مدل عجیب درآمدزایی در فوتبال لو رفت
هوش مصنوعی در حال باز کردن مسیر تازهای برای درآمدزایی در صنعت ورزش است؛ مسیری که در آن، حضور فیزیکی بازیکنان دیگر تنها راه استفاده تجاری از شهرت و هویت آنها نیست.
صفحه اقتصاد - روزنامه گاردین بهتازگی در گزارشی اعلام کرده که کریستیان وولپاتو، فوتبالیست استرالیایی شاغل در فوتبال ایتالیا، با شرکت آمریکایی Callandor برای بهرهبرداری تجاری از نسخه دیجیتال تولیدشده با هوش مصنوعی از هویت خود به توافق رسیده است. این توافق، حقوق استفاده از تصویر دیجیتال، صدا، دادههای زیستسنجی و اطلاعات عملکردی این بازیکن را در بر میگیرد؛ البته مبلغ قرارداد و سهم دقیق بازیکن از درآمدهای احتمالی اعلام نشده است.
مدل تجاری این همکاری بر ایجاد نسخهای دیجیتال از ورزشکار استوار است که میتواند با تایید او در تبلیغات، تولید محتوای چندزبانه و تجربههای تعاملی هواداران به کار گرفته شود. در این الگو، حضور فیزیکی ورزشکار در هر پروژه تبلیغاتی ضرورت ندارد و شرکت واسطه میتواند با عرضه مجوز استفاده از نسخه دیجیتال او به برندها، درآمد ایجاد کند. شرکت Callandor همچنین اعلام کرده است در حوزه محدودکردن استفادههای غیرمجاز از هویت دیجیتال ورزشکاران فعالیت میکند.
سابقه شکلگیری بازار نسخههای دیجیتال ورزشکاران
توافق وولپاتو را نمیتوان نخستین نمونه استفاده تجاری از هوش مصنوعی در ورزش دانست. پیش از این نیز باشگاهها، لیگها، شرکتهای فناوری و برندهای تجاری از آواتارهای دیجیتال، شبیهسازی صدا و تصویر و ابزارهای هوش مصنوعی برای توسعه ارتباط با مخاطبان و تولید محتوای تبلیغاتی استفاده کردهاند.
در فوریه ۲۰۲۶، شرکت Genies و نهاد تجاری بازیکنان لیگ بیسبال حرفهای آمریکا (MLB Players, Inc.) توافقی را برای توسعه شخصیتهای هوش مصنوعی مبتنی بر بازیکنان این لیگ اعلام کردند. طبق گزارش آسوشیتدپرس، این شخصیتها قرار است امکان گفتوگو و تعامل با هواداران را فراهم کنند و زمینه درآمدزایی از مکالمات پولی، خدمات درونبرنامهای و محصولات دیجیتال را به وجود آورند.
در نمونهای دیگر، نیمار، ستاره فوتبال برزیل، در سال ۲۰۲۶ حق استفاده از تصویر خود در تولید مجموعهای از داستانهای کوتاه تصویری مبتنی بر هوش مصنوعی را به یک پلتفرم سرگرمی واگذار کرد. همچنین، در سال ۲۰۲۵، کمپین تبلیغاتی اسنیکرز در بریتانیا با استفاده از نسخه هوش مصنوعی ژوزه مورینیو، مربی فوتبال، نشان داد که شبیهسازی شخصیتهای ورزشی میتواند در قالب تجربههای تبلیغاتی شخصیسازیشده نیز به کار گرفته شود.
این نمونهها از شکلگیری تدریجی بازاری حکایت دارند که در آن، دارایی تجاری ورزشکار دیگر فقط به حضور در مسابقه، قرارداد اسپانسری، تبلیغات حضوری یا فروش محصولات دارای امضا محدود نیست؛ بلکه نسخه دیجیتال هویت او نیز میتواند به یک دارایی قابل مجوزدهی تبدیل شود.
فرصت اقتصادی؛ افزایش ظرفیت فروش حقوق تبلیغاتی
اهمیت اقتصادی این تحول، پیش از هر چیز، در افزایش ظرفیت بهرهبرداری از برند شخصی ورزشکاران است. یک فوتبالیست در شرایط عادی نمیتواند همزمان در چند کشور فیلمبرداری تبلیغاتی انجام دهد، برای برندهای مختلف محتوای اختصاصی تولید کند یا در تمام ساعات شبانهروز در دسترس مخاطبان باشد. نسخه هوش مصنوعی میتواند بخشی از این محدودیتها را کاهش دهد؛ البته به شرط آنکه محتوای تولیدشده در محدوده مجوزهای مورد توافق قرار داشته باشد.
برای برندها نیز این مدل میتواند امکان تولید سریعتر تبلیغات متناسب با زبان، بازار جغرافیایی و ویژگیهای گروههای مختلف مخاطبان را فراهم کند. در صورت توسعه ابزارهای تعاملی، هواداران ممکن است بتوانند با شخصیت دیجیتال ورزشکار گفتوگو کنند، محتوای اختصاصی دریافت کنند یا از برنامههای آموزشی و خدمات شخصیسازیشده بهره ببرند.
در سطح باشگاهها و لیگها، این فناوری میتواند به توسعه محصولات دیجیتال، افزایش تعامل هواداران و ایجاد منابع درآمدی مکمل کمک کند. با این حال، درآمد حاصل از چنین محصولاتی لزوماً به باشگاه تعلق نمیگیرد؛ نحوه تقسیم درآمد به حقوق قراردادی ورزشکار، مالکیت دادهها، توافقهای تجاری باشگاه و ساختار مجوزدهی بستگی دارد.
چالش حقوقی؛ چه کسی مالک نسخه دیجیتال ورزشکار است؟
گسترش این بازار، موضوع مالکیت و کنترل هویت دیجیتال را به یکی از مسائل مهم اقتصاد ورزش تبدیل کرده است. سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) در راهنماها و مطالب تخصصی خود درباره حقوق مالکیت فکری در ورزش، بر اهمیت حقوق تصویر و مجوزهای تجاری ورزشکاران تأکید کرده است. با توسعه هوش مصنوعی، این موضوع ابعاد تازهای پیدا میکند؛ زیرا نسخه دیجیتال میتواند فراتر از بازتولید یک عکس یا ویدئو، صدا، حرکات و ویژگیهای شخصیتی فرد را نیز بازنمایی کند.
منشور حقوق دادههای بازیکنان که با مشارکت FIFPRO، اتحادیه بینالمللی بازیکنان حرفهای فوتبال، تدوین شده، بر شفافیت در جمعآوری و استفاده از دادهها، تعیین هدف پردازش و مشارکت مستقیم و متناسب بازیکنان در منافع اقتصادی حاصل از بهرهبرداری تجاری از دادههای آنان تأکید دارد. این اصول نشان میدهد که توافقهایی مانند قرارداد وولپاتو صرفاً قراردادهای تبلیغاتی نیستند و باید از منظر حقوق داده، رضایت آگاهانه و نحوه تقسیم درآمد نیز بررسی شوند.
یکی از مهمترین مخاطرات این حوزه، استفاده از تصویر یا صدای ورزشکار بدون اجازه اوست. در چنین شرایطی، محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی ممکن است به تبلیغ محصولی منجر شود که ورزشکار هیچ ارتباطی با آن ندارد یا حتی با ارزشها و قراردادهای اسپانسری او در تعارض است. بنابراین، تعیین محدوده مجوز، مدت قرارداد، قلمرو جغرافیایی، امکان فسخ، نحوه تأیید محتوا و مسئولیت طرفین در صورت سوءاستفاده، از موضوعات اساسی در تنظیم این توافقهاست.
آینده بازار؛ درآمد واقعی یا فرصتی در حال آزمایش؟
با وجود ظرفیتهای یادشده، هنوز نمیتوان درباره میزان درآمدزایی پایدار این مدل کسبوکار قضاوت قطعی کرد. در گزارش گاردین، مبلغ قرارداد وولپاتو اعلام نشده و شرکت Callandor نیز در مراحل اولیه توسعه فعالیتهای خود قرار دارد.
در نتیجه، ارزش اقتصادی این توافق و میزان استقبال برندها از نسخههای دیجیتال ورزشکاران همچنان به عملکرد تجاری پروژهها وابسته است. موفقیت این بازار به چند عامل شامل تمایل برندها به پرداخت هزینه برای محتوای تولیدشده با نسخه هوش مصنوعی، حفظ اعتماد هواداران، امکان تشخیص محتوای واقعی از محتوای مصنوعی و وجود سازوکارهای حقوقی قابل اتکا برای حفاظت از هویت ورزشکاران بستگی دارد.
توافق وولپاتو را میتوان نشانهای از گسترش تعریف داراییهای تجاری در صنعت ورزش دانست. در این الگو، ورزشکار نهتنها از عملکرد ورزشی، شهرت و حضور تبلیغاتی خود، بلکه از بازنمایی دیجیتال هویت خود نیز ارزش اقتصادی ایجاد میکند. با این حال، تبدیل این ظرفیت فناورانه به درآمد پایدار مستلزم قراردادهای شفاف، تقسیم منصفانه منافع و سازوکارهای موثر برای جلوگیری از بهرهبرداری غیرمجاز است.