پازل پتروشیمی ایران؛ چرا با وجود منابع عظیم، محصولات پایه را به قیمت ناچیز صادر میکنیم؟
صنعت پتروشیمی ایران با بحران عدم تعادل در زنجیره ارزش روبروست. در حالی که سالانه حجم عظیمی از مواد شیمیایی و پلیمرها صادر میشود، عدم حرکت به سمت صنایع پاییندستی باعث شده است که ارزش افزوده تولیدات ما به شدت کاهش یابد. این وضعیت نه تنها سودآوری ارزی را محدود میکند، بلکه فرصتهای گسترده اشتغالزایی را نیز از دست میدهد.
ایران با دارا بودن ۱۷ درصد از ذخایر هیدروکربنی جهان، پتانسیل بسیار بالایی در این حوزه دارد. سهم انرژیهای فسیلی بهعنوان خوراک صنایع پتروشیمی حدود ۱۵ درصد است. مواد خام اولیه در این صنایع شامل نفت و گاز است که به دو دسته هیدروکربنهای آلیفاتیک و آروماتیک تقسیم میشوند. در بخش آروماتیک، ترکیباتی نظیر بنزن، متیلبنزن (زایلن)، تولوئن و نفتالین قرار دارند. همچنین در معادن و صنایع فولادی، کانسنگ و سایر مواد اولیه نقش ایفا میکنند.
چالش خامفروشی و تراز تجاری
با گذشت ۶ دهه از ورود صنعت پتروشیمی به کشور، سیاستهای حمایتی و دسترسی به ذخایر عظیم نفت و گاز، مسیر سرمایهگذاری را هموار کرده است. با این حال، تمرکز بر صادرات محصولات پایه، مسئله «خامفروشی» را به وجود آورده است.
بر اساس آمار، در سالهای اخیر، ایران طی سال جاری ۲۰۶ نوع محصول در سه گروه مواد شیمیایی، پلیمرها و کودها را وارد کرده است. از نظر ارزش افزوده، تفاوت فاحشی میان واردات و صادرات مشاهده میشود؛ میانگین قیمت هر تن کالای وارداتی حدود ۱۸۹۸ دلار است، در حالی که میانگین قیمت هر تن کالای صادراتی تنها ۴۴۵ دلار است. این نشان میدهد ارزش کالاهای وارداتی حدود ۴.۳ برابر کالاهای صادراتی است. همچنین، حدود ۷۰ درصد از محصولات پتروشیمی تولیدی صادر میشوند که بر اساس گزارش وزارت نفت، سهم صادرات از کل محصولات پتروشیمی حدود ۳۷.۷ درصد است.
مفهوم زنجیره ارزش و ضرورت توسعه صنایع پاییندستی
زنجیره ارزش از نفت آغاز شده و با ورود به پالایشگاهها ادامه مییابد. هر محصول میتواند خوراک مرحله بعدی باشد؛ هرچه این زنجیره طولانیتر شود، عمق ارزش افزوده بیشتر خواهد بود. برای مثال، اتان پس از فرآیند کراکینگ به اتیلن تبدیل شده و اتیلن میتواند به محصولاتی چون اتانول یا پلیاتیلن تبدیل شود. در حال حاضر، ۸ ماده اصلی (از جمله اتیلن، پروپیلن، تولوئن، بنزن و زایلن) در کشور تولید میشوند.
خامفروشی زمانی رخ میدهد که این محصولات پایه، بدون طی کردن مراحل بعدی زنجیره، مستقیماً به مصرف نهایی (مانند استفاده از متانول صرفاً برای شستشو به جای تولید محصول بعدی) یا صادرات برسند. صادرات بالای ۹۳ درصدی متانول نمونهای از این وضعیت است. هرچه محصولات با ارزش افزوده پایینتر صادر شوند، ظرفیت ارزآفرینی کاهش یافته و انگیزه توسعه صنایع پاییندستی نیز از بین میرود.
وضعیت اشتغال و نتیجهگیری
طبق اعلام مرکز آمار، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله در سال گذشته ۷.۵ درصد و نرخ مشارکت اقتصادی ۴۰.۶ درصد بوده است.
در نتیجه میتوان گفت، علیرغم برخورداری از منابع عظیم معدنی و هیدروکربنی، تمرکز سرمایهگذاری در ایران بیشتر بر صنایع بالادستی بوده است. برای مقابله با بیکاری و تقویت اقتصاد، ضروری است با انتقال محصولات صنایع بالادستی به صنایع کوچک و متوسط (SME) و تبدیل آنها به کالاهای مصرفی نهایی، زنجیره ارزش را طولانیتر کرده و از ایجاد اشتغال پلهای در مناطق مختلف کشور اطمینان حاصل کنیم.
نظر شما