نقش بانکها در صندوقهای ارزی؛ بازیگر اصلی تأمین مالی یا ضامن پشتصحنه؟
همزمان با رونمایی از دو صندوق سرمایهگذاری با درآمد ثابت ارزی، نقش بانکها در این ابزار تازه جدی ترشده است.
اخیرا از دو صندوق سرمایهگذاری با درآمد ثابت ارزی با حضور مسئولان اقتصادی، رونمایی شد. یکی از بحثهای مهم درباره آینده این ابزار جدید در بازار سرمایه، به جایگاه و نقش بانکها در ساختار این صندوقها بازمیگردد. همچنین اعلام شد که دو بانک نیز مجوز اولیه در این خصوص را کسب کرده اند.
صندوقهای ارزی در ظاهر با هدف جذب منابع ارزی اشخاص حقیقی و حقوقی، ایجاد یک ابزار سرمایهگذاری رسمی برای ارزهای راکد و هدایت این منابع به سمت فعالیتهای مولد طراحی شدهاند؛ اما در لایه اجرایی، بانکها یکی از مهمترین بازیگران این سازوکار محسوب میشوند.
در ساختار تعریفشده برای این صندوقها، بانکها تنها یک نقش ساده یا حاشیهای ندارند. آنها میتوانند بهعنوان ضامن نقدشوندگی ایفای نقش کنند، عملیات ارزی صندوق را مدیریت کنند و در برخی موارد حتی در جایگاه مؤسس صندوق قرار بگیرند. همین تنوع نقش باعث شده این پرسش مطرح شود که صندوقهای ارزی تا چه اندازه ابزار توسعه بازار سرمایه خواهند بود و تا چه اندازه به یک بازوی تازه برای نظام بانکی در مدیریت و جذب منابع ارزی تبدیل میشوند.
صندوق ارزی چیست و چرا راهاندازی آن مهم است؟
راهاندازی صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت ارزی، پاسخی به یک خلأ قدیمی در اقتصاد ایران است؛ خلأیی که به نبود ابزارهای رسمی، کمریسک و شفاف برای سرمایهگذاری منابع ارزی اشخاص و شرکتها بازمیگردد. در سالهای گذشته، بخشی از منابع ارزی در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی، به دلیل نبود ابزارهای مناسب، یا بهصورت غیرمولد نگهداری شده یا از چرخه تأمین مالی اقتصاد فاصله گرفته است.
در چنین شرایطی، صندوقهای ارزی قرار است این منابع را جمعآوری کرده و در داراییهای مالی مبتنی بر ارز سرمایهگذاری کنند. سپردههای سرمایهگذاری ارزی، گواهی سپرده ارزی، اوراق بهادار با درآمد ثابت ارزی، اوراق دارای تسویه ارزی و سایر ابزارهای مالی ارزی از جمله مهمترین مقاصد سرمایهگذاری این صندوقها اعلام شدهاند.
از منظر سیاستگذار، این صندوقها میتوانند هم به تجهیز منابع ارزی راکد کمک کنند و هم نقش بازار سرمایه در تخصیص بهینه منابع را تقویت کنند. بهویژه برای شرکتهای صادراتی و بنگاههایی که درآمد ارزی دارند، توسعه صندوقهای ارزی میتواند به معنای ایجاد مسیرهای جدید تأمین مالی و کاهش هزینه دسترسی به منابع باشد.
سه نقش کلیدی بانکها در صندوقهای ارزی
نقطه حساس ماجرا، به نقش چندلایه بانکها در این صندوقها بازمیگردد. در سادهترین سطح، بانکها میتوانند ضامن نقدشوندگی صندوق باشند؛ یعنی در شرایطی که صندوق برای پاسخ به درخواست ابطال واحدها یا ایفای تعهدات خود با محدودیت مواجه شود، بانک پشتوانه نقدشوندگی آن خواهد بود. این نقش از منظر اعتمادسازی برای سرمایهگذار اهمیت زیادی دارد، زیرا بخشی از نگرانیها درباره بازگشت اصل سرمایه و دسترسی به ارز را کاهش میدهد.
در سطح دوم، بانکها مدیر عملیات ارزی صندوق هستند یا میتوانند چنین نقشی داشته باشند. از آنجا که ورود و خروج ارز، نگهداری منابع ارزی، انجام تسویهها، مدیریت حوالهها و هماهنگی با مقررات ارزی بانک مرکزی، همگی نیازمند زیرساخت بانکی است، طبیعی است که بانکها در قلب عملیات صندوق قرار بگیرند.
اما سطح سوم، مهمتر و شاید بحثبرانگیزتر است: در برخی موارد، بانکها خود مؤسس صندوق خواهند بود. اینجاست که مرز میان «بازار سرمایه» و «نظام بانکی» تا حدی کمرنگ میشود و این سؤال شکل میگیرد که آیا صندوقهای ارزی در عمل به ابزار تازهای برای بانکها در جذب سپردهها و منابع ارزی تبدیل میشوند یا نه.
بانکها؛ بازیگر اصلی یا صرفاً ضامن؟
پاسخ به این پرسش ساده نیست. از یک سو، حضور بانکها در صندوقهای ارزی یک ضرورت اجرایی به نظر میرسد. در اقتصادی که مقررات ارزی، نقلوانتقال ارز، نگهداری سپردههای ارزی و تضمین تسویه، همگی به شدت تحت تأثیر ساختار بانکی و نظارت بانک مرکزی است، دشوار است صندوقی ارزی طراحی شود که بدون همکاری بانکها بتواند به شکل روان فعالیت کند.
از سوی دیگر، پررنگ شدن نقش بانکها این نگرانی را به وجود میآورد که صندوقهای ارزی بهجای آنکه یک ابزار مستقل بازار سرمایه باشند، عملاً به شعبهای جدید از خدمات بانکی تبدیل شوند؛ با این تفاوت که این بار منابع ارزی به جای آنکه در قالب سپرده بانکی جذب شوند، در قالب واحدهای سرمایهگذاری صندوق جمعآوری میشوند.
این نگرانی زمانی جدیتر میشود که بانک در آنِ واحد، هم مؤسس صندوق باشد، هم ضامن نقدشوندگی آن و هم عملیات ارزیاش را انجام دهد. در چنین وضعیتی، عملاً بخش بزرگی از زنجیره صندوق در اختیار یک بازیگر قرار میگیرد و استقلال صندوق بهعنوان یک نهاد سرمایهگذاری ممکن است تحتالشعاع قرار گیرد.
فرصت بزرگ برای شرکتهای صادراتی و دارندگان منابع ارزی
با وجود این ابهامها، نمیتوان از مزیتهای بالقوه صندوقهای ارزی چشمپوشی کرد. معاون نظارت بر نهادهای مالی سازمان بورس و اوراق بهادار تأکید کرده است که شرکتهای صادراتی و بنگاههای دارای درآمد ارزی از مهمترین ذینفعان راهاندازی این صندوقها هستند. از نگاه بازار سرمایه، توسعه صندوقهای ارزی میتواند مسیرهای تازهای برای تأمین مالی این شرکتها ایجاد کند و در عین حال، تقاضا برای ابزارهای مالی ارزی را افزایش دهد.
اگر این صندوقها بهدرستی طراحی و مدیریت شوند، میتوانند منابع ارزی پراکنده و غیرفعال را به سمت ابزارهایی هدایت کنند که در نهایت در خدمت تأمین مالی بنگاههای ارزآور قرار میگیرند. این اتفاق نهتنها میتواند بخشی از فشار تأمین مالی شرکتها را کاهش دهد، بلکه به عمقبخشی بازار سرمایه و متنوعتر شدن ابزارهای مالی نیز کمک خواهد کرد.
چالش اعتماد؛ سرمایهگذار ارز را چگونه پس میگیرد؟
یکی از ویژگیهای مهم صندوقهای ارزی آن است که سرمایهگذار هنگام خرید واحدهای صندوق میتواند ارز را بهصورت اسکناس یا حواله ارزی وارد صندوق کند و در زمان ابطال نیز، در صورت تمایل، وجوه خود را به همان شکل دریافت کند. همین ویژگی، صندوق ارزی را از بسیاری از ابزارهای مالی ریالی متمایز میکند؛ اما در عین حال، حساسیت اعتماد به سازوکار صندوق را بالا میبرد.
برای سرمایهگذار ارزی، مهمترین سؤال این است که آیا در زمان خروج نیز میتواند بدون مشکل به ارز خود دسترسی داشته باشد؟ پاسخ به این سؤال، تا حد زیادی به اعتبار بانک ضامن، نحوه مدیریت عملیات ارزی، مقررات بانک مرکزی و کیفیت داراییهای صندوق وابسته است. بنابراین، موفقیت صندوقهای ارزی بیش از هر چیز به اعتمادسازی عملیاتی وابسته خواهد بود، نه صرفاً به صدور مجوز و رونمایی رسمی.
صندوق ارزی در مرز بازار سرمایه و صنعت بانکداری
در نهایت، صندوقهای ارزی را میتوان یکی از مهمترین تلاشهای جدید برای پیوند دادن منابع ارزی راکد با بازار سرمایه دانست؛ ابزاری که اگر درست طراحی شود، میتواند هم برای سرمایهگذار ارزی جذاب باشد، هم برای بنگاههای صادراتی فرصت تأمین مالی ایجاد کند و هم برای اقتصاد، مسیر رسمیتری برای هدایت ارزهای سرگردان به سمت فعالیت مولد فراهم آورد.
با این حال، موفقیت این ابزار به یک شرط مهم وابسته است: مرزبندی روشن میان نقش حمایتی بانکها و استقلال حرفهای صندوقها. اگر بانکها صرفاً در جایگاه ضامن و مجری عملیات ارزی باقی بمانند، صندوقهای ارزی میتوانند به توسعه بازار سرمایه کمک کنند؛ اما اگر این صندوقها به ابزار جدید بانکها برای جذب منابع تبدیل شوند، ممکن است فلسفه اصلی راهاندازی آنها، یعنی توسعه ابزارهای سرمایهگذاری مستقل و مولد، تحتالشعاع قرار گیرد.
به همین دلیل، پرسش اصلی درباره صندوقهای ارزی نه صرفاً «کارکرد آنها» بلکه «نسبت آنها با نظام بانکی» است؛ نسبتی که تعیین خواهد کرد این ابزار تازه، در خدمت تعمیق بازار سرمایه قرار میگیرد یا به بازوی جدید بانکها در رقابت برای جذب منابع ارزی بدل میشود.
نظر شما