صفحه اقتصاد گزارش میدهد:
پیام خاموش تهران به بازارهای انرژی؛ امنیت منطقه تفکیکپذیر نیست
مهندسی عملیات اخیر ایران، پیامی صریح و محاسبهشده برای بازارهای جهانی انرژی داشت و آن پیام این بود که امنیت عرضه، تابعی از امنیت ملی ایران است و ایران در این پاسخ نظامی، با خویشتنداری استراتژیک از هدف قرار دادن مستقیم شریانهای حیاتی نفت و گاز پرهیز کرد؛ اما ضربه دقیق به تاسیسات لجستیکی و سکوی نفتی کویت، هشداری عملیاتی بودو نشانهای از اینکه ایران ظرفیت آن را دارد که هرگونه بیثباتی امنیتی را به بحرانی تمامعیار در اقتصاد انرژی جهان بدل کند
تنها ۲۵ روز پس از امضای تفاهمنامه آتشبس میان تهران و واشنگتن، ایالات متحده با آغاز مجدد حملات سنگین موشکی و پهپادی به استانهای جنوبی ایران، این توافق نوپا را به طور یکجانبه نقض کرد. در پاسخ به این تجاوزهای آشکار که به حاکمیت ملی ایران صورت گرفت، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در یک عملیات تلافیجویانه و همزمان، پایگاهها و منافع نظامی ارتش آمریکا را در پنج کشور قطر، بحرین، کویت، عمان و اردن هدف قرار دادند تا موازنه بازدارندگی در منطقه را بازتعریف کنند.
در حالی که انتظار میرفت تفاهمنامه آتشبس اخیر مسیر دیپلماتیک را برای کاهش تنشها باز کند، حملات ناگهانی آمریکا مناطقی در خاک ایران از جمله هدف قرار دادن نقاطی در اطراف ۸ شهر استان خوزستان (اهواز، بهبهان، دزفول، امیدیه، اندیمشک، ماهشهر، آبادان و شادگان) این توافق را به طور کامل به شکست کشاند.
معاون امنیتی استانداری خوزستان در همین رابطه تایید کرد که در جریان اصابت پرتابههای ارتش آمریکا به ایستگاه پمپاژ آب کشاورزی در بندر ماهشهر، علاوه بر خسارت به زیرساختهای غیرنظامی، نگهبان این مجموعه به شهادت رسیده و چهار تن دیگر مجروح شدند. این حمله به عنوان سند نقض آشکار توافق ۲۵ روزه، واکنش نظامی فوری تهران را در پی داشت.
پیامهای ژئوپلیتیک تهران به بازار جهانی انرژی
تحلیلگران بینالمللی بر این باورند که طراحی هندسه این عملیات ترکیبی، حاوی یک پیام پنهان اما بسیار محاسبهشده به بازارهای جهانی انرژی و پایتختهای غربی است. هدف عملیاتی ایران در این مرحله، ایجاد تخریب گسترده یا از کار انداختن شریانهای حیاتی انتقال انرژی منطقه نبوده است؛ بلکه تهران با تمرکز دقیق بر نقاط حاشیهای، قصد داشت توانایی ضربه همزمان، دقیق و همهجانبه خود را به رخ تمامی کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی بکشد.
ایران در این موج از حملات، به طور عامدانه از هدف قرار دادن مستقیم زیرساختهای استراتژیک و حیاتی زیر خودداری کرد:
• پایانههای صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) در قطر
• پالایشگاههای فوقمدرن و بزرگ منطقه خلیج فارس
• تاسیسات آبشیرینکن غولپیکر ساحلی (که شریان بقای کشورهای عربی هستند)
• بنادر و اسکلههای اصلی صادرات نفت خام
این خودداری هوشمندانه نشاندهنده خویشتنداری استراتژیک ایران در فاز نخست پاسخدهی است؛ اما همزمان پیامی هشدارآمیز را به همراه دارد: امنیت انرژی در منطقه، تفکیکپذیر نیست.
تهران با هدف قرار دادن تأسیسات لجستیکی جانبی و سکوی نفتی کویت ثابت کرد که در صورت تداوم تجاوزات آمریکا و اصرار بر تشدید تنشها، از توانایی و ابزارهای لازم برای بالا بردن هزینههای بیمه دریایی، توقف خطوط کشتیرانی و تحمیل هزینههای سرسامآور به صنعت انرژی منطقه برخوردار است؛ هشداری که میتواند ارزش هر بشکه نفت را در بازارهای جهانی به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
کالبدشکافی جغرافیای حملات تلافیجویانه
کویت؛ نخستین آسیب به زنجیره تولید نفت:جدیترین خسارت گزارششده در بخش غیرنظامی، در کویت به ثبت رسید. برخورد یک پهپاد انتحاری به یک سکوی حفاری دریایی متعلق به شرکت نفت کویت (KOC)، به زخمی شدن یک کارگر و آسیب به تجهیزات منجر شد. همزمان، منابع نظامی از انهدام رادارها، سامانههای موشکی پاتریوت و سیستمهای راداری پدافندی FPS در پایگاههای تحت اختیار ارتش آمریکا در کویت خبر دادهاند.
قطر؛ شلیک به سمت العدید و آمادهباش در دوحه:سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد پایگاه هوایی العدید در قطر را که بزرگترین مقر فرماندهی و پشتیبانی ارتش آمریکا در منطقه است، هدف قرار داده و بخشهایی از تاسیسات پشتیبانی آن را منهدم کرده است. اگرچه دوحه و واشنگتن جزئیات خسارات را تایید نکرده و از رهگیری دو موج موشک بالستیک خبر دادهاند، اما قطر سطح هشدار امنیتی خود را به بالاترین میزان رسانده است. با این حال، فعالیت مجتمع گازی رأسلفان و صادرات LNG بدون وقفه ادامه دارد.
عمان؛ عبور از کمربند امنیتی خارج از هرمز:
عمان که طی ماههای اخیر به عنوان شاهراه فرعی و امن برای دور زدن تنگه هرمز (از طریق بنادر دقم و صحار) شناخته میشد، در استانهای مسندم و الوسطی هدف حملات پهپادی قرار گرفت. گزارشها نشان میدهند که مراکز لجستیکی و ایستگاههای سوخترسانی مورد استفاده ناوگان دریایی آمریکا در بندر دقم هدف قرار گرفتهاند تا این پیام مخابره شود که مسیرهای جایگزین هرمز نیز در صورت تشدید بحران، ایمن نخواهند بود.
بحرین؛ ناوگان پنجم در وضعیت قرمز:
بحرین به عنوان مقر اصلی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، هدف حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای الجیفر و شیخ عیسی قرار گرفت. منابع نظامی ایران مدعی انهدام سامانههای پدافندی و انبار تجهیزات در این پایگاهها هستند. منامه بلافاصله تمامی یگانهای نظامی خود را در حالت آمادهباش کامل قرار داد.
اردن؛ جبهه غربی ترانزیت نظامی آمریکا:
پایگاه هوایی شاهزاده حسن در اردن نیز هدف دستکم سه موشک ایرانی قرار گرفت. تهران اعلام کرد مخازن سوخت و انبارهای موشکی این پایگاه استراتژیک که به عنوان پل پشتیبانی عملیاتهای آمریکا در عراق و شرق مدیترانه عمل میکند، منهدم شدهاند.
دیپلماسی و حقوق بینالملل؛ دفاع مشروع در برابر تجاوز مداوم
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در واکنش به ابراز نگرانی مقامات سازمان ملل متحد درباره تنشهای اخیر، با رد اصطلاح برخورد نظامی بر جنبه دفاعی این اقدام پس از نقض تفاهمنامه تأکید کرد و نوشت: این وضعیت، یک برخورد نظامی دوجانبه نیست؛ بلکه ادامه تجاوز آشکار نظامی است که از تاریخ ۲۸ فوریه (۱۰ اسفند سال گذشته) توسط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه خاک ایران آغاز گردید.
تهران به طور رسمی به کشورهای همسایه هشدار داده است که نباید قلمرو یا حریم هوایی خود را به عنوان سکوی پرتاب برای حملات آمریکا علیه ایران در اختیار واشنگتن قرار دهند و از شرکای منطقهای خواست مانع استفاده آمریکا از خاک آنها برای تدارک حمله به ایران شوند. در همین راستا و به گفته سخنگوی سپاه پاسداران، دامنه این پاسخ نظامی به مرزهای خاکی محدود نبوده و تاکنون ۱۷ شناور متعلق به ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و متحدان آنها در آبهای منطقه هدف موشکها و پهپادها قرار گرفتهاند.
قمار نافرجام واشنگتن و بازتعریف قواعد بازی در خلیج فارس
فروپاشی تفاهمنامه آتشبس تنها ۲۵ روز پس از امضا، نشاندهنده یک بنبست استراتژیک در محاسبات واشنگتن و تهران است. ایالات متحده با ازسرگیری حملات به جنوب ایران (بهویژه استان خوزستان)، تلاش کرد تا بدون پرداخت هزینه سنگین، فشار نظامی نقطهای را به عنوان اهرم فشار جدید خود تثبیت کند؛ اما پاسخ هماهنگ، چندوجهی و همزمان ایران به پنج کشور میزبان نیروهای آمریکایی، این محاسبات را به طور کامل برهم زد.
از این رویداد بیسابقه میتوان سه نتیجهگیری کلیدی استخراج کرد:
۱. پایان دوران جنگهای نیابتی و ورود به فاز رویارویی مستقیم:
پاسخ موشکی و پهپادی ایران نشان داد هدف قرار گرفتن مستقیم پایگاههای آمریکا در خاک همسایگان عرب از مبد ایران، بیانیه آشکاری است مبنی بر اینکه هرگونه تجاوز به خاک ایران، با پاسخ مستقیم، رسمی و بدون واسطه مواجه خواهد شد. این تغییر فاز، ریسک هرگونه تصمیمگیری نظامی برای پنتاگون را به شدت بالا میبرد.
۲. تغییر فرمول بازدارندگی؛ گروگانگیری امنیت شرکای آمریکا:
راهبرد ایران در این عملیات، انتقال هزینه تنش به همسایگانی بود که خاک خود را در اختیار ارتش آمریکا قرار دادهاند. اصابت پهپاد به سکوی نفتی کویت و هدف رفتن بندر دقم در عمان، حاوی این پیام صریح برای پایتختهای عربی است: امنیت شما به پایبندی واشنگتن به تعهداتش گره خورده است. ایران نشان داد که اگر امنیت ملیاش به مخاطره بیفتد، هیچ کشور یا شاهراه جایگزینی (حتی فراتر از تنگه هرمز) از ترکشهای درگیری مصون نخواهد ماند. این امر احتمالا کشورهای منطقه را وادار خواهد کرد تا برای جلوگیری از آسیب به اقتصاد خود، فشارهای دیپلماتیک بر واشنگتن را جهت مهار تنشها افزایش دهند.
۳. پیوند هوشمندانه امنیت انرژی با امنیت ملی:
خویشتنداری کنترلشده ایران در عدم تخریب پایانههای صادرات گاز قطر یا پالایشگاههای اصلی منطقه، نشان از یک بازی شطرنج پیچیده دارد. تهران با این اقدام نشان داد که در پی نابودی اقتصاد جهان نیست، بلکه در پی اثبات توانایی خود برای این کار در صورت نیاز است. این تهدیدمعتبر به بازارهای جهانی انرژی میگوید که قیمت نفت و گاز در خلیج فارس، از این پس تابعی از امنیت مرزهای ایران خواهد بود.
پاسخ موشکی و پهپادی ایران، قواعد بازی را در منطقه تغییر داده است. واشنگتن اکنون در برابر یک دوراهی سخت قرار دارد. تن دادن به یک آتشبس پایدارتر و واقعی با پذیرش شرایط ایران، یا ورود به یک جنگ منطقهای فرسایشی که در آن نه پایگاههای نظامیاش امنیت دارند و نه متحدان اقتصادیاش در خلیج فارس میتوانند به بقای خود ادامه دهند
نظر شما