میریزه و ناراحت میشه از دست باریش که چرا این موضوع را هم ازش پنهان کرده. باریش بهش میگه تو موقعیتی قرار گرفتم که کار دیگه ای نمی تونستم بکنم از طرفی میترسیدم بهت بگم چون میدونستم که ناراحت میشی و نمی‌خواستم ناراحتیتو ببینم به خاطر همین بهت نگفتم ولی نمی دونستم چه جوری باید بهت بگم اما دجله باز هم این بهانه را قبول نداره و باهاش آشتی نمیکنه. فردای آن روز باریش سعی میکند تا از دلش در بیاره و باهاش آشتی کنه اما دجله هنوز نمیتونه دلش باهاش صاف بشه سپس باریش او را در آغوشش می‌گیرد و بلند میکنه و همان جوری از اتاق بیرون میاد و او را به طرف سفره صبحانه‌ای که برایش آماده کرده می‌برد.

او با دیدن سفره حسابی شوکه زده میشه و باریش را می بخشد و از قول میگیره که دیگه هیچ چیزیو ازش پنهان نکنه باریش هم قبول میکنه و قول میده. امراه با کلی جستجو و تحقیق کردند و بالاخره موفق میشه آدرسی که روی فندک اون‌ دزد توی پارک بوده را پیدا کنه سپس به کراج و چینار خبر میده و آدرس و بهشون میده. چینار و کراج با همدیگه به طرف آن آدرس که در محله های پایین شهر هست میرن وقتی به آنجا می رسد حسابی می ترسند اما با این حال به طرف همان قهوه خانه میرود و در آنجا منتظر همان مرد می مانند. بعد از چند دقیقه ای که آنجا نشسته اند بالاخره هم آن مرد را می بیند که وارد قهوه خانه شد. اون دزد با دیدن کراج و چینار آنها را به یاد میاره و از آنجایی که فکر میکنه آنها پلیس هستند فرار میکنه چینار و کراج به دنبالش می روند و بالاخره میتونن در درون کوچه او را گیر بیاندازند. کراج در نقش پلیس حسابی فرورفته و ازش میخواد تا آرسی که سگ هایی که می‌دزدد را میبرد بهش بده اون مرد که حسابی ترسیده اسم دمیرچی را به زبان می آورد…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت های سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه