لوگو
تبلیغات
کد خبر: ۳۵۴۵۵۷ مهدی پورپاکار مهدی پورپاکار

گفت‌وگوی «صفحه اقتصاد» با جامعه‌شناس درباره فرسایش اعتماد عمومی، اضطراب اقتصادی در روزهای بحران:

جامعه ایران در آزمون تاب‌آوری؛ نقاط قوت و ضعف کجاست؟

تاب‌آوری اجتماعی در روزهای بحران، تنها به معنای تحمل دشواری‌ها و ادامه زندگی در شرایط نامطمئن نیست بلکه به توانایی جامعه برای حفظ پیوندهای انسانی، تصمیم‌گیری آگاهانه، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر و بازگشت به شرایط باثبات‌تر اشاره دارد. این توانایی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که فشارهای اقتصادی، نگرانی‌های ناشی از تنش‌های سیاسی و نظامی و تجربه بحران‌های اجتماعی به‌صورت هم‌زمان بر زندگی مردم اثر بگذارند.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
جامعه ایران در آزمون تاب‌آوری؛ نقاط قوت و ضعف کجاست؟
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

صفحه اقتصاد - در چنین شرایطی، افزایش قیمت‌ها، نگرانی از تأمین کالاهای اساسی، ابهام درباره آینده و گسترش اخبار تأییدنشده می‌توانند علاوه بر فشار بر معیشت خانوارها، احساس امنیت و اعتماد عمومی را نیز تضعیف کنند. از سوی دیگر، شبکه‌های خویشاوندی، روابط دوستانه، همیاری همسایگان و فعالیت گروه‌های محلی می‌توانند بخشی از فشارهای ناشی از بحران را کاهش دهند؛ ظرفیتی که حفظ و تقویت آن به همکاری مردم و نهادهای مسئول نیاز دارد.

مهناز کرمی، جامعه شناس، در گفت‌وگو با «صفحه اقتصاد» با اشاره به وضعیت تاب‌آوری اجتماعی در ایران، تأکید می‌کند که تاب‌آوری نباید با تحمل انفعالی فشارهای انباشته اشتباه گرفته شود.

سرمایه اجتماعی در آزمون بحران

کرمی با اشاره به وضعیت تاب‌آوری جامعه ایران معتقد است:

نباید این مفهوم را با تحمل منفعلانه فشارهای انباشته اشتباه گرفت.جامعه در شرایطی با فشارهای اقتصادی، تنش‌های ژئوپلیتیک و تجربه‌های دشوار اجتماعی مواجه است که هم‌زمانی این عوامل می‌تواند توان عمومی برای مقابله با شوک‌های تازه را کاهش دهد.

کرمی یکی از مهم‌ترین نقاط قوت جامعه ایران را ظرفیت سازگاری در سطح خانواده، دوستان و شبکه‌های اجتماعی نزدیک می‌داند.

او گفت:

روابط خویشاوندی و پیوندهای میان مردم در دوره‌های دشوار می‌توانند از طریق انتقال تجربه، حمایت متقابل و به‌اشتراک‌گذاری امکانات، به حفظ زندگی روزمره کمک کنند.

 

با این حال، او میان اعتماد مردم به یکدیگر و اعتماد متقابل جامعه و ساختارهای تصمیم‌گیر تفاوت قائل است. از نگاه این جامعه شناس، در حالی که پیوندهای اجتماعی میان شهروندان همچنان می‌توانند نقش حمایتی داشته باشند، فرسایش اعتماد عمومی به یکی از آسیب‌پذیری‌های مهم جامعه تبدیل شده است.

کرمی گفت:

تضعیف اعتماد به روندهای تصمیم‌گیری می‌تواند رفتارهای فردگرایانه را افزایش دهد. از تلاش برای تأمین جداگانه نیازهای خانوار گرفته تا انباشت کالا و واکنش‌های هیجانی در بازارها. چنین رفتارهایی ممکن است برای افراد راهی جهت کاهش نگرانی باشد، اما در مقیاس اجتماعی می‌تواند دسترسی دیگران به منابع محدود را دشوارتر و هزینه مقابله با بحران را بیشتر کند.

اضطراب و شایعات؛ پیامد ابهام در شرایط بحرانی

یکی از چالش‌های مهم در دوره‌های بحران، گسترش نگرانی‌های عمومی و اطلاعات تأییدنشده است. ابهام درباره آینده اقتصادی، احتمال کمبود کالاهای اساسی و تحولات سیاسی و امنیتی می‌تواند تقاضا برای دریافت اطلاعات را افزایش دهد؛ اما اگر اطلاعات معتبر به‌موقع در دسترس مردم قرار نگیرد، زمینه برای انتشار شایعات فراهم می‌شود.

کرمی معتقد است:

شایعات معمولا زمانی گسترش پیدا می‌کنند که یک موضوع برای زندگی روزمره مردم اهمیت زیادی داشته باشد و در عین حال، اطلاعات روشن و قابل‌اتکایی درباره آن منتشر نشود. هنگامی که اعتماد به منابع خبری نیز کاهش یافته باشد، تشخیص اطلاعات درست از نادرست دشوارتر می‌شود.

این جامعه شناس بر ضرورت تقویت جایگاه نهادهای علمی و تخصصی، تشکل‌های صنفی و کارشناسان مستقل در اطلاع‌رسانی تأکید می‌کند.

از نگاه او، ارائه اطلاعات قابل‌سنجش و توضیح صادقانه شرایط می‌تواند به کاهش ابهام و جلوگیری از شکل‌گیری نگرانی‌های بی‌پایه کمک کند.

او همچنین معتقد است:

نمی‌توان با نادیده گرفتن نگرانی‌های مردم، اضطراب عمومی را کاهش داد. چراکه به رسمیت شناختن دغدغه‌های معیشتی و اجتماعی، فراهم کردن فرصت گفت‌وگو و پاسخ‌گویی به پرسش‌های شهروندان، بخشی از مسیر بازسازی آرامش جمعی است. البته این موضوع در حوزه اقتصاد اهمیت بیشتری دارد زیرا ابهام درباره قیمت‌ها، وضعیت بازار و دسترسی به کالاهای ضروری می‌تواند تصمیم‌گیری خانوارها را دشوارتر کند.

خانواده‌ها چگونه برای بحران آماده شوند؟

در کنار سیاست‌گذاری‌های کلان، آمادگی خانواده‌ها نیز می‌تواند در کاهش سردرگمی هنگام بروز بحران مؤثر باشد.

کرمی معتقد است:

رویکرد مناسب، حرکت از تصمیم‌گیری‌های فردی و اضطراب‌آلود به سمت همکاری عملی میان اعضای خانواده و اطرافیان است.

او افزود:

نگرانی درباره کمبود احتمالی کالاها قابل درک است، اما خریدهای هیجانی و انباشت غیرمنطقی مایحتاج می‌تواند زنجیره تأمین را در سطح محلی مختل کند. در چنین شرایطی، خانواده‌های کم‌درآمدتر که امکان خرید عمده ندارند، بیشتر در معرض آسیب قرار می‌گیرند. مدیریت مصرف، خرید متناسب با نیاز واقعی و همکاری در تأمین مایحتاج می‌تواند به کاهش این فشارها کمک کند. ازاین رو این رویکرد به‌جای تشدید رقابت برای دسترسی به منابع محدود، بر استفاده منطقی از امکانات و حمایت متقابل تأکید دارد.

کرمی همچنین بر برنامه‌ریزی قبلی خانواده‌ها برای شرایط اضطراری تأکید کرد و گفت:

تعیین محل ملاقات در صورت اختلال در ارتباطات، نگهداری اطلاعات تماس ضروری به‌صورت مکتوب، پیش‌بینی نیازهای دارویی افراد بیمار و توجه به شرایط کودکان و سالمندان، از جمله اقداماتی است که می‌تواند از سردرگمی در موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده بکاهد.

کرمی افزود:

قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار تنش‌زا ممکن است تمرکز و توان تصمیم‌گیری افراد را مختل کند. همچنین اختصاص زمان مشخص برای پیگیری اخبار از منابع معتبر و جلوگیری از قرار گرفتن مداوم کودکان و سالمندان در فضای اضطراب‌آلود، بخشی از آمادگی روانی خانواده‌ها برای مواجهه با بحران است.

محله؛ نخستین حلقه حمایت اجتماعی

کرمی گفت:

در کنار آمادگی خانوادگی، شبکه‌های همسایگی و گروه‌های محلی نیز می‌توانند نقش مهمی در مدیریت بحران ایفا کنند. در شرایطی که دسترسی به خدمات عمومی با اختلال مواجه شود یا پاسخ‌گویی نهادهای رسمی زمان‌بر باشد، شناخت متقابل ساکنان یک محله و آگاهی از نیازهای فوری آنان می‌تواند به سازمان‌دهی سریع‌تر کمک‌ها منجر شود.

کرمی با اشاره به اهمیت محله در مدیریت ریسک افزود:

شبکه‌های همسایگی به دلیل ارتباط مستقیم میان افراد، در بسیاری از موقعیت‌ها امکان واکنش سریع‌تری به نیازهای فوری دارند.  شناسایی سالمندانی که تنها زندگی می‌کنند، بیماران نیازمند دارو و خانواده‌هایی که دسترسی محدودتری به امکانات دارند، می‌تواند به هدفمندتر شدن حمایت‌های محلی کمک کند.البته تقویت این ظرفیت‌ها تنها به مشارکت داوطلبانه مردم وابسته نیست.

کرمی بر ضرورت فراهم کردن زمینه فعالیت گروه‌های محلی، خیریه‌ها، انجمن‌ها و تشکل‌های داوطلب تأکید کرد و افزود:

این مجموعه‌ها می توانند در چارچوبی روشن، کمک‌های خرد و حمایت‌های اجتماعی را سازمان‌دهی کنند.در واقع، همبستگی اجتماعی زمانی به ظرفیتی مؤثر برای عبور از بحران تبدیل می‌شود که از سطح همدلی فراتر برود و به شناسایی نیازها، تقسیم مسئولیت و کمک‌رسانی عملی منجر شود.

تاب‌آوری اقتصادی بدون امنیت معیشتی ممکن نیست

با وجود اهمیت آمادگی فردی و همیاری اجتماعی، کرمی معتقد است:

مسئولیت ایجاد شرایط پایدار برای عبور از بحران را نمی‌توان صرفاً بر دوش مردم گذاشت. تاب‌آوری پدیده‌ای دستوری یا تبلیغاتی نیست، بلکه به کیفیت حکمرانی، نحوه توزیع منابع و عادلانه بودن سازوکارهای تصمیم‌گیری وابسته است.

او شفافیت در اطلاع‌رسانی و به رسمیت شناختن مشکلات معیشتی مردم را از الزامات افزایش تاب‌آوری می‌داند.

به اعتقاد این جامعه شناس، کوچک شمردن مشکلات اقتصادی یا نادیده گرفتن نارضایتی‌های اجتماعی، نه‌تنها به کاهش نگرانی‌ها کمک نمی‌کند، بلکه فاصله میان جامعه و مسئولان را افزایش می‌دهد.

کرمی گفت:

تأمین معیشت پایه و دسترسی به خدمات سلامت را از اولویت‌های اصلی مدیریت بحران است. بطوریکه خانواری که بخش زیادی از درآمد خود را صرف تأمین غذا، دارو و سایر نیازهای ضروری می‌کند، منابع و فرصت کمتری برای آمادگی در برابر شوک‌های تازه خواهد داشت. بنابراین، حمایت معیشتی هدفمند، توزیع شفاف کالاهای اساسی و توجه به خانوارهای آسیب‌پذیر، تنها سیاست‌هایی اقتصادی نیستند، بلکه می‌توانند بخشی از زیرساخت تاب‌آوری اجتماعی باشند.

او همچنین بر تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد، انجمن‌های علمی و تشکل‌های صنفی تأکید کرد و گفت:

این نهادها می‌توانند نیازهای گروه‌های مختلف جامعه را منعکس کنند، در سازمان‌دهی حمایت‌ها نقش داشته باشند و ارتباط میان مردم و تصمیم‌گیران را تقویت کنند.

در مجموع، تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند. همیاری مردم، آمادگی خانوارها و حمایت‌های محلی می‌توانند بخشی از فشار بحران را کاهش دهند، اما پایداری این ظرفیت‌ها به امنیت معیشتی، اطلاع‌رسانی شفاف و اعتماد عمومی نیز وابسته است. جامعه‌ای که از حمایت مؤثر برخوردار باشد و احساس کند صدایش در تصمیم‌گیری‌ها شنیده می‌شود، آمادگی بیشتری برای عبور از بحران‌های آینده خواهد داشت.

تبلیغات
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات