جنگ نیابتی یا فشار رسانهای؟ چرا گزینه نظامی پیش از مذاکره برجسته شد؟
گزارش CBS News درباره اظهارات دونالد ترامپ در دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، نشان میدهد که تمرکز بر گزینه نظامی و برنامه موشکی ایران بخشی از یک راهبرد پرریسک روانی پیش از آغاز مذاکرات در ژنو است.
گزارش CBS News، منتشر شده همزمان با نزدیک شدن دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، نشان میدهد ترامپ در دیدار ماه دسامبر خود با بنیامین نتانیاهو در اقامتگاه مارالاگو اعلام کرده که در صورت بازسازی برنامه هستهای یا ظرفیت موشکی ایران، اقدام نظامی دیگری از سوی آمریکا نیز قابل بررسی خواهد بود.
تحلیلگران میگویند اهمیت این گزارش نه فقط در محتوا، بلکه در زمان انتشار آن و همزمانیاش با مذاکرات ژنوست. برجسته شدن گزینه نظامی در آستانه مذاکره، الزاماً نشانه اعتماد به نفس واشنگتن نیست؛ بلکه اغلب بیانگر تردید نسبت به دستیابی به توافق از مسیر دیپلماتیک است.
تمرکز گزارش بر برنامه موشکی ایران نیز دلالت راهبردی دارد. برخلاف پرونده هستهای که در چارچوب حقوقی و مذاکراتی تعریف شده، حوزه موشکی به عنوان یک منطقه باز و فاقد قاعده مشترک تصویر میشود تا امکان اعمال فشار حداکثری فراهم شود. این جابهجایی کانون تهدید، تلاشی برای بازتعریف دستورکار مذاکرات و افزودن مؤلفههای جدید به معادله چانهزنی است.
با این حال، فرض پنهان در پس این تهدید که اسرائیل میتواند حمله کند و آمریکا صرفاً «حامی» باقی بماند، از نظر راهبردی با واقعیتهای میدانی و ماهیت جنگهای مدرن همخوانی ندارد. هرگونه حمله مؤثر به زیرساختهای راهبردی ایران نیازمند شبکهای پیچیده از پشتیبانی اطلاعاتی، لجستیکی و دفاعی است که بدون مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا امکانپذیر نیست.
در این شرایط، تفکیک میان «اسرائیل مهاجم» و «آمریکای حامی» بیشتر یک ساخت رسانهای و حقوقی است تا واقعیت عملیاتی. مشارکت آمریکا در طراحی و پشتیبانی عملیات، حتی بدون حضور مستقیم در میدان، به معنای ورود به درگیری و پذیرش ریسک است.
تحلیلگران میگویند گزارش CBS باید به عنوان بخشی از بازی ادراکی و فشار بدون پذیرش مسئولیت رسمی فهم شود، نه اعلان جنگ. بازی «جنگ نیابتی کمهزینه» بیش از آنکه یک راهبرد پایدار باشد، توهم محاسباتی است که در صورت استناد به آن، دامنه بحران میتواند فراتر از پیشبینی طراحان گسترش یابد.
نظر شما